|
|
بیسرزمینتر از باد...
کشتی قهرمانی کشور در گرگان طی 3 روز برگزار شد که در دل خود اتفاقات مهمی داشت. با وجود تأکید چند باره فدراسیون مبنی بر چرخه انتخابی این رقابتها و خط خوردن غایبان، در نهایت به تعداد انگشتان دو دست از ریز تا درشت کشتی در این رقابتها غیبت داشتند. نکته تاسف بار اما در روز آخر بازیها رخ داد؛ جایی که تشک کشتی صحنه درگیریهای زشتی میان طرفین شد. آنجا که پهلوان پنبهها روی تشک، باخت را برنتابیدند و اخلاق را با گردنکشی تاخت زدند تا ثابت کنند در عصیان و بیاخلاقی، قهرمانند. کشتیگیرانی که در زمینی بد بازی کردند، همیشه به پهلوانی و معرفت شهره بودند اما این تعاریف برای آنها هرگز اعتباری نداشت. ورای این داستان تلخ و تأسفبار، از منظر کیفی نیز باید به این مسابقات نگاهی منتقدانه داشت که با وجود همه تأکیدات و خط و نشانها، باز هم نتوانست همه مدعیان را زیر سقف سالن کشتی گرگان جمع کند و تعداد غایبان سرشناس، از حاضرین نامدار بیشتر بود. پرونده امروز این مسابقات را زیر ذرهبین برده و نگاهی دوباره به اتفاقات رخ داده در متن و حاشیه مبارزات گرگان دارد.
نکند اخلاق ضربه فنی شده باشد؟
پای روضه خودت گریـــه نکـــن!
مرتضی رضایی
وقتی همه چیزمان به همه چیزمان میآید، انتهایش میشود همین؛ در فیلم قیصر که محصول سال 1348 است، آنجا که در حمامی معروف آدمی به قتل میرسد، صدای پلیس کاملاً واضح است که میگوید: «دوران درگیری و چاقو و قمه دیگر تمام شده است.» تمام نشده است! آن موقع هم تمام نشده بود و هدف فرهنگسازی برای زدن ریشه کاری بود که جان انسانها را میگرفت و هنوز هم میگیرد. 50 سال از آن سال و از آن اظهار نظر میگذرد و هنوز هم که هنوز است نه فرهنگسازی درستی انجام شده و نه ریشهای خشکانده شده. انتخابی کشتی آزاد در گرگان. تا چشم کار میکند گوشها شکسته است! هواداران هم هستند اما نه کیپ تا کیپ. یک اعتراض، یک فریاد بلند و آغاز یک تنش پرماجرا. یک پرانتز البته باید باز کرد. انتخابی کشتی چه در آزاد و چه در فرنگی همیشه حاشیههای خودش را داشته که مهمترینش شیوه آن بوده است. طوری که بارها و بارها صدای پیشکسوتان، کارشناسان و خود ورزشکاران را درآورده است. بخصوص در کشتی فرنگی که حرف واحد منتقدان به اینجا ختم میشود «مخالفت با هر فرایندی که دربرگیرنده مجموع قاعده کشتی فرنگی نباشد و برای همه فرصت برابر مبارزه ایجاد نکند» دور نشویم از درگیریها. نیش و کنایه که باشد، فریادهای بلند که باشد و اعتراضهایی از سر عصبانیت، در نهایت میشود بلوا. میشود هیزم در آتش درگیریها ریختن. (این وسط خبر رسیده که بیرون از سالن چاقو و قمه هم مشاهده شده است)
باید گوشهای نشست و دست زیر چانه به همه اتفاقهایی که در کشتی میافتد، فکر کرد. باید آن را قیاس کرد با سایر رشتهها و حتی با خود کشتی در سایر کشورها. باید ریشهیابی کرد چطور شده که یک اعتراض را برنمیتابیم و حتی راه اعتراض کردن را هم بلد نیستیم. چه شده که به کیف مأموران نیروی انتظامی لگد میزنیم و توقع برخورد درست از آنها را داریم؟ به کجا رفتهایم که دیگر شاگرد شانه استاد را نمیبوسد و درست وسط تشک کشتی یقهاش را میگیرد؟ نکند پهلوانی و جوانمردی که همیشه شعار گوش شکستهها بوده از بین رفته باشد؟ نکند پشت ادب و احترام به خاک مالیده شده باشد و دیگر چشمانی نباشند که آدم با نگاه به آنها شرمش بیاید؟ کشتی و حاشیههایش، درگیریها و بیاحترامیهایش این روزها زیادی نقل محافلند! نکند اینجا اخلاق ضربه فنی شده باشد؟
داوری روی لبه تیغ
آتش در گلستان
سام ستارزاده
آتش در گلستان؛ این عبارت خلاصه پردههای پایانی مسابقات کشتی آزاد قهرمانی کشور بود؛ جایی که طعم شیرین تماشای مبارزه خبرهترین گوششکستههای کشور برای تماشاگران نهچندان پرشمار حاضر در سالن مجموعه آزادی گرگان با طعم تند گاز فلفل درآمیخت. حضور فعال هواداران، مربیان و حتی خود کشتیگیران در درگیریهایی که تنها با مداخله مأموران نیروی انتظامی ختم به خیر شد، ما را روبهروی این پرسش قرار داد که «چه اتفاقی افتاده که هنرنمایی ورزشکارانمان بهجای لذت، مایه خشم و غضب ما ورزشدوستان میشود؟»
فاجعه فینال گرگان نمونهای از بلواهایی است که رخدادن آن در کشورمان در رشتههای ورزشی دیگر نیز عادی شده است. کماعتنایی به پرورش داوران و تأمین مالی و سختافزاری آنان در تورنمنت اخیر نیز منجر شد تا قاضیان پراشتباهی را روی تشکها ببینیم که روی تشک مسابقات، اضطراب از چهره آنان مشهود بود. تفکر توطئه رایج در اقشار هواداری، فشار روانی داوری هر رقابت را، بویژه روی قاضیان کمتجربهتر بهطور نمایی افزایش میدهند.
اشتباهات داوری در بسیاری از ورزشهای قهرمانی کشور، منشأ بروز درگیریهای ناخوشایندی هستند که فرهنگ هواداری ورزشی را بهشدت خدشهدار میسازند. پرداختن به امنیت شغلی، مالی و روانی داوران، بویژه در کشتی آزاد و فرنگی، ارزشیکمتر از سرمایهگذاری برای پرورش استعداد ندارد. این مهمترین درسی است که میتوان چه از زدوخوردهای مسابقات کشتی آزاد و چه از نمونههای مشابه آن گرفت.
نبرد مدعیان برای رسیدن به دوبنده تیم ملی
بیا به جنگِ تن به تن!
میعاد نیک
رقابتهای کشتی آزاد قهرمانی کشور که از سوی فدراسیون و کادرفنی تیم ملی کشتی بهعنوان نخستین مرحله از چرخه انتخابی برای بازیهای آسیایی و مسابقات جهانی سال ۲۰۲۲ برگزیده شده بود، با نقشآفرینی بیبدیل مدعیان مازندرانی و تهرانی به اتمام رسید. این گزاره که کشتی در ایران به حالت احتضار پیش از مرگ رسیده و تنها استانهای مازندران، تهران و فارس در حال تزریق نوشدارو به رگهای خشکیدهاش هستند، در مسابقات مهم قهرمانی کشور هم ثابت شد تا زنگ هشدار دیگر به حالت آژیر ممتد خطر دربیاید. از برجستهترین نکات رقابتهای گرگان اما حضور کادرفنی تیم ملی کشتی آزاد در قالب کمیته فنی برای بررسی شرایط آزادکاران بود؛ در شرایطی که این اتفاق در مسابقات قهرمانی کشور کشتی فرنگی رخ نداد و انتقادات زیادی به کادرفنی فرنگی وارد شد. پژمان درستکار و تیمش گرچه بیشترین ساعات را در محل برگزاری کشتیها حاضر بودند اما این مهم هم نتوانست جلوی بیمبالاتی برخی کشتیگیران نسبت به اولین مرحله از چرخه انتخابی را بگیرد. تیم آزاد در آستانه ۲ رقابت مهم باید ۲ ترکیب یکدست و مجزا را برگزیند؛ موضوعی که با حضور حداکثری دوبندهپوشان و ارجحیت دادن به جایگاه تیم ملی تحقق خواهد یافت.
کشتی در دایره کبود
لگد به اخلاق
سامان موحدی راد
حالا چند روزی از اتفاقات تاسفبار رقابتهای انتخابی تیم ملی کشتی در گرگان میگذرد. جایی که کشتیگیر بازنده سنگین وزن پس از شکست در فینال قهرمانی کشور و انتخابی تیم ملی، با بیاخلاقی هنگام خروج از سالن با لگد به یکی از نیروهای کادری نیروی انتظامی ضربه زد و عامل درگیریهای شدید در سالن شد. ویدیوی وایرال شبکههای اجتماعی و در پی آن تحلیلها و آه و افسوسهای فراوان برای جامعه ورزشی کشور. البته که میدان کشتی عرصه پهلوانی است و بنا به سوابق تاریخی و فرهنگی انتظار داریم کشتیگیرها چهرههای جوانمرد باشند اما بخوبی میدانیم که در عرصه قهرمانی به جز این ویژگیها باید عناصر حرفهای ورزش را هم در نظر داشته باشیم. همه سازوکارهای حرفهای که میتواند یک کشتیگیر را پرورش دهد و او را به چهرههای جهانی تبدیل کند، باید فراهم باشد. در چنین شرایطی میتوانیم از کشتیگیرها هم انتظار رفتاری حرفهای داشته باشیم. یکی از این موارد داوریهای درست و حرفهای است. با خودمان صادق باشیم. داوری در کشتی ما تا چه میزان حرفهای است. آیا پرداختها به آنها کافی است و چه میزان تلاش میشود تا دانش و مهارت آنها افزایش پیدا کند؟ چیزی که جرقه رفتارهای ناهنجار گرگان را زد. از سوی دیگر برخورد ما با رقابتهای قهرمانی کشور و انتخابی تیم ملی تا چه میزان حرفهای است؟ رقابتهای انتخابی تیم ملی که با غایبان زیاد و بزرگی همراه شده، میتواند یک رقابت معتبر باشد؟ خودمان برای این رقابت چقدر آبرو خریدهایم که انتظار داریم حرمتش حفظ شود؟
بیوفا به باوفاها
بیعدالتی ریشه دعوا و درگیری کشتی
دعوا در مسابقات کشوری کشتی؛ درگیری در انتخابی تیمملی کشتی. هر سال در اخبار مشابه چنین تیترهایی را میبینیم و میشنویم اما علت این همه دعوا و درگیری چیست؟ ریشه این اتفاقات ناگوار را کجاست؟
شاید یک مثال ساده از اتفاقاتی که زیر پوست کشتی رقم میخورد، همه چیز را برای ما آشکار کند. از وزن 61 کیلو شروع کنیم. در تهران کشتیگیر جوانی داریم به نام میرعلی باوفا. بچه حومه شهر که با سختی روزگار میگذراند و برای امرار معاش، سخت کار میکند و درود به شرافتش که کار را عار نمیداند. این کشتیگیر امسال در مرحله اول انتخابی تهران همه را 10 بر صفر برد و به مرحله نهایی رسید اما بهدلیل کرونا نتوانست در مرحله دوم شرکت کند و با اینکه در وزنکشی حاضر شد و پرونده پزشکیاش را هم در اختیار هیأت تهران گذاشت، نامش در میان 30 سهمیه تهران برای مسابقات کشوری قرار نگرفت.
به گذشته میرعلی باوفا نگاه کنیم. در دو سال اخیر در تمام مسابقات داخلی، از مسابقات اوپن گرفته تا جام تختی و انتخابی تیمملی امید روی سکو رفته. نفر اول وزن 61 کیلو- داریوش حضرتقلیزاده- را قبلاً دوبار برده و البته یکبار هم به او باخته. نفر دوم همین وزن که علی حسنی باشد را هم یک بار 10 بر صفر برده و یک ماه پیش هم در لیگ همین کشتیگیر را 14 بر 6 شکست داده است. اما امسال بهدلیل کرونا نامش در فهرست 30 نفری تهران قرار نگرفته است.
بحث درباره میرعلی باوفا نیست بلکه صحبت از بیعدالتی، روابط و نورچشمیهایی است که هرکدام به دلایلی جای بچههای ضعیف و بیپشتوانه جنوب شهری را میگیرند. این زمزمهها که پدر فلان ورزشکار از وضع مالی خوبی برخوردار است، همیشه پیرامون کشتی وجود داشته و انتظار این است که علیرضا دبیر، حمید سوریان و محسن کاوه که هر سه از جنوبشهر تهران آمدهاند و اکنون متولی کشتی کشور هستند، به جنگ این حواشی بروند و با شایسته سالاری، جلوی اتفاقات تلخ را بگیرند.
وقتی یک کشتیگیر احساس میکند که هر چه تلاش کند و هر چه در مسابقات انتخابی و کشوری خود را روی سکو ببرد، بازهم مورد بیمهری قرار میگیرد، در مسابقات کشوری و انتخابی تیمملی حتی اگر به حق بازنده شود هم باخت را نمیپذیرد و نتیجهاش دعوا و درگیری در مسابقات داخلی کشتی است.
چندی قبل، گروهی از کشتیگیران برای دریافت ویزای امریکا جهت مسابقه با تیم ملی این کشور به امارات رفتند و کارهای روادید آنها انجام شد اما تعدادی از کشتیگیرانی که همین دو، سه روز پیش در مسابقات کشوری روی سکوی نخست قرار گرفتند، در میان مسافران اعزامی به امریکا نیستند و همین مسأله دلخوری آنها را بهدنبال داشته است. نمونهاش داریوش حضرتقلیزاده؛ این کشتیگیر اول شده اما مجید داستان که نفر سوم این وزن است به امریکا میرود چراکه دیگر امکان جابهجایی کشتیگیر بهدلیل مشکلات دریافت روادید امریکا وجود ندارد. در این این شرایط همه میپرسند که متر و معیار انتخاب نفرات اعزامی به امریکا چیست و چرا گروهی خاص پای ثابت بسیاری از رویدادهای مهم بینالمللی هستند و در لیگ هم در تیمهای متمول کشتی میگیرند اما کشتیگیرانی به مراتب بهتر و با استعدادتر در گوشه گوشه ایرانزمین هستند و میتوانند برای ایران افتخار آفرینی کنند اما حیف که بضاعت و استطاعت مالی کافی را ندارند. دبیر و مجموعهاش که از عدالت و حقالناس حرف میزنند، باید در عمل عدالت واقعی را نشان دهند.
با دستور پزشک معالج اسطوره وزنهبرداری
جراحی قلب نصیری به تعویق افتاد
ایران ورزشی – در شرایطی که قرار بود محمد نصیری، اسطوره وزنهبرداری ایران روز گذشته در بیمارستان مدرس تهران تحت عمل جراحی قلب قرار بگیرد، این جراحی یک روز به تأخیر افتاد.
محمد نصیری، پیشکسوت وزنهبرداری ایران و دارنده سه نشان طلا، نقره و برنز المپیک در هفته گذشته بهدلیل سکته قلبی در بیمارستان مدرس تهران بستری شد. پس از معایناتی که روی قلب این ستاره و چهره ماندگار ورزش ایران انجام شد، پزشکان متوجه شدند که دریچه میترال قلب او فرسوده شده و قطعاً برای بهبودی نیاز به تغییر و انجام عمل جراحی دارد.
برهمین اساس، قرار بود روز گذشته قلب استاد نصیری جراحی شود. اما طبق نظر پزشک معالج او بهدلیل تکمیل نشدن آزمایشات لازم، این جراحی به امروز صبح (دوشنبه 27 دی ماه 1400) موکول شده است.
هم اکنون حال عمومی محمد نصیری خوب است و او در بخش مراقبتهای ویژه بیمارستان مدرس تهران بستری است تا تحت عمل جراحی قرار گیرد.
نصیری یک مدال طلا، یک نقره و یک برنز بازیهای المپیک و همچنین 5 مدال طلا، یک نقره و سه برنز مسابقات جهانی را در کارنامه دارد و در بین سالهای 1973- 1966 میلادی 15 رکورد جهانی را به نام خود ثبت کرده و در سال 1995 به تالار مشاهیر فدراسیون بینالمللی وزنهبرداری راه یافته است.
روزهای تلخ تاجیکها در سرزمین مادر
آرمن ساروخانیان
بیشتر از دو ماه از انتقال وحدت هانانوف و منوچهر صفروف به پرسپولیس میگذرد. انتقال به مدافع عنوان قهرمانی لیگ ایران نتیجه فصل فوقالعادهای بود که دو ملیپوش تاجیکستان در لیگ قهرمانان آسیا تجربه کردند. آنها با پیراهن استقلال دوشنبه بردی باورنکردنی مقابل الهلال داشتند و در مرحله حذفی همین جام مقابل پرسپولیس درخشیدند تا نمایش خوب آنها چشم گلمحمدی را بگیرد.
مذاکره و توافق با این دو بازیکن مخفیانه پیش رفت و این رسانههای تاجیک بودند که با ذوق و شوق از این انتقال پرده برداشتند. برای فوتبال تاجیکستان که در سالهای گذشته در مسیر پیشرفت قرار گرفته، انتقال بازیکن به لیگ برتر ایران معنای ویژهای دارد.
برای بازیکنان کشورهای درجه دوم فوتبال آسیا تنه به تنه شدن با بازیکنان فوتبال ایران یک محک جدی و یک گام رو به جلو محسوب میشود. اهمیت این انتقال اما فقط در مسائل فنی نیست. برای تاجیکهای فارسیزبان، ایران حکم سرزمین مادر را دارد و حسی که نسبت به اینجا دارند، نسبت به هیچ کشور دیگری ندارند. با این حال اتفاقات در دو ماه گذشته اصلاً خوب پیش نرفته و حتی برای یک دقیقه هم نتوانستهاند برای پرسپولیس بازی کنند.
هانانوف و صفروف بازیکنان بیکیفیتی نیستند و تواناییشان را در لیگ قهرمانان نشان دادهاند، ولی بعد از انتقال به پرسپولیس چوب مشکلات اداری را خوردند. در شروع پنجره پرسپولیس بسته بود و قرارداد آنها ثبت نشد، ولی بعد از نهایی شدن این انتقال هم گلمحمدی بهدلیل نگرانی از جرایم انضباطی احتمالی از این دو بازیکن استفاده نمیکند.
اولین حضور بازیکنان تاجیک در فوتبال ایران خوب پیش نرفته و هیجان اولیه آنها بابت سفر به تهران جایش را به بلاتکلیفی و نگرانی داده. طرفداران فوتبال ایران بارها حس تلخ بازی نکردن لژیونرهای ایرانی به دلایل غیرفنی را تجربه کردهاند و قطعاً فوتبالدوستان تاجیک هم این روزها با پیگیری اخبار این دو بازیکن حس مشابهی دارند. بازی نکردن برای بازیکنانی که مصدوم نباشند، بدترین اتفاق است و بیتردید آنها دوست دارند که این وضعیت زودتر به پایان برسد.
گلمحمدی در آستانه بازی با ذوبآهن از باشگاه خواسته در این باره استعلام بگیرد و در صورتی که مشکلی نباشد از آنها در جام حذفی استفاده کند. اگر طلسم این دو بازیکن شکسته شود و سرانجام بتوانند برای پرسپولیس بازی کنند، اتفاق بسیار خوبی خواهد بود.
در چنین روزی
مجتبی رفیعی هفت سال پیش در چنین روزی روزنامه ایران ورزشی با تیتر «سردار سالار» به پیروزی تیم ملی فوتبال برابر قطر پرداخته است. قطر به دلیل استفاده از بازیکنانی با ملیتهای گوناگون که با قراردادهای مالی سنگین تابعیت خود را تغییر داده بودند به «تیم 72 ملت» مشهور شده بود. در مطلبی به قلم امیر اسدی میخوانیم: «برد مقابل قطر با گل سردار آزمون. جوان 20 سالهای که برای ششمین بار در ترکیب تیم ملی بازی میکرد. او گل سرنوشتسازی به ثمر رساند. این گل به قدری مهم بود که بعد از پایان بازی باعث خوشحالی زایدالوصف کیروش شد. سردار در مورد گلی که به ثمر رساند میگوید:«نمیتوانم حرف خاصی بزنم. فقط میگویم خوشحالم که تیم ملی با گل 3 امتیازی من به پیروزی رسید و توانستم شادیام را با تماشاگران ایرانی تقسیم کنم. قطر تیم سختکوشی بود اما ما بازی خوبی انجام دادیم و در نهایت به حقمان رسیدیم.» برای خواندن این مطلب به آرشیو روزنامه ایران ورزشی مراجعه کنید. |
|
آدرس مطلب:
آدرس مطلب:
آدرس مطلب:
آدرس مطلب:
آدرس مطلب:
آدرس مطلب:
آدرس مطلب:
آدرس مطلب:
آدرس مطلب:
آدرس مطلب:
|



























