کد خبر: 240893تاریخ: 1400/10/27 00:00
نکند اخلاق ضربه فنی شده باشد؟
پای روضه خودت گریـــه نکـــن!
مرتضی رضایی
وقتی همه چیزمان به همه چیزمان میآید، انتهایش میشود همین؛ در فیلم قیصر که محصول سال 1348 است، آنجا که در حمامی معروف آدمی به قتل میرسد، صدای پلیس کاملاً واضح است که میگوید: «دوران درگیری و چاقو و قمه دیگر تمام شده است.» تمام نشده است! آن موقع هم تمام نشده بود و هدف فرهنگسازی برای زدن ریشه کاری بود که جان انسانها را میگرفت و هنوز هم میگیرد. 50 سال از آن سال و از آن اظهار نظر میگذرد و هنوز هم که هنوز است نه فرهنگسازی درستی انجام شده و نه ریشهای خشکانده شده. انتخابی کشتی آزاد در گرگان. تا چشم کار میکند گوشها شکسته است! هواداران هم هستند اما نه کیپ تا کیپ. یک اعتراض، یک فریاد بلند و آغاز یک تنش پرماجرا. یک پرانتز البته باید باز کرد. انتخابی کشتی چه در آزاد و چه در فرنگی همیشه حاشیههای خودش را داشته که مهمترینش شیوه آن بوده است. طوری که بارها و بارها صدای پیشکسوتان، کارشناسان و خود ورزشکاران را درآورده است. بخصوص در کشتی فرنگی که حرف واحد منتقدان به اینجا ختم میشود «مخالفت با هر فرایندی که دربرگیرنده مجموع قاعده کشتی فرنگی نباشد و برای همه فرصت برابر مبارزه ایجاد نکند» دور نشویم از درگیریها. نیش و کنایه که باشد، فریادهای بلند که باشد و اعتراضهایی از سر عصبانیت، در نهایت میشود بلوا. میشود هیزم در آتش درگیریها ریختن. (این وسط خبر رسیده که بیرون از سالن چاقو و قمه هم مشاهده شده است)
باید گوشهای نشست و دست زیر چانه به همه اتفاقهایی که در کشتی میافتد، فکر کرد. باید آن را قیاس کرد با سایر رشتهها و حتی با خود کشتی در سایر کشورها. باید ریشهیابی کرد چطور شده که یک اعتراض را برنمیتابیم و حتی راه اعتراض کردن را هم بلد نیستیم. چه شده که به کیف مأموران نیروی انتظامی لگد میزنیم و توقع برخورد درست از آنها را داریم؟ به کجا رفتهایم که دیگر شاگرد شانه استاد را نمیبوسد و درست وسط تشک کشتی یقهاش را میگیرد؟ نکند پهلوانی و جوانمردی که همیشه شعار گوش شکستهها بوده از بین رفته باشد؟ نکند پشت ادب و احترام به خاک مالیده شده باشد و دیگر چشمانی نباشند که آدم با نگاه به آنها شرمش بیاید؟ کشتی و حاشیههایش، درگیریها و بیاحترامیهایش این روزها زیادی نقل محافلند! نکند اینجا اخلاق ضربه فنی شده باشد؟