بیسرزمینتر از باد...
کشتی قهرمانی کشور در گرگان طی 3 روز برگزار شد که در دل خود اتفاقات مهمی داشت. با وجود تأکید چند باره فدراسیون مبنی بر چرخه انتخابی این رقابتها و خط خوردن غایبان، در نهایت به تعداد انگشتان دو دست از ریز تا درشت کشتی در این رقابتها غیبت داشتند. نکته تاسف بار اما در روز آخر بازیها رخ داد؛ جایی که تشک کشتی صحنه درگیریهای زشتی میان طرفین شد. آنجا که پهلوان پنبهها روی تشک، باخت را برنتابیدند و اخلاق را با گردنکشی تاخت زدند تا ثابت کنند در عصیان و بیاخلاقی، قهرمانند. کشتیگیرانی که در زمینی بد بازی کردند، همیشه به پهلوانی و معرفت شهره بودند اما این تعاریف برای آنها هرگز اعتباری نداشت. ورای این داستان تلخ و تأسفبار، از منظر کیفی نیز باید به این مسابقات نگاهی منتقدانه داشت که با وجود همه تأکیدات و خط و نشانها، باز هم نتوانست همه مدعیان را زیر سقف سالن کشتی گرگان جمع کند و تعداد غایبان سرشناس، از حاضرین نامدار بیشتر بود. پرونده امروز این مسابقات را زیر ذرهبین برده و نگاهی دوباره به اتفاقات رخ داده در متن و حاشیه مبارزات گرگان دارد.