سام ستارزاده
آتش در گلستان؛ این عبارت خلاصه پردههای پایانی مسابقات کشتی آزاد قهرمانی کشور بود؛ جایی که طعم شیرین تماشای مبارزه خبرهترین گوششکستههای کشور برای تماشاگران نهچندان پرشمار حاضر در سالن مجموعه آزادی گرگان با طعم تند گاز فلفل درآمیخت. حضور فعال هواداران، مربیان و حتی خود کشتیگیران در درگیریهایی که تنها با مداخله مأموران نیروی انتظامی ختم به خیر شد، ما را روبهروی این پرسش قرار داد که «چه اتفاقی افتاده که هنرنمایی ورزشکارانمان بهجای لذت، مایه خشم و غضب ما ورزشدوستان میشود؟»
فاجعه فینال گرگان نمونهای از بلواهایی است که رخدادن آن در کشورمان در رشتههای ورزشی دیگر نیز عادی شده است. کماعتنایی به پرورش داوران و تأمین مالی و سختافزاری آنان در تورنمنت اخیر نیز منجر شد تا قاضیان پراشتباهی را روی تشکها ببینیم که روی تشک مسابقات، اضطراب از چهره آنان مشهود بود. تفکر توطئه رایج در اقشار هواداری، فشار روانی داوری هر رقابت را، بویژه روی قاضیان کمتجربهتر بهطور نمایی افزایش میدهند.
اشتباهات داوری در بسیاری از ورزشهای قهرمانی کشور، منشأ بروز درگیریهای ناخوشایندی هستند که فرهنگ هواداری ورزشی را بهشدت خدشهدار میسازند. پرداختن به امنیت شغلی، مالی و روانی داوران، بویژه در کشتی آزاد و فرنگی، ارزشیکمتر از سرمایهگذاری برای پرورش استعداد ندارد. این مهمترین درسی است که میتوان چه از زدوخوردهای مسابقات کشتی آزاد و چه از نمونههای مشابه آن گرفت.