عناوین این صفحه
جستجو بر اساس تاریخ
نظرسنجی
شماره : 6761 /
۱۴۰۰ دوشنبه ۲۷ ارديبهشت
|
مرور شب رؤیایی لستر در ومبلی
براندان راجرز و تکرار معجزه!
علی بابازاده
از سال ۱۹۶۹ تاکنون هیچگاه لستر به فینال رقابتهای جام حذفی انگلستان نرسیده بود و جدال با چلسی اولین تجربه آنها در دیدار پایانیFA CUP به شمار میرفت؛ آخرین معجزه و هنرنمایی براندان راجرز، بازتابی جهانی در دنیای فوتبال داشت و این بار همه میدانستند که نقش اصلی پیشرفت، و اوجگیری مجدد روباههای کینگ پاور، کسی جز سرمربی اهل ایرلند شمالی نیست! پس از قهرمانی تاریخی و خاطرهانگیز در لیگ برتر انگلستان به همراه کلودیو رانیری، افتخارآفرینی دوبارهای رقم خورد و شاگردان راجرز توانستند با برتری یک بر صفر مقابل چلسی و توماس توخل، به مقام قهرمانی در جام حذفی انگلستان برسند.
تا پیش از شروع مسابقه، شیرهای لندن به واسطه درخشش هفتههای اخیر خود، بخت اصلی پیروزی و تصاحب جام به حساب میآمدند و کارشناسان مختلف عقیدهای به پیروزی لستر نداشتند. عملکرد توماس توخل در باشگاه جدیدش قابل قبول بوده و زمان زیادی از حذف رئال مادرید به دست بازیکنان جوان و مستعد چلسی نگذشته؛ او به پشتوانه نتایج درخشان امسال، در کنفرانسهای مطبوعاتی خود هرگز مورد مؤاخذه قرار نگرفته و بردهایش زیر سؤال نرفته است! مربی آلمانی عادت ندارد پشت بهانههای واهی و بیمنطق مخفی شود اما توانمندیهای راجرز و شاگردانش کاری کرد که درنهایت توخل پس از باخت در فینال جام حذفی برد لستر و گل زیبای یوری تیلمانس را اتفاقی شانسی بداند چرا که تیم برتر میدان از نگاه او چلسی بود. تک گل هافبک بلژیکی به زیبایی هرچه تمامتر قفل دروازه کپا را فرو ریخت و گل به خودی وس مورگان در دقیقه ۸۸ به لطف کمک داور ویدئویی مردود اعلام شد؛ بن چیلول دفاع چپ سابق لستر روی گل لحظات پایانی چلسی در منطقه آفساید قرار داشت و VAR مانع از به تساوی کشیدن مسابقه شد.
پس از پایان مسابقه براندان راجرز در خصوص پیروزی برابر چلسی و اولین قهرمانی لستر در تاریخ جام حذفی انگلیس گفت؛ «از این برد احساس غرور میکنم. این روزی تاریخی برای باشگاه لستر است؛ قهرمانی درFA CUP برای اولین بار در تاریخ اتفاق ویژهای است که حالا برای ما رخ داده. برابر حریف به دردسر افتادیم اما فکر میکنم درنهایت این ما بودیم که شایسته پیروزی و قهرمانی به حساب میآمدیم. آمدن به لستر چالش ویژهای برای من بود و اکنون خوشحالم که میتوانم شادی هواداران را ببینم. لسترسیتی به تیمی تبدیل شده که میتواند مقابل بهترینها موفق ظاهر شود و به سلطهشان پایان دهد!» توخل در فصل جاری نتوانسته از راجرز امتیازی بگیرد و بازی رفت دو تیم در لیگ جزیره هم با برتری دو بر صفر روباهها به پایان رسید؛ سهشنبه شب و در ورزشگاه استمفوردبریج شهر لندن بازی برگشت دو تیم در لیگ برتر برگزار خواهد شد و توخل چه فرصتی بهتر از این برای انتقام پیدا خواهد کرد؟ لستر با۶۶ امتیاز در رده سوم جدول جای گرفته و چلسی با۲ امتیاز اختلاف چهارم است. باخت دوباره چلسی برابر لستر ممکن است فرصت کسب سهمیه لیگ قهرمانان برای شیرهای لندن را به دردسر بیندازد و لیورپول با یورگن کلوپ منتظر چنین اتفاق ویژهای هستند.
جدال فینال جام حذفی با برتری آماری و عددی شیرهای لندن همراه بود و آنها با۶۴ درصد مالکیت، کاملاً توپ و میدان را در اختیار داشتند. چلسی باخط حمله آتشین خود توان استفاده کردن از سیزده موقعیت گل خلق شده را نداشت و در عوض این لستر بود که از شش موقعیت و تنها یک شوت در چارچوب، گل قهرمانی را ساخت!
جدای از نمایش خیرهکننده تیمی لستر، درخشش فوقالعاده کسپر اشمایکل هم در برد شنبهشب لستر در ورزشگاه ومبلی اثرگذار بود. توخل پیش از این دوبار مقابل پپ گواردیولا، یورگن کلوپ، دیگو سیمئونه، خوزه مورینیو وکارلو آنجلوتی پیروز شده بود و اکنون به لطف توان فنی براندان و نمایش ستارگانی چون اشمایکل، اولین شکست درکارنامه این مربی آلمانی مقابل راجرز به ثبت رسیده؛ اشمایکل پس از بازی و در مصاحبه با خبرنگاران، خود را خوشحالترین انسان بر روی کره زمین نامید اما نتوانست از بازی سهشنبه شب و انتقام احتمالی چلسی صحبت نکند؛ «آنقدر خوشحالم که زبانم بند آمده؛ واقعاً به حضور داشتن در چنین تیمی افتخار میکنم و همه نفرات باشگاه در راه رسیدن به فینال، و قهرمانی نقش داشتند.
روز شگفت انگیزی برایمان رقم خورده و ما از آن نهایت لذت را خواهیم برد ولی دیگر باید به فکر تمرینات و بازی برگشت در لیگ باشیم. سهشنبه در بازی بزرگ دیگری به مصاف آنها خواهیم رفت و نمیتوانیم خیلی شادی کنیم؛ چلسی و توخل حریفان سرسختی هستند و به دنبال انتقام گرفتن خواهند بود!»
طنزیم
کد اشتراک
هومن جعفری
یحیی گلمحمدی فرموده: خوابهای بدی برای پرسپولیس دیدهاند!
چنین صحبتی، درست یک روز بعد از اینکه مشخص میشود این تیم نزدیک به سی تا چهل میلیارد کمک بلاعوض از همراه اول دریافت کرده، کمی عجیب و غریب است! به نظر شما عجیب نیست؟ دو تا وزیر که پشت تیم شما حضور فعال دارند. نیمفصل که از لیگ پرتغال و قطر بازیکن گرفتید. پول هم که بیحساب و کتاب برای شما در حال آمدن و هدیه داده شدن و هبه شدن است! نکند چند بازیکن شما به کمیته انضباطی احضار شدهاند یا قرار است رأیی علیهشان ثابت شود، میشود خواب بد دیدن؟ یحیی جان اگر اینطوری باشد که خواببین اعظم خودش پشت شماست برادر!
خبر رسیده که زیدان جان هم در رئال مادرید ماندنی نیست و آلگری قرار است جایش را بگیرد. زیدان هم که باشی مدیرعامل برای نگه داشتن خودش شما را کله میکند! ای بمیری پرز که رنالدو را رد کردی، تیمت با مغز زمین خورد! یک مقدار اضافه حقوق میخواست به او میدادی. پولش را هم از ثروتمندهای مادریدی میگرفتی! صندلی هیأت مدیره را میفروختی! از همراه اول مادرید کمک بلاعوض میگرفتی! میگفت یکی از وزرای کابینه یک پول کت و کلفتی را به حساب شما هبه کند! اصلاً میگفتی یکی از کارمندان بانک مادرید اشتباهی یک پولی را به حساب شما بریزد! بلد نبودی از این کارها؟ از این مفسدان بانکی در مادرید ندارید؟ پولشویی، وامگیری، هیچ؟!
مهم نیست شما کی و چطور با تراکتورسازی قرارداد بستهاید. فقط اینش مهم است که شما میتوانید مطمئن باشید که هر وقت هوس کنید، میتوانید علاوه بر فسخ کردن قراردادتان با این تیم، هم به تیم دیگری بروید، هم به فیفا شکایت کنید! هم پولتان را میگیرید هم جریمهشان میکنید! تازه فیفا به طلبکاران تراکتورسازی وام قرضالحسنه هم میدهد. جایزه خوش حسابی و کد اشتراک را که دیگر نگو!
در چنین روزی ۲۷ اردیبهشت ۱۳۸۲
استعفای فیروز و رده دهم استقلال
فیروز کریمی به دلیل کسب نتایج ضعیف در لیگ برتر به طور رسمی از سمت خود استعفا کرد. این در حالی است که روز شنبه هفته پایانی لیگ برتر برگزار خواهد شد و استقلال در این روز باید در آبادان به مصاف تیم نفت برود. طبق اعلام علی فتح اللهزاده، صادق ورمرزیار و اصغر حاجیلو در این مسابقه تیم را هدایت خواهند کرد. ساکت الهامی دستیار دیگر کریمی نیز از سمت خود استعفا کرده است.
مدیر عامل استقلال در خصوص جانشین کریمی در استقلال عنوان کرد: «از سه مربی خواستهایم تا روز یکشنبه برنامههای خود را برای هدایت استقلال به باشگاه ارئه کنند.»
وی افزود: «مصطفی دنیزلی، پرویز مظلومی و امیر قلعهنویی گزینههای اصلی سرمربیگری استقلال در این فصل هستند. دو گزینه ایرانی استقلال یعنی قلعهنویی و مظلومی هماکنون در تیم مس کرمان و ابومسلم مشغول به فعالیت هستند و روز شنبه قرارداد این دو نفر با باشگاههای خود به اتمام میرسد. مصطفی دنیزلی سرمربی ترکیهای که در گذشته هدایت تیم پرسپولیس را برعهده داشت، در حال حاضر در هیچ تیمی فعالیت نمیکند. منابع نزدیک به باشگاه استقلال عنوان میکنند بخت قلعهنویی برای سرمربیگری استقلال بیشتر از دیگران است. استقلال در این فصل با 43 امتیاز در مکان دهم جدول قرار دارد و 12 شکست را که در تاریخ باشگاه بیسابقه بوده را در کارنامه خود ثبت کرده است.
وقتی عبرت نمیگیریم
خشونت برای سکوهای خالی
سام ستارزاده
نقطه اوج گزارش محمدرضا احمدی در شهرآورد ۹۵، یک جمله یا فریاد بهیاد ماندنی و خوشتحریر نبود؛ بلکه یک درد و دل حدوداً ۸۰ ثانیهای از وضعیتی بود که بر اطراف مستطیل سبز بازی حاکم بود. صحبتهای احمدی در دقیقه ۶۵ تقابل سرخابیها در مورد اتفاقاتی نظیر صحبت از پشت دروازه با داور وسط و حرفهای ناشایستی که از میکروفونهای کنار زمین به گوش وی میرسید، کاملاً صادقانه و از ته دل بیان شدند. این مسائل، هرچند کوچک به نظر برسند، دقیقاً مسائلی هستند که تفاوت میان فضای فوتبال ایران و یک فضای فوتبال حرفه را رقم میزنند.
متأسفانه، درگیری و خشونت جزو جداییناپذیری از بازیهای بزرگ فوتبال ایران شده. فرقی ندارد که این بازی دربی باشد یا تقابل یکی از سرخابیها با سپاهان. در مورد درگیریهای دقایق پایانی بازیکنان دو تیم نیز، محمدرضا احمدی جمله قابلتوجهی بر زبان آورد مبنی بر اینکه در این شهرآورد خبری از تماشاگران هم نیست که بخواهیم چنین دعواهایی را بر گردن جو متشنج حاکم بر سکوها بیندازیم. چنین حقیقتی نهتنها بهوضوح درباره شهرآورد اخیر، بلکه درمورد آشوبی که پس از تساوی سپاهان و پرسپولیس در نقش جهان ایجاد شد نیز کاملاً صدق میکند.
زمانی که در مصاف باشگاههای برتر که بهنوعی چکیده فوتبال ایران هستند و برترین بازیکنان لیگ را در خود جای دادهاند، بیموردترین درگیریهای بیوقفه را حتی در بازیهای بدون تماشاگر ماههای کرونایی بهعنوان یک رخداد عادی شاهد هستیم، این حواشی زشت و زننده رفتار ناپخته و غیرحرفهای بخش غالبی از فوتبال داخلی کشورمان را تداعی میکند (اگر نخواهیم این ویژگی را به کل این فضا اطلاق کنیم). مجادله با داور بازی و دستیارانش، عادت به انداختن تقصیرات بر گردن عوامل خارجی، پرخاش نابهنگام در حین بازی یا بلافاصله پس از آن، اگر در بازیهای بزرگ لیگ به این سادگی دیده میشوند، روتینهای ناشایست کل لیگ برتر هستند که نشان میدهد رفتار و تفکر حرفهای در آکادمیهای فوتبال به بازیکنان بهخوبی تدریس نشدهاند.
دریبل و شوتزنی، تاکتیکهای بازی، تمرینات افزایش آمادگی جسمانی و هر مسأله فنی دیگری با آموزش و تمرین به بازیکنان پایه افزوده میشوند اما به همین اندازه، متأسفانه از سنینی که باید شخصیت حرفهای این جوانان شکل بگیرد، از بعد روحی و روانی آنان غفلت ورزیده میشود. روانشناسی در آکادمیهای فوتبال ما جایگاه برجستهای ندارد تا تسلط بازیکنانمان به روان خود در شرایط پرفشار و حساس نسبت به بازیکنانی که از نوجوانی شخصیت حرفهای را جدیتر از مباحث فنی فوتبال فرا گرفتهاند، کمتر باشد.
نیمهنهایی جام ملتهای ۲۰۱۹ امارات هنوز از یادها نرفته. برترینهای فوتبال ایران تاوان یک اعتراض نابجا به داوری را به سختترین شکل ممکن دادند اما فوتبال ما هنوز به قدری عبرت نگرفته که به دنبال راهکاری برای کاهش این تنشهای فرسایشی بیحاصل و تقویت شخصیت حرفهای بازیکنان مطرح خود باشد. هرچند ریشهکن شدن این موضوع با توجه به آن در فوتبال پایه ممکن است اما در کوتاهمدت نیز میتوان روی کمک پیشکسوتهای برجسته داوری حساب کرد تا بتوان دستکم بازیکنانمان را در ارتباط مؤثر با داوران یاری کنیم؛ نظیر کاری که باشگاه تراکتور پیش از آغاز لیگ قهرمانان آسیا انجام داد.
یک بیماری رسانهای رایج
رها کردن فوتبال چسبیدن به چند صحنه
فرشاد کاسنژاد
حرفها و تصاویری از اعتراض به داوری را پیش از دربی، در جریان دربی و پس از دربی شنیدهایم و دیدهایم. فارغ از اینکه حساسیتهای خاص دربی منجر به پرخاش بیشتر میشود اما این روحیه و بیاعتمادی جریان رایجی در فوتبال ایران است.
بیشک عملکرد داوران در این بیاعتمادی نقش دارد و تصور اینکه آنها کیفیت مناسبی ندارند یا عادلانه قضاوت نمیکنند نیز منجر به پرخاش میشود، در حالیکه داوری در ایران هرگز کیفیتی پایینتر نسبت به کیفیت فنی فوتبال ایران ندارد و فساد در داوری نیز اگرچه نشانههایی از آن در فوتبال ایران پیدا شده اما یک جریان حاکم بر فوتبال نیست.
اعتراضها اما همیشه شدت دارند و به شکلی بیمارگونه نتایج تیمها به چگونگی داوریها ربط داده میشود.
از سالهایی که بررسی داوریها به مهمترین بحث پرمخاطبترین برنامههای ورزشی تلویزیون تبدیل شد، نه تنها اعتراضها کمتر نشدند، بلکه این تصور تقویت شد که داور نتیجه بازی را رقم میزند. بررسی عملکرد داوران در برنامه ۹۰ کار را به اینجا رساند که بنشینند و حساب کنند و ببینند کدام تیم از داوریها چقدر سود برده و کدام تیم چقدر ضرر کرده است. این یک بررسی سادهلوحانه و بیمعنا در فوتبال است. نتیجه فوتبال را کیفیت فنی در زمین رقم میزند و این حساب کردنهای اشتباهات داوری فقط از کسانی برمیآید که فوتبال را نمیشناسند و بازی را در چند سوت داور خلاصه میکنند.
ترویج این نگاه بیمارگونه در فوتبال، مفاهیم فوتبال را تغییر داده است و عدهای را دچار این تصور کرده که داوران تعیینکنندگان نتایج بازیها هستند و تصمیمات آنها سرنوشت بازی را رقم میزند، در حالیکه بهتر بود و بهتر هست که به جای تمام آن زیادهرویها در بررسی عملکرد داوران، درباره فوتبال حرف بزنیم.
رسانههایی که حرفی درباره فوتبال و مسائل اساسی آن نداشتند، با بررسی اینکه اوت بود یا نبود، کرنر بود یا نبود، پنالتی بود یا نبود، هر هفته ساعتها جذابیتی کاذب را تولید کردند، برنامههایی که هرگز پرسشگری درباره موضوعات کلیدی فوتبال را رواج ندادند و اسیر اوت و کرنر شدند.
این توجه بیمارگونه به تصمیمات داوران و تمام فوتبال را رها کردن و به چند صحنه و چند تصمیم داور چسبیدن، اسمش بررسی فوتبال نیست.
شهرآوردی به طعم خشم
زیر رگبارِ مصیبت
میعاد نیک
دربی ۹۵ حتی از ساعتهای پیش از آغاز به محلی برای تسویهحسابهای شخصی و بازگشایی خشمهای فروخورده مبدل شده بود و تعیین یک داور نهچندان قاطع و مصمم توسط فدراسیون فوتبال نیز به استحاله این جدل سنتی از فوتبال به میدان جنگ قبیلهای کمک شایانی کرد. شائبههایی که با حمایت گاه و بیگاه جریانهای عموماً رنگی رسانهای درحال تبدیل به یقین در اذهان هواداری و حتی حرفهای است، حالا خودش را به بالاترین حد تهییج و تخریب افکار عمومی رسانده و ابراز غضب در زمین بازی هم از ابتلائات ناگزیر سیطره چنین رفتارهایی است.
شهرآورد همیشه حساس تهران اگر چه میتوانست خیلی کمحاشیهتر از آنچه پیش آمد، برگزار شود اما تقریر برخی نظرات ضدونقیض توسط تیمهای رسانهای اطراف دو باشگاه سرخابی و حتی سرمربیان و بازیکنان این دو تیم باعث آن شد که در واپسین لحظات، بغض دیرینه سر باز کند و رگباری از فحاشی، ضربات بیمهابا و البته بیاحترامی بر استادیوم آزادی مستولی شود. از همان دقایق نخست دربی ۹۵ و ناتوانی محمدرضا اکبریان در تنظیم سرعت مسابقه و اتخاذ تصمیم صحیح در موقعیتهای حساس، محرز بود که این قطار در ریل خوشایندی حرکت نمیکند و بالاخره با اشتباه یک سوزنبان، زمینههای مصیبت فراهم خواهد شد.
تمکین از سوتهای غالباً ضعیف قاضی شهرآورد توسط بازیکنان و کادرفنی دو تیم استقلال و پرسپولیس درنهایت به بروز یک ناهنجاری واقعی کشیده شد. شاید اگر فدراسیون فوتبال و ارکان مسئول در تعیین تیم داوری دربی کمی دقت بیشتری داشتند و از گزینههای بهتری برای قضاوت در این دیدار فوقحساس استفاده میکردند، با کمی مدیریت و تمشیت میشد از وقوع چنین بحران خودخواستهای جلوگیری کرد. با این همه باز هم نباید از نقش تفکر آماتور در بروز چنین رفتارهایی بهسادگی گذشت؛ واقعیت این است که اکثریت قریب به اتفاق بازیکنان و مربیان شاغل در فوتبال باشگاهی ایران هنوز هم از بدیهیترین اصول رفتار حرفهای آگاهی ندارند و گاهی با نظرات واقعی اما بدموقع خود، زمینههای وقوع چنین مشکلاتی را بیواهمه تشدید میکنند.
جنگ برای لایک و فالوئر
هیاهو برای هیچ
سامان موحدی راد
به نظر میرسد یک اصل اساسی در دنیای سیاست ایرانیها کمکم راهش را به سایر حوزهها هم باز کرده است. آن هم این استراتژی آشناست که وقتی چیزی برای گفتن نداری تا میتوانی با شلوغبازی فضا را متشنج کن. سالها این مملکت سیاستمدارانی داشته که ناکارآمدیهای اجراییشان را پشت جنجال و هیاهوی اظهارنظرهای عجیب و غریب، دعواهای ساختگی و کارهای غیر معمول پنهان میکردند. از آنجا که دهههاست این روش جواب داده، در فوتبال هم همین نسخه گویا جواب میدهد و بسیاری دیده میشوند که کمکاریهای فنیشان را پشت جنجالهای بیهوده پنهان میکنند. نمونه آخرش همین دربی ۹۵ بود که علیرغم تمام حواشی و جنجالها، بازی چندان جذابی نبود و آنچنان حرف تاکتیکی در زمین زده نشد اما تا دلتان بخواهد دعوا و درگیری و توقف بازی به دلیل این رفتارها در جریان بود. حتی ورزشگاه خالی از تماشاگر هم دلیلی برای آرامتر دنبال کردن بازی نبود و خشونت در میدان حرف اول را میزد؛ از خشونت کلامی تا درگیری فیزیکی و صحنههای ناراحت کننده پایان بازی. به نظرم شاید مهمترین دلیل حرکت دو تیم به سمت چنین نمایش ناراحتکنندهای همین ضعف فنی آنهاست. به هر حال آنها به دنبال کسب رضایت هوادارانشان هستند و اگر نمیتوانند این مهم را با کیفیت فنیشان تأمین کنند باید با نمایشی از آنچه خودشان «غیرت» مینامند در میان هواداران اسم و رسمی پیدا کنند. جالب اینکه این رفتارشان در میان تماشاگران هم پسندیده است. یعنی هر حرکت حاشیهای از آنها به سرعت در شبکههای اجتماعی و کانالهای هواداری وایرال میشود و برای آنها فالوئر روی فالوئر و لایک پشت لایک به همراه دارد. در حالی که طبیعتاً باید تماشای یک بازی جذاب و روان برای تماشاگران اصل باشد نه یک صحنه نبرد گلادیاتوری که مدام با درگیری بازیکنان متوقف میشود و بازی از ریتم همیشگیاش میافتد.
نفوذ فرهنگ هواداری در شبکههای اجتماعی و خزیدنش در اینستاگرام و تلگرام و توییتر هم البته بر شدت گرفتن این مسأله میافزاید. دیگر چندان برای ستارههای فوتبال درخشیدن در زمین شاید مهم نباشد و نیم نگاهی به شاتها و صحنههایی دارند که از آنها ممکن است در شبکههای اجتماعی وایرال شود. به هر حال هرچه که هست در این سالها شاهد شدت گرفتن غلبه حاشیه بر متن هستیم. بازیکنانی که ضعف عملکردشان را در سایه جنجال آفرینیهایی پنهان میکنند و از بازی بزرگی مثل دربی که میتواند چشم و چراغ هیجانانگیز یک دوره لیگ باشد، برای معروف شدن خودشان استفاده میکنند.
|
|
آدرس مطلب:
آدرس مطلب:
آدرس مطلب:
آدرس مطلب:
آدرس مطلب:
آدرس مطلب:
آدرس مطلب:
آدرس مطلب:
آدرس مطلب:
|
ویژه نامه | آرشیو