فرشاد کاسنژاد
حرفها و تصاویری از اعتراض به داوری را پیش از دربی، در جریان دربی و پس از دربی شنیدهایم و دیدهایم. فارغ از اینکه حساسیتهای خاص دربی منجر به پرخاش بیشتر میشود اما این روحیه و بیاعتمادی جریان رایجی در فوتبال ایران است.
بیشک عملکرد داوران در این بیاعتمادی نقش دارد و تصور اینکه آنها کیفیت مناسبی ندارند یا عادلانه قضاوت نمیکنند نیز منجر به پرخاش میشود، در حالیکه داوری در ایران هرگز کیفیتی پایینتر نسبت به کیفیت فنی فوتبال ایران ندارد و فساد در داوری نیز اگرچه نشانههایی از آن در فوتبال ایران پیدا شده اما یک جریان حاکم بر فوتبال نیست.
اعتراضها اما همیشه شدت دارند و به شکلی بیمارگونه نتایج تیمها به چگونگی داوریها ربط داده میشود.
از سالهایی که بررسی داوریها به مهمترین بحث پرمخاطبترین برنامههای ورزشی تلویزیون تبدیل شد، نه تنها اعتراضها کمتر نشدند، بلکه این تصور تقویت شد که داور نتیجه بازی را رقم میزند. بررسی عملکرد داوران در برنامه ۹۰ کار را به اینجا رساند که بنشینند و حساب کنند و ببینند کدام تیم از داوریها چقدر سود برده و کدام تیم چقدر ضرر کرده است. این یک بررسی سادهلوحانه و بیمعنا در فوتبال است. نتیجه فوتبال را کیفیت فنی در زمین رقم میزند و این حساب کردنهای اشتباهات داوری فقط از کسانی برمیآید که فوتبال را نمیشناسند و بازی را در چند سوت داور خلاصه میکنند.
ترویج این نگاه بیمارگونه در فوتبال، مفاهیم فوتبال را تغییر داده است و عدهای را دچار این تصور کرده که داوران تعیینکنندگان نتایج بازیها هستند و تصمیمات آنها سرنوشت بازی را رقم میزند، در حالیکه بهتر بود و بهتر هست که به جای تمام آن زیادهرویها در بررسی عملکرد داوران، درباره فوتبال حرف بزنیم.
رسانههایی که حرفی درباره فوتبال و مسائل اساسی آن نداشتند، با بررسی اینکه اوت بود یا نبود، کرنر بود یا نبود، پنالتی بود یا نبود، هر هفته ساعتها جذابیتی کاذب را تولید کردند، برنامههایی که هرگز پرسشگری درباره موضوعات کلیدی فوتبال را رواج ندادند و اسیر اوت و کرنر شدند.
این توجه بیمارگونه به تصمیمات داوران و تمام فوتبال را رها کردن و به چند صحنه و چند تصمیم داور چسبیدن، اسمش بررسی فوتبال نیست.