عناوین این صفحه
جستجو بر اساس تاریخ
نظرسنجی
شماره : 6713 /
۱۳۹۹ پنج شنبه ۱۴ اسفند
|
|
ماجرای پنالتیهایی که گرفته نمیشوند
آیا داوران علیه منچستریونایتد شدهاند؟
جوردن سوارد
قضیه منچستریونایتد، پنالتیها و تئوریهای توطئه چیست؟
سالها آنها بهعنوان باشگاهی شناخته میشدند که داوران در محوطه جریمه با آنها مهربان بودند. آنها حالا میگویند بهدلیل نفوذ دیگران برایشان پنالتی گرفته نمیشود.
اول قضیه یورگن کلوپ پیش آمد که ادعا کرد: «در دو سال اخیر برای منچستریونایتد بیشتر از 5 سال و نیم دوران حضور من در لیورپول پنالتی گرفتهاند.» البته این حرف او کاملاً درست نبود. در زمانی که کلوپ این حرف را زد، لیورپول در 199 بازی در لیگ برتر زیر نظر این مربی آلمانی، از اکتبر 2015، صاحب 30 ضربه پنالتی شده بود. یونایتد از دسامبر 2018 که اولهگونار سولشر به این تیم پیوست، در 75 بازی در لیگ 27 پنالتی داشت.
سولشر بلافاصله کلوپ را متهم کرد که نقشهای شریرانهتر در سر دارد و هدفش این است که روی داوران تأثیر بگذارد. در جریان تساوی ناامیدکننده یونایتد با وستبروم در ماه گذشته، در ابتدا یک پنالتی برای یونایتد گرفته شد اما پس از بازبینی ویدئویی، نظر داور برگشت. هری مگوایر، کاپیتان تیم به این اشاره کرد که صحبتهای کلوپ تأثیری جدی روی تصمیمات داوران بازیهای یونایتد گذاشته است. مگوایر در پیامی که آشکارا خطاب به کلوپ بود گفت: «از وقتی افراد سایر تیمها درباره ما حرف زدهاند، اوضاع اینطور شده است.» همیشه راحتتر است که برای بداقبالیهایتان، انگشت اشاره را به سمت فرد دیگری بگیرید اما آیا مگوایر، سولشر و یونایتد حرف درست را میزنند؟
پیش از صحبتهای کلوپ، یونایتد در 25 بازی صاحب 11 پنالتی شده بود. از آن هنگام تاکنون در 16 بازی تنها دو پنالتی برایشان گرفته شده است. آیا این تصادفی است؟ احتمالاً بله. تردیدی نیست که در هفتههای اخیر یونایتد خوششانس نبوده اما سولشر مطمئن است این حرفها روی تصمیماتی که علیه تیمش گرفته شده تأثیرگذار بوده است. در بازی یونایتد و چلسی در این هفته هم یک پنالتی آشکار برای تیم سولشر گرفته نشد. بازی با تساوی بدون گل به پایان رسید و یونایتد دو امتیاز حیاتی را در کورس قهرمانی از دست داد. توپ در محوطه جریمه چلسی به دست کالوم هادسون-اودوی برخورد کرد که با میسون گرینوود بر سر توپ میجنگید، اما استوارت آتول، داور مسابقه، حاضر به اعلام پنالتی نشد. او البته صحنه را با VAR بررسی کرد و حتی کمکداوران ویدئویی هم به او گفتند این صحنه پنالتی است اما آتول تصمیم خود را تغییر نداد و این باعث خشم سولشر شد و بسیاری از بینندگان هم تعجب کردند.
حتی مارک کلاتنبرگ در مقالهاش در اسپورتسمیل نوشت برایش حیرتانگیز بوده که داور صحنه را پنالتی نگرفته: «دست هادسون-اودوی در وضعیت غیرمعمول قرار داشت و توپ بهروشنی به دست او برخورد کرد.»
سولشر که عصبانی بود به صحبتهای پیش از بازی باشگاه چلسی درباره هری مگوایر اشاره کرد. آنها مطلبی منتشر کرده بودند که در آن نوشته شده بود این مدافع در نبردهای اخیر با چلسی از نظر VAR شانس آورده است و «نفوذ باشگاههای دیگر» باعث شده تصمیمات مهمی علیه تیمشان گرفته شود.
سولشر گفت: «از اینجا هم میشد دید که خطای هند اتفاق افتاده است. آنوقت آنها علیه ما مطلب مینویسند و میگویند مدافع ما هند میکند. این اتفاق دو امتیاز را از ما گرفت. من نمیخواهم جنجال ایجاد کنم اما اوضاع اینگونه درست نیست. همه درباره نفوذ باشگاههای دیگر حرف میزنند و پیش از بازی درباره VAR و هری مطلب در وبسایت آنها گذاشته میشود. این کار باعث میشود داوران تحت تأثیر قرار بگیرند. شما میتوانید بخوانید که درباره هری مگوایر چه گفتهاند و چه فشاری روی داوران آوردهاند تا برای ما پنالتی نگیرند. ما دیدیم یک مربی، که فرانک بود، همه این ماجراها را شروع کرد. حرفهای زیادی درباره پنالتیهای ما میزنند، در حالی که تردیدی نیست که امروز باید یک پنالتی به سود ما گرفته میشد.»
یونایتد قربانی یک تصمیم جنجالی شد اما حتی سولشر هم پذیرفت تیمش به اندازه کافی فرصت خلق نکرد تا شایسته پیروزی باشد. پس گفتن اینکه این پنالتی دو امتیاز از آنها گرفت، بیش از هر چیزی یک فرضیه است، نه چیز دیگر. کسی چه میداند، اگر یونایتد پنالتی را میگرفت و آن را گل میکرد، احتمالش نبود که چلسی دست به حملات گسترده بزند و گل مساوی را به ثمر برساند؟
قابل درک است که یونایتدیها از آن تصمیم خاص مقابل چلسی عصبانی باشند اما پنالتیهای دیگری که ادعا دارند برایشان گرفته نشده، بسیار مبهمتر از این بودهاند.
اما ماجرای یونایتد چندان گریهآور نیست. اگر دو پنالتی مقابل چلسی و وستبروم گرفته میشد، آنها بیشترین تعداد پنالتی در این فصل لیگ برتر را داشتند. یونایتد حالا بهجای 10 پنالتی، 8 پنالتی زده است و در رده دوم جدول بیشترین پنالتیها قرار دارد. آنها نباید خیلی ناراحت باشند، حتی اگر این احساس را داشته باشند که همه علیهشان هستند.
منبع: دیلیمیل
حاشیه
تایسون: دوربین، بزرگترین ماده مخدر است
مایک تایسون گفته بزرگترین ماده مخدر در دنیا «دوربین» است. این در حالی است که او پیش از این معتاد به کوکائین هم بوده است.
تایسون در سال 1986 تبدیل به چهرهای مهم در ورزش و در 20سالگی جوانترین قهرمان سنگینوزن تاریخ شد، اما او میگوید با شهرت و ثروتی که به دست آورده دچار مشکل شده و البته دوران اوج خود را بهدلیل اعتیاد به مواد مخدر از دست داده است.
او حالا 54 سال دارد و دیگر کوکائین و الکل مصرف نمیکند. تایسون حالا درباره خطرات شهرت و غرور صحبت کرده است. او در پادکست خود میگوید: «به نظرم بزرگترین ماده مخدر در دنیا همین دوربین است. به نظرم اعتیاد به دوربین حتی از اعتیاد به شکر هم قویتر است. بله، افراد باهوش هم نمیتوانند دست از عشق بیش از حد به خود بردارند.» تایسون که در سال 1992 سه سال را به اتهام تجاوز در زندان گذراند، همچنان بشدت این اتهام را رد میکند. او البته گفته تا سال 2005 که بازنشسته شد و بعد از آن، به مصرف مواد میپرداخته است. او از سال 2019 پادکست هاتباکسین را به راه انداخته است و گفته پس از آن از مصرف کوکائین و الکل دست کشیده است. به این ترتیب بود که او توانست در سال 2020 از نظر بدنی به فرمی عالی برسد و به رینگ برگردد. تایسون با روی جونز جونیور 52ساله یک نبرد در هشت راند برگزار کرد. مایک آهنین حالا آماده سومین رویارویی خود با ایواندر هالیفیلد 58ساله میشود. نبرد قبلی این دو 24 سال پیش بود و در آن، تایسون گوش هالیفیلد را گاز گرفت. هرچند تایسون توانسته به روند خوب زندگی برگردد اما سالها بهدنبال شهرت رفتن باعث شد حتی در آستانه مرگ قرار بگیرد. او میگوید: «این مواد مخدر است. من آنقدر درگیر این ماجراها شده بودم که نزدیک بود بمیرم! من فکر میکردم آدم واقعاً خاصی هستم. میدانید واقعاً واقعاً واقعاً فکر میکردم خاص هستم. دیگران باید با من بهطرز متفاوتی رفتار میکردند. من فکر میکردم باید این کارها را انجام بدهم.»
باشگاه چلسی کفشهای بازیکنان را در مایکروویو گرم میکند!
گرم کردن کفش ورزشی تبدیل به ماجرای بزرگی شده است. چلسی از یک فر مایکروویو برای گرم کردن کفش بازیکنان پیش از مسابقات استفاده میکند. آنها البته از روشی با بودجه کم بهره میگیرند اما رقیبانشان دست به روشهای پیشرفتهتر زدهاند.
ولوز، آرسنال، منچستریونایتد و ساوتهمپتون از باشگاههایی هستند که از فناوری cleatPRO استفاده میکنند. این ابزار شبیه به یک بخارپز برای کفشهاست و البته یک نسخه سبکتر از آن هم وجود دارد تا بتوان در دیدارهای خارج از خانه از آن استفاده کرد.
یک مربی گفته: «وقتی بازیکن بودم، اگر کفشهایم را داخل یک جعبه کوچک میگذاشتم و آن را داخل آب جوش میانداختم تا پیش از بازی گرم شود، سرم را داخل همان آب جوش فرو میبردند!»
یک باشگاه دیگر در لیگ برتر هم یک ابزار به نام FORMBASE را امتحان کرده که بازیکنان نامش را «اجاق کفش» گذاشتهاند. آنها از این ابزار راضی هستند و آن را سفارش دادهاند.
باشگاهها کفشهای بازیکنان خود را داخل این دستگاهها قرار میدهند و 10 دقیقه بعد آنها را برمیدارند.
در این میان باشگاه ثروتمند منچسترسیتی از یک دستگاه گران شرکت اتریشی وینتراشتایگر استفاده میکند که تخصص آنها در زمینه گرم کردن کفشهای اسکی است.
به بهــــــــانه دعوای آمــــــاری منچــــــــــــــــــــسترسیتی با «اوپتا»
رکـــوردشکنــــی زوری
سیتی معتقد است اوپتا حقش را خورده اما این مطلب نگاهی میکند به اتفاقات شگفتانگیز تاریخ فوتبال که ادعای سیتی را رد میکنند
مارتین ساموئل
گاهی باشگاهی فوقالعاده موفق مثل منچسترسیتی خیلی بدقلقی میکند. همین دعوایشان با «اوپتا» را در نظر بگیرید؛ کمپانی انگلیسی که برای 30 رشته ورزشی در 70 کشور اطلاعات و آمار و تحلیل تهیه میکند. میشود گفت سیتی رکورد بهجامانده زیادی باقی نمیگذارد، پس موضوع چیست؟
اوپتا تأکید دارد پپ گواردیولا در برد شنبه مقابل وستهم به پیروزی دویستم خود در 273 بازی به عنوان مربی سیتی دست یافته. این کمترین تعداد بازی در تاریخ انگلیس است برای اینکه یک مربی به 200 برد برسد، برای همین اوپتا به گواردیولا تبریک گفته. پاسخ سیتی اما این بوده که این دستاورد در برد جام حذفی مقابل سوانزی به دست آمده. آمار سیتی شامل سه پیروزی در ضربات پنالتی در رقابتهای مختلف نیز میشود.
آنها همچنین با اعلام اوپتا مبنی بر اینکه بازی سوانزی پانزدهمین برد متوالی سیتی را رقم زده و رکوردشکن بوده، مخالف هستند. باشگاه ادعا میکند این رکورد در فصل 2018-2017 شکسته شد وقتی سیتی در فاصله شهریور تا آذر 20 پیروزی پیاپی به دست آورد.
یک مشکل؛ دوازدهمین بازی سیتی در این لیست، تساوی بدون گل با ولورهمپتون در جام اتحادیه بود که به پیروزی 4 بر یک در ضربات پنالتی انجامید. اوپتا شمارش را متوقف کرده چون در پایان وقت قانونی بازی مساوی شده اما سیتی نظر دیگری دارد و میگوید «آمارگیرها و قانونگذاران قهار» نظرش را تأیید میکنند.
واقعاً؟ چه کسی؟ چون در هر کتاب فوتبالی در هر کتابخانهای نوشته مسابقهای که به ضربات پنالتی کشیده میشود، مساوی شده. هرگز برد در ضربات پنالتی از نظر آماری برد محسوب نمیشود. این بازی مساوی شده و بنا بر مصالح و اینکه باید نتیجهاش مشخص شود، ضربات پنالتی تعیینکننده است.
اینکه بحث کجا به پایان میرسد، خدا میداند اما سیتی آنقدر احساس قدرت میکرد که وارد مباحثه با اوپتا شود. خیلی از هواداران از سیتی حمایت میکنند.
آن وقت فینال جامجهانی 1994 چه میشود؟ اگر مساوی بود، چرا برزیل جام گرفت؟ چه کسی جرأت میکند بگوید سر الکس فرگوسن فقط یکبار قهرمان لیگ قهرمانان شد و پیروزی در ضربات پنالتی برابر چلسی در سال 2008 مساوی بوده؟
این یک سوءتفاهم عمدی از کارکرد فوتبال است. یک برنده داریم و یک نتیجه. برنده بهخاطر ضرورت است مثل اینکه تورنمنت باید ادامه داشته باشد یا یک تیم باید جام را ببرد اما نتیجه با سوت پایان مشخص میشود. این به مصلحت و مقتضی است، دیگر بازی فوتبال نیست، ابزار تعیین اتفاق بعدی است. راههای دیگری هم بوده.
آیا ایتالیا بازی نیمهنهایی جام ملتهای اروپا در سال 1968 برابر شوروی را برده؟ با استدلال منچسترسیتی، بله. بازی در ناپل بدون گل مساوی شد و تورنمنت آن موقع آنقدر کوچک بود که چهار تیم در آن حضور داشتند و برنامهاش خیلی فشرده دنبال میشد، زمانی برای بازی تکراری نبود. جاکینتو فاکتی، کاپیتان ایتالیا در مسیر تونل به سمت رختکن با همتایش در شوروی و دو مسئول اجرایی و داور آلمانی حضور داشتند، شیر یا خط کردند، فاکتی برنده شد. 70هزار نفر در استادیوم منتظر برنده بودند و حضور همراه با خوشحالی فاکتی آن را مشخص کرد.
این هم پیروزی است؟ ایتالیا آن بازی را برد، باید برنده میشد، صعود کردند و صعود بردن است بدون اینکه شرایطش اهمیتی داشته باشد.
لیورپول هم در بازی یکچهارم نهایی جام باشگاههای اروپا در فصل 1965-1964 برابر کلن همینطور برنده شد. دو تیم رفت و برگشت بدون گل مساوی شدند. بازی تکراری در روتردام هم 2 بر 2 شد. وقت اضافه هم برنده را تعیین نکرد، باز هم سکه.
ران ییتز کاپیتان لیورپول خودش را زودتر به «روبر شو»، داور بلژیکی در دایره وسط زمین رساند و گفت لیورپول خط میخواهد. سکه در قسمتی از چمن کندهشده افتاد، شیر بود. ییتز هوشمندانه خواست تکرار شود. ییتز با یادآوری آن خاطره میگوید: «داور گفت حق با شماست، آقای ییتز. فکر میکردم ولفگانگ اوورات، کاپیتان آنها او را میزند چون او گفته بود شیر. داور دوباره انداخت و اینبار خط آمد.»
بنابراین شاید آن بازی را لیورپول برده باشد اما آیا واقعاً تیمی که در مرحله بعد مغلوب اینترمیلان شد، نتیجه را به نفع خود کرده یا اینکه تورنمنت دیگر بعد از 300 دقیقه فوتبال وقتی نداشت و باید برنده را مشخص میکرد تا مسابقات ادامه یابد. اینتر سوم مارس به نیمهنهایی رفت و لیورپول 21 روز بعد.
فوتبال پر از این داستانهاست و برای همین است که متخصصان آمار بین بازی و پیامدهای مصنوعی آن تفاوت قائل میشوند. در سال 1954، اسپانیا و ترکیه در یک گروه دو تیمی در مقدماتی صعود به جامجهانی سوئیس قرار داشتند. اسپانیا در مادرید 4 بر یک برنده شد و ترکیه در استانبول با یک گل به پیروزی رسید. آن موقع قانون مجموع بازی رفت و برگشت نبود و هر دو، دو امتیازی شدند. بازی پلیآف در رم 2 بر 2 مساوی شد. بعد تصمیم گرفتند لوییجی فرانکو جما، یک پسربچه 14ساله که پدرش در استادیوم کار میکرد و چون نابینا بود قاضی عادلی محسوب میشد، فراخوانده شد تا قرعه بکشد و ترکیه اینطور صعود کرد.
این پیروزی است؟ چیزی که با انتخاب یک پسربچه 14ساله نابینا از یک کشور بیطرف به دست آید، واقعاً پیروزی است؟
حالا چرا اینقدر سرسختی؟ کسی نمیخواهد رکوردها را از منچسترسیتی بگیرد. گواردیولا به اینجا رسیده، نرسیده؟ روند پیروزیها ادامه دارد و به قول اوپتا با پیروزی 4 بر یک برابر ولورهمپتون به 201 عدد رسیده، درست است؟ چه بهتر که بدون جنجال آن را بپذیرند. چرا اصرار دارند حرف خودشان را ثابت کنند؟
مسابقه، مسابقه است و ضربات پنالتی، ضربات پنالتی. رکورد چیزی است که جای بحث ندارد البته اگر بهدرستی به دست آمده باشد.
منبع: دیلیمیل
لیورپول - چلسی، ساعت 23:45، رویارویی کلوپ و توخل
استاد یــــا شاگرد
پیت شارلند
شاید نتوان از کنار دیدار امشب یورگن کلوپ و توماس توخل بهعنوان بازی استاد و شاگرد بهراحتی گذشت، همینطور از اینکه نام این مسابقه را تقابل جزئیات و انگیزه دانست. وسوسهکننده است، دوران مربیگری این دو تاکتیسین آلمانی به هم گره خورده است. در ماینتس شروع کردهاند، به بوروسیادورتموند رفتهاند و از لیگ برتر سر درآوردهاند (البته توخل مدتی در پاریسنژرمن هم بود). انتخاب یکی از آنها هم شاید جفا به دیگری باشد. توخل بعد از پایان دشواری که در دورتموند داشت در مدیریت منابع انسانی پیشرفت زیادی نکرده، کافی است به اخراجش در پاریسنژرمن نگاه کنید. بحث جدی وجود دارد درباره اینکه او بهترین بازی را از نیمار گرفت و فوقستاره برزیلی را خوشحالترین بازیکن تیم کرد. کلوپ از این جهت شایسته تحسین است، حتی از بیرون آنفیلد. او دو مدافع کناری تیمش، ترنت الکساندر آرنولد و اندرو رابرتسون را متحول کرد.
استفاده او از روبرتو فیرمینو بهعنوان شماره 9 کاذب باعث بهترین بازیهای سادیو مانه و محمد صلاح شد. جوردن هندرسون یک هافبک کامل شد. این دو مربی را میشود از نظر میل به ارائه بازی مبتنی بر پرسینگ و مالکیت توپ به هم ربط داد، خیلی بیشتر از روزهای دورتموند کلوپ، اما هر دو دمدمیمزاج هستند؛ مثل خیلی از مربیهای تراز اول امروز دنیا. آنچه بازی امشب لیورپول و چلسی را جذاب میکند این است که باید دید کدامیک پای دیدگاهشان میایستند. کلوپ بهعنوان مربی میزبان و تیمی که دو برد روحیهبخش به دست آورده، شاید بیشتر مقاومت کند. قرمزها تا قبل از پایان فصل باید در زمین ولورهمپتون، آرسنال، لیدزیونایتد، منچستریونایتد و برنلی بازی کنند. بازی با چلسی شاید خطرناک باشد اما میتواند انگیزه لازم برای این مقطع مهم از فصل را بدهد. خطرش این است که هندرسون به فهرست بلند مصدومان اضافه شده و اگرچه فابینیو هم میتواند بازی کند اما خبری از بازگشت آلیسون بکر که پدرش مرگ تراژیکی داشت، نیست. چلسی با توخل شکستناپذیر بوده و در ضدحمله فوقالعاده خطرناک. آیا او دفاع مطمئنش را بهخاطر امثال کالوم هادسون اودوی، میسون ماونت و تیمو ورنر به خطر میاندازد؟
با وجود بازی در تیم شگفتیساز وستهم و میزبانی آرسنال و لسترسیتی، چلسی بازیهای آسانتری در پیش دارد؛ البته بستگی دارد به اینکه منچسترسیتی پپ گواردیولا در بازی خانگی اواخر فصل با چلسی قهرمانیشان قطعی شده باشد و پایشان را از روی گاز برداشته باشند. با بازی منچستریونایتد مشخص شد چلسی بیشتر دوست دارد در بازیهای بزرگ 1-4-5 باشد تا 3-4-3.
این را هم باید گفت که در بردهای یک بر صفر مقابل تاتنهام و اتلتیکومادرید تنها یک تیم میل به پیروزی داشت و آن چلسی بود. البته تصور این است که شما در بازیهای بزرگ مربی دفاعیتری از ژوزه مورینیو و دیگو سیمئونه پیدا نمیکنید پس اگر برابر این دو مربی کلینشیت کنید یعنی شایسته تحسین و تبریک هستید. اشاره به رابطه این دو مربی هم جالب است. قطعاً محترمانه است. حرفهای کلوپ بعد از انتصاب توخل را ببینید با این وجود توخل بهخاطر مقایسهها روی دوشش سنگینی احساس میکند. کریستین هایدل مدیر فنی ماینتس در کتاب زندگینامهاش به معارفه توخل اشاره کرده: «داشتم میگفتم که ما باید ارتباط بیشتری با مردم برقرار کنیم. از دهانم در رفت و گفتم وقتی کلوپ اینجا بود... توماس همان موقع واکنش نشان داد. حرفم یادم رفت، درست روی نقطه ضعفش دست گذاشته بودم. واقعاً ناراحت شد، رقابت آنها از همینجا ریشه میگیرد.» مثل مورینیو-گواردیولا نیست اما جذابیتهای خودش را دارد. این پانزدهمین بازیشان است و توخل تا به حال تنها دو برد داشته. یکی از مشکلات جالب توخل همان است که سلفش، فرانک لمپارد را هم درگیر کرد؛ گلزنی.
از وقتی او آمده دو بازی گل نزدهاند و تنها سهبار دو گل زدهاند، برابر شش تیم آخر. چلسی البته ششمین خط حمله لیگ برتر را دارد اما پول زیادی صرف حمله شده و نتایج لازم را نگرفتهاند. توخل هنوز به تعادل مدنظرش نرسیده و بعید است مقابل لیورپول برسد. اگر چلسی یک مساوی بگیرد، نتیجه خوبی گرفته. اگر به لستر، وستهم و اورتون بیاحترامی نشود چون به بیگ سیکس تعلق ندارند، عملکرد چلسی خیلی ضعیف است. در این فصل از هفت بازی یک برد و سه تساوی دارند در حالی که لیورپول چهار پیروزی داشته در حالی که برابر تیمهای کوچک به مشکل خورده.
مشکل بازیهای بزرگ لیگ برتر ترس از باخت است برای همین خیلی وقتها زیبا نمیشوند. تساوی در بازی امشب برای هیچکدام فاجعه نیست و میتوانند برای بازی بعد آماده شوند.
منبع: یورو اسپرت
شکست یاران جیمز در خانه
پرواز ققنوسها بر فراز لسآنجلس
سیر نزولی و سریال نتایج بیثبات تیم بسکتبال لسآنجلسلیکرز با ثبت یک شکست خانگی دیگر در کارنامه این تیم ادامه پیدا کرد. لبران جیمز و یارانش در سیوششمین بازی این فصلشان در مرحله گروهی رقابتهای NBA، در سالن استیپلزسنتر شهر لسآنجلس میزبان فینیکس سانز بودند و این بازی را با 10 امتیاز اختلاف و با نتیجه 114 بر 104 باختند. این هشتمین باخت در 19 بازی خانگی این فصل لیکرز بود که سبب شد تعداد کل باختهای تیم تحت هدایت فرانک فوگل در این فصل به 12 مورد افزایش پیدا کند. برای لیکرز اما بدتر از همه اینها تنزل دوباره در جدول ردهبندی بود. بهسبب این باخت جای دو تیم در جدول ردهبندی کنفرانس غرب عوض شد و سانز جای لیکرز را در رده دوم گرفت. این نتیجه در حالی در کارنامه مدافع عنوان قهرمانی NBA ثبت شد که سرشناسترین ستارهاش لبران جیمز خوش درخشید و یکتنه در 38 دقیقه حضورش در میدان 38 امتیاز کسب کرد. او 6 پاس گل و 5 ریباند هم داشت. دنیس شرودر دومین بازیکن امتیازآور تیم لیکرز بود که 17 امتیاز کسب کرد، 6 پاس گل داشت و 3 ریباند. بعد از او نیز تالن هورتون تاکر است که 16 امتیاز به ثبت رساند. اما در سمت مقابل برای ققنوسهای آریزونا، امتیازآورترین بازیکن داریو ساریچ بود که 21 امتیاز گرفت، 3 پاس گل داشت و 5 ریباند. مایکل بریج هم با 19 امتیاز و 5 پاس گل و 6 ریباندش دومین بازیکن امتیازآور این تیم بود. دوین بروکر و دئاندره آیتون هم هر یک با 17 امتیاز جزو امتیازآورترین بازیکنان فینیکسی بودند که بیستوسومین پیروزی خود در سیوچهارمین بازیاش در فصل جاری NBA را کسب کرد. این نتیجه ضمن ثبت سومین برد متوالی ققنوسها، شمار بردهای خارج از خانه آنها را به 5 مورد افزایش داد. همچنین این پانزدهمین پیروزی در هجدهمین بازی اخیر سانز بود. در این بازی در حالی که عمکرد لیکرز در کسب امتیاز از پرتابهای زیر سبد و منطقه پرتاب بهتر بود (40 تا از 77 مورد برای لیکرز و 38 پرتاب موفق از 77 پرتاب برای سانز)، فینیکسیها از پرتابهای بلند و سهامتیازی بهتر امتیاز گرفتند (16 از 29 مورد برای سانز و 11 از 31 مورد برای لیکرز).
کلیپرز دست خالی بوستون را ترک کرد
در روزی که یک فرصت ایدهآل در اختیارش قرار گرفته بود تا از رقیب همشهری سبقت بگیرد و به رده دوم جدول صعود کند، تیم بسکتبال لسآنجلسکلیپرز با قبول شکست فرصتسوزی کرد و نهتنها در جدول به جایگاهی بالاتر از لیکرز صعود نکرد بلکه از همان جایی هم که بود پایینتر رفت.
کلیپرز که در بازی قبلیاش هم به یکی دیگر از تیمهای کنفرانسهای شرق باخته بود (میلواکی باکس) اینبار در خانه قهرمان سالهای نهچندان دور NBA، بوستون سلتیکس مغلوب شد. میهمان لسآنجلسی در حالی با نتیجه 117 بر 112 به میزبان خود باخت که امیدوار بود با کسب پیروزی در این بازی از لیکرز پیشی بگیرد اما درخشش پل جورج و ریجی جکسون که امتیازآورترین بازیکنان کلیپرز بودند برای پیروزی این تیم در بوستون کافی نبود. بوستون سلتیکس کوارترهای اول و آخر را برد و در کوارتر سوم مساوی کرد تا هجدهمین برد خود در سیوپنجمین بازیاش در این فصل را کسب کند و به رده چهارم جدول کنفرانس شرق صعود کند. این سومین برد پیاپی بوستون سلتیکس و یازدهمین برد در شانزدهمین بازی خانگی این تیم بود که باعث شد از تورنتو رپتورز، قهرمان دو سال پیش NBA سبقت بگیرد.
در ثبت این پیروزی برای تیم بوستون، کمبا واکر که 25 امتیاز کسب کرد و 6 پاس گل و 4 ریباند داشت، امتیازآورترین بازیکن بود. بعد از او جیلن براون که 18 امتیاز کسب کرد دومین بازیکن امتیازآور بود. جیسون تاتوم و پیتون پریچارد که هر کدام 14 امتیاز گرفتهاند نفرات بعدی بودند.
برای تیم بازنده یعنی کلیپرز هم در غیاب بهترین ستارهاش کاوی لنارد، پل جورج نهتنها امتیازآورترین بازیکن تیمش که امتیازآورترین بازیکن میدان بود. او در 39 دقیقه حضور در زمین مسابقه، 32 امتیاز گرفت و علاوه بر آن 4 پاس گل و 5 ریباند داشت. پس از او ریجی جکسون که 25 امتیاز گرفت، با 7 پاس گل و 3 ریباند بیشترین سهم را از امتیازات میهمان لسآنجلسی داشت. لو ویلیامز هم با 12 امتیاز سومین بازیکن امتیازآور کلیپرز شد.
در این مسابقه در حالی که عملکرد دو تیم در پرتابهای کوتاه و زیر سبد تقریباً برابر بود (42 از 86 برای سلتیکس و 43 از 87 برای کلیپرز) در پرتابهای بلند و سهامتیازی آمار بوستون کمی بهتر بود (18 از 38 برای کلیپرز و 16 از 32 برای سلتیکس).
|
|
آدرس مطلب:
آدرس مطلب:
آدرس مطلب:
آدرس مطلب:
آدرس مطلب:
آدرس مطلب:
|
ویژه نامه | آرشیو



























