سیتی معتقد است اوپتا حقش را خورده اما این مطلب نگاهی میکند به اتفاقات شگفتانگیز تاریخ فوتبال که ادعای سیتی را رد میکنند
مارتین ساموئل
گاهی باشگاهی فوقالعاده موفق مثل منچسترسیتی خیلی بدقلقی میکند. همین دعوایشان با «اوپتا» را در نظر بگیرید؛ کمپانی انگلیسی که برای 30 رشته ورزشی در 70 کشور اطلاعات و آمار و تحلیل تهیه میکند. میشود گفت سیتی رکورد بهجامانده زیادی باقی نمیگذارد، پس موضوع چیست؟
اوپتا تأکید دارد پپ گواردیولا در برد شنبه مقابل وستهم به پیروزی دویستم خود در 273 بازی به عنوان مربی سیتی دست یافته. این کمترین تعداد بازی در تاریخ انگلیس است برای اینکه یک مربی به 200 برد برسد، برای همین اوپتا به گواردیولا تبریک گفته. پاسخ سیتی اما این بوده که این دستاورد در برد جام حذفی مقابل سوانزی به دست آمده. آمار سیتی شامل سه پیروزی در ضربات پنالتی در رقابتهای مختلف نیز میشود.
آنها همچنین با اعلام اوپتا مبنی بر اینکه بازی سوانزی پانزدهمین برد متوالی سیتی را رقم زده و رکوردشکن بوده، مخالف هستند. باشگاه ادعا میکند این رکورد در فصل 2018-2017 شکسته شد وقتی سیتی در فاصله شهریور تا آذر 20 پیروزی پیاپی به دست آورد.
یک مشکل؛ دوازدهمین بازی سیتی در این لیست، تساوی بدون گل با ولورهمپتون در جام اتحادیه بود که به پیروزی 4 بر یک در ضربات پنالتی انجامید. اوپتا شمارش را متوقف کرده چون در پایان وقت قانونی بازی مساوی شده اما سیتی نظر دیگری دارد و میگوید «آمارگیرها و قانونگذاران قهار» نظرش را تأیید میکنند.
واقعاً؟ چه کسی؟ چون در هر کتاب فوتبالی در هر کتابخانهای نوشته مسابقهای که به ضربات پنالتی کشیده میشود، مساوی شده. هرگز برد در ضربات پنالتی از نظر آماری برد محسوب نمیشود. این بازی مساوی شده و بنا بر مصالح و اینکه باید نتیجهاش مشخص شود، ضربات پنالتی تعیینکننده است.
اینکه بحث کجا به پایان میرسد، خدا میداند اما سیتی آنقدر احساس قدرت میکرد که وارد مباحثه با اوپتا شود. خیلی از هواداران از سیتی حمایت میکنند.
آن وقت فینال جامجهانی 1994 چه میشود؟ اگر مساوی بود، چرا برزیل جام گرفت؟ چه کسی جرأت میکند بگوید سر الکس فرگوسن فقط یکبار قهرمان لیگ قهرمانان شد و پیروزی در ضربات پنالتی برابر چلسی در سال 2008 مساوی بوده؟
این یک سوءتفاهم عمدی از کارکرد فوتبال است. یک برنده داریم و یک نتیجه. برنده بهخاطر ضرورت است مثل اینکه تورنمنت باید ادامه داشته باشد یا یک تیم باید جام را ببرد اما نتیجه با سوت پایان مشخص میشود. این به مصلحت و مقتضی است، دیگر بازی فوتبال نیست، ابزار تعیین اتفاق بعدی است. راههای دیگری هم بوده.
آیا ایتالیا بازی نیمهنهایی جام ملتهای اروپا در سال 1968 برابر شوروی را برده؟ با استدلال منچسترسیتی، بله. بازی در ناپل بدون گل مساوی شد و تورنمنت آن موقع آنقدر کوچک بود که چهار تیم در آن حضور داشتند و برنامهاش خیلی فشرده دنبال میشد، زمانی برای بازی تکراری نبود. جاکینتو فاکتی، کاپیتان ایتالیا در مسیر تونل به سمت رختکن با همتایش در شوروی و دو مسئول اجرایی و داور آلمانی حضور داشتند، شیر یا خط کردند، فاکتی برنده شد. 70هزار نفر در استادیوم منتظر برنده بودند و حضور همراه با خوشحالی فاکتی آن را مشخص کرد.
این هم پیروزی است؟ ایتالیا آن بازی را برد، باید برنده میشد، صعود کردند و صعود بردن است بدون اینکه شرایطش اهمیتی داشته باشد.
لیورپول هم در بازی یکچهارم نهایی جام باشگاههای اروپا در فصل 1965-1964 برابر کلن همینطور برنده شد. دو تیم رفت و برگشت بدون گل مساوی شدند. بازی تکراری در روتردام هم 2 بر 2 شد. وقت اضافه هم برنده را تعیین نکرد، باز هم سکه.
ران ییتز کاپیتان لیورپول خودش را زودتر به «روبر شو»، داور بلژیکی در دایره وسط زمین رساند و گفت لیورپول خط میخواهد. سکه در قسمتی از چمن کندهشده افتاد، شیر بود. ییتز هوشمندانه خواست تکرار شود. ییتز با یادآوری آن خاطره میگوید: «داور گفت حق با شماست، آقای ییتز. فکر میکردم ولفگانگ اوورات، کاپیتان آنها او را میزند چون او گفته بود شیر. داور دوباره انداخت و اینبار خط آمد.»
بنابراین شاید آن بازی را لیورپول برده باشد اما آیا واقعاً تیمی که در مرحله بعد مغلوب اینترمیلان شد، نتیجه را به نفع خود کرده یا اینکه تورنمنت دیگر بعد از 300 دقیقه فوتبال وقتی نداشت و باید برنده را مشخص میکرد تا مسابقات ادامه یابد. اینتر سوم مارس به نیمهنهایی رفت و لیورپول 21 روز بعد.
فوتبال پر از این داستانهاست و برای همین است که متخصصان آمار بین بازی و پیامدهای مصنوعی آن تفاوت قائل میشوند. در سال 1954، اسپانیا و ترکیه در یک گروه دو تیمی در مقدماتی صعود به جامجهانی سوئیس قرار داشتند. اسپانیا در مادرید 4 بر یک برنده شد و ترکیه در استانبول با یک گل به پیروزی رسید. آن موقع قانون مجموع بازی رفت و برگشت نبود و هر دو، دو امتیازی شدند. بازی پلیآف در رم 2 بر 2 مساوی شد. بعد تصمیم گرفتند لوییجی فرانکو جما، یک پسربچه 14ساله که پدرش در استادیوم کار میکرد و چون نابینا بود قاضی عادلی محسوب میشد، فراخوانده شد تا قرعه بکشد و ترکیه اینطور صعود کرد.
این پیروزی است؟ چیزی که با انتخاب یک پسربچه 14ساله نابینا از یک کشور بیطرف به دست آید، واقعاً پیروزی است؟
حالا چرا اینقدر سرسختی؟ کسی نمیخواهد رکوردها را از منچسترسیتی بگیرد. گواردیولا به اینجا رسیده، نرسیده؟ روند پیروزیها ادامه دارد و به قول اوپتا با پیروزی 4 بر یک برابر ولورهمپتون به 201 عدد رسیده، درست است؟ چه بهتر که بدون جنجال آن را بپذیرند. چرا اصرار دارند حرف خودشان را ثابت کنند؟
مسابقه، مسابقه است و ضربات پنالتی، ضربات پنالتی. رکورد چیزی است که جای بحث ندارد البته اگر بهدرستی به دست آمده باشد.