عناوین این صفحه
جستجو بر اساس تاریخ
نظرسنجی
شماره : 6711 /
۱۳۹۹ سه شنبه ۱۲ اسفند
|
|
در چنین روزی 12 اسفند 1380
سکته احمدرضا عابدزاده
احمدرضا عابدزاده دروازهبان و کاپیتان سابق تیم ملی فوتبال ایــران روز یکشنبه در بیمارستان کسـری تهران بستری شد که گفته میشود وی دچــار سکته مغزی شده و پزشکان برای نجات جان او تلاش میکنند.
در این باره بهزاد غلامپور دروازهبان سابق تیم ملی و یکی از دوستــان نزدیک عابدزاده به خبرنگار ایرنا گفت: «عابدزاده شنبه شب دچار سکته مغزی شد و در بیمارستان ایرانمهر بستری شد اما امروز برای ادامه معالجات بـــه بیمارستان کسری منتقل گردید.»
وی با اشاره به اینکه عابدزاده در کما بهسر میبرد افزود: «متأسفانـه وی حالت عادی ندارد و قادر به صحبت کردن نیست. من چند بار بر سر بالیـن وی رفتم اما او شرایط عادی نداشت و نمیتوانست حرف بزند.:»
محمود خوردبین سرپرست پرسپولیس نیز که در بیمارستان کسری حضور داشت به خبرنگار ایرنا گفت: «پزشکــان میگویند وی دچار خونریزی مغزی شـده و شاید عصر امروز تحت عمل جراحی قرار گیرد.»
افشارزاده، دبیر کل کمیته ملی المپیک ایران هم ضمن تشکر از تلاش بیوقفه مدیریــت و کارکنان بیمارستان کسری گفت: «هزینه عمل جراحی احمدرضا عابدزاده، کاپیتان سابق تیم ملی فوتبال ایران توسط کمیته ملی المپیک ایران پرداخت خواهـــد شد.»
جابهجایی برای چه؟
علیرضا مویدیفر
اگر تصور میکنید که انتخاب شهابالدین عزیزی خادم، بهعنوان رئیس تازه فدراسیون فوتبال ایران، رنسانسی در شیوه کنشها و واکنشهای فوتبال ایران، داخل یا خارج از مرزها به وجود خواهد آورد، مرا هم در آرزوی خود شریک بدانید و امیدوار باشید که این همداستانی، از مرز آرزوها فراتر برود. اما در قحطالرجال مدیریتی در فوتبال ایران، در بستری که انتخابات در آن برگزار شد، بعد از کش و واکنشهای صلاحیتی، آنها که ماندند، تفاوت معناداری باهم نداشتند. بیایید عینک تعلق رنگی و باشگاهی را از چشم برداریم. از انتخاب شدن یا نشدن فلانی و بهمانی، زیاد ذوقزده نشویم. همه آنهایی که در مجمع امروز حضور داشتند، مسافران یک کشتیاند و در اوج اختلاف و همراهی، حتی به وجود یکدیگر وابستهاند. در این میانه، هواداران هستند که ورای نام رئیس فدراسیون و همه کارورزان دیگر، بار این ورزش-سرگرمی را بر دوش خواهند کشید. از مسئولیت خطیر منتخبین مجمع هم نپرسید، که اگر مسئولیت و مسئولیتپذیری در کار بود، تا به حال خبرش به گوش عموم میرسید.
انتخاب (نشدنی) علی کریمی اما، فارغ از نوع حضورش در عرصه انتخابات میتوانست دارای فرصتهای مغتنم باشد. اینکه یکبار دیگر، فرضیه «اداره فوتبال توسط فوتبالیها» به بوته آزمایش سپرده میشد و اینکه حصار تنگ و انحصاری گردانندگان محلی و ملی فوتبال، در تعامل با کریمی که ادعای عدم وابستگی داشت، میتوانست دچار گسست شود و چه بسا، راه برای افراد و نامهای تازه باز شود. این رخداد (ریاست علی کریمی)، از همان ابتدا و به دلایل روشن، نشدنی بود. چه اینکه او با رویکردی رادیکال، هرگز بنا نداشت، تن به بازیهای رایج انتخاباتی بدهد. شاید هم بلد نبود اما انتخاب هر یک از دیگر کاندیداها، صرفاً انتخابی بود برای خالی نبودن عریضه. یک جابهجایی پر سروصدا، تقریباً برای هیچ.
ورود رؤسای هیأتها، آن هم هیأتی و در یک اتوبوس، میتواند معانی بسیاری را در خود داشته باشد. پیش از هر چیز، نمایهای بود از یکدستی آنها در صف قدرت. کسانی که عملکردشان پیش چشم همگان، عیان است و حالا امیدوارند امر خطیر هدایت فوتبال ملی، توسط خادم جدید فدراسیون، این نشانه اتوبوسی را ارج بگذارد. گذشت زمان ولو به قیمت اعصاب و روان فوتبالدوستان ایرانی، عاقبت کار را روشن خواهد کرد.
فدراسیون فوتبال؛ محلی برای تسویهحسابهای شخصی
ملودی خاص بـــــرای انتخابات خاص
رئیس جدید فدراسیون فوتبال پس از ستاندن انتقام خود از مهدی تاج که با شکست کاندیدای موردنظر او در انتخابات متبلور شد، از پاسخگویی به اهالی رسانه در نخستین نشست خبری خود خودداری کرد
میعاد نیک
مجمع انتخاباتی فدراسیون فوتبال میبایست به محلی برای اعتلا و تغییر رویه مدیریتی فوتبال کشور تبدیل میشد اما پیش از همه اینها، سالن اجلاس سران برای تسویهحسابهایی آماده شده بود که رگههای آن به انتخابات سال 1395 بازمیگشت. مهدی تاج که در آن انتخابات به کرسی ریاست فدراسیون فوتبال رسید، شهابالدین عزیزی خادم را با وعده دبیرکلی ساختمان خیابان شیخبهایی خام کرد تا اصلیترین رقیب خود را پیش از آغاز انتخابات از راه بهدر کرده باشد اما رئیس پیشین فدراسیون فوتبال مانند تمام وعدههای پرطمطراقاش به این وعده هم عمل نکرد تا از شهابالدین عزیزیخادم برای خود یک منتقد جدی و البته یک رقیب هراسناک بسازد.
ورود یک سیستم اجرایی به پروسه انتخابات مبتنی بر دموکراسی در اکثر مواقع به بروز تحولاتی اساسی در ساختار فکری و اداری همان سیستم منجر میشود اما در مجمع 10 اسفندماه گرچه آزادی عمل لحاظ شده بود، ولی بویی از تغییرات بنیادین در نظام اجرایی فوتبال کشور به مشام نرسید. از همان روزهای ابتدایی احراز صلاحیتهای نامزدهای ریاست فدراسیون فوتبال، هر اتاق و هر طبقه ساختمان خیابان شیخبهایی مشغول لابی با یکی از نامزدها بود و البته که تمامیت این نهاد تبدیل به ستاد تبلیغاتی برای یکی از نامزدها شد اما خروجی مجمع انتخاباتی فدراسیون فوتبال نشان داد که انتخابات کاملاً دموکراتی داشتیم.
پیروزی شهابالدین عزیزیخادم در مجمع انتخاباتی فدراسیون فوتبال حایز نکته ویژهای بود که شاید مغفول مانده باشد. فیفا برای کاهش قدرت هیأتهای فوتبال استانی در سرنوشت انتخابات و البته افزایش اهمیت نمایندگانی از بطن فوتبال در اساسنامه جدید، تعداد اعضای واجد حق رأی را بیشتر کرد و از دخالت مستقیم نماینده دولت نیز جلوگیری اما رئیس جدید فدراسیون فوتبال با اتکا به همان آرای همیشگی و حمایت رؤسای هیأتهایی بر مسند صدارت نشست که برخی از آنها بدون کوچکترین مشکلی سومین دهه صدراعظمی خود را سپری میکنند.
رئیس جدید فدراسیون فوتبال پس از ستاندن انتقام خود از مهدی تاج که با شکست کاندیدای موردنظر او در انتخابات متبلور شد، از پاسخگویی به اهالی رسانه در نخستین نشست خبری خود خودداری کرد اما پیام روشنی را با نخستین تصمیم خود به اذهان فوتبالدوستان رساند؛ «قرار نیست هیچگونه تحولی در تمامیت ساختار فوتبال پدید آید.» شهابالدین عزیزیخادم با اطلاق صفتهای «مدیر پاکدست» و «انسان شریف» به حیدر بهاروند، مراتب تشکر و امتنان خود را از حمایتهای سرپرست پیشین فدراسیون فوتبال بهجا آورد اما دودِ این لابیهای مذموم و این «نوشابهباز کردنها» زودتر از همهجا به چشم فوتبال ملی و باشگاهیمان خواهد رفت.
نخستین موضعگیری رئیس جدید فدراسیون فوتبال و ابقای حیدر بهاروند در پست نایبرئیسی و ریاست بر سازمان لیگ، حجت را بر همگان تمام کرد و با بالاگرفتن شایعه دبیرکلی علی خطیر هم مسیر آینده فوتبال ایران تا حدودی مشخص شد. خوب یا بد، درست یا غلط؛ عزیزیخادم هم پس از 8 سال تحمل عطش ریاست، بالاخره عصر یکشنبه 10 اسفند به آرزوی دیرینهاش رسید و در انتخاباتی بهظاهر نفسگیر و رقابتی، کامروا شد؛ انتخاباتی که با موزیک متن فیلم «دزدان دریایی کارائیب» مزین شده بود و شاید همین ملودی هم حاوی پیامهایی برای صاحبان واقعی فوتبال کشور باشد.
بدشانسی ادامهدار استقلال با حسین حسینی
9 بازی و دو بــــرد!
حسین حسینی روزهای خوبی را نمیگذراند. او بیشتر هفتهها، نیمکت نشین رشید مظاهری بوده و در هفتههایی که به میدان رفته، نه خودش عملکرد درخشانی داشته و نه استقلال توانسته خوب نتیجه بگیرند. بعد از اشتباه بزرگ بازی با نفت مسجدسلیمان، حسینی امروز دوباره فرصت بازی پیدا کرد و استقلال دوباره نبرد. او روی گل مس رفسنجان، میتوانست واکنش بهتری داشته باشد اما در عوض، اواخر مسابقه با یک واکنش عالی جلوی شکست تیمش را گرفت. نکته مهم اما، آمار بدی است که استقلال و حسینی در ماههای اخیر داشتهاند.
حسینی این فصل 4 بازی دروازهبان استقلال بوده و تیمش، فقط در یکی از این بازیها پیروز شده است. در همان بازی هم حسینی توانست کلینشیت کند. پیش از این فصل و در لیگ قهرمانان آسیا هم حسینی سه بازی درون دروازه استقلال قرار گرفت و تیمش فقط یک بازی را برد. در دو بازی دیگر، حسینی گل خورد. در بازیهای پایانی جام حذفی هم حسینی، دو بازی با پرسپولیس و تراکتور داشت و 5 گل خورد. بازی اول با پرسپولیس، مساوی شد و استقلالیها در ضربات پنالتی به فینال رفتند. در فینال اما نمایش بد حسینی، باعث شد استقلال به جام قهرمانی نرسد.
از بازی پایانی لیگ نوزدهم تا امروز، حسینی 9 بازی برای استقلال کرده که تیمش، فقط 2 بازی را با برد به پایان رسانده است. عملکردی که برای یکی از مدعیان همیشگی فوتبال ایران، نمیتواند قابل قبول باشد. حسینی مقصر همه این نتایج نیست اما پیوند ناکام او و استقلال در ماههای اخیر، میتواند دوباره این دروازهبان را نیمکت نشین کند یا دوران حضورش با پیراهن آبی را به پایان برساند. مگر اینکه اختلاف رشید و استقلال، تبدیل به فرصتی برای ادامه حضور در ترکیب اصلی و احیای حسینی بشود.
طنزیم
کیو
هومن جعفری از صبح فضای مجازی، گروههای واتساپی و تلگرامی درگیر قصه احسان حاجی صفی هستند و از تمام زوایای ممکن، به بررسی پدیده انتخابات پرداختهاند. کسی که ماچ و بغلش را به کریمی داد، راأش را به سردار و سلام از راه دورش را به عزیزی خادم! الان در آحاد گروهها این سؤال پیش آمده که کیومرث هاشمی چرا سرش بیکلاه ماند؟ بررسیها هنوز ادامه دارد ولی کسی به جای خاصی نرسیده! اگر شما فهمیدید که چرا احسان حاجی صفی به همه یک چراغ و چشمکی زد جز کیو، خبرش را به هم بدهید.
ولی انصافاً حیف شد کیو رأی نیاورد. اسمش خیلی طنزیم خور بود.
*
برادرمان علی آقا کریمی بعد از رأی نیاوردن گلایههایی در مورد مهندسی نتایج کردهاند که سخت مورد تأیید بخشی از رسانه قرار گرفته. کدام بخش؟ همان بخشی که در مورد ادعای هواداران تیمهای مختلف در مورد مهندسی نتایج لیگ، به شدت موضع دارد! داداش مهندسی فقط وقتی علیه رفیقتان صورت میگیرد زشت نیستها! در بقیه موارد هم بد است! کلاً بد است!
از کنار هم میگذریم
خوب، بد، زشت؛ یک تئاتر 91نفره
سام ستارزاده
جمله معروف «فوتبال را به فوتبالیها بسپارید» همواره یکی از زیباترین شعارهایی بوده که در میان مدیران ورزشی کشور دهان به دهان نقل میشد اما در یکشنبه صبحی که زمان تحقق عملی آن فرا رسیده بود، 78 نفر از یک مجمع 87 نفره عمدتاً متشکل از چهرههای تکراری مدیریتی در تاریخ فوتبال ثابت کردند که این جمله در کنار سایر سخنان چشمنوازی که گوش مردم را نوازش میدهند، در حد همان شعار تبلیغاتی برایشان باقی میماند. پیش از انتخابات فدراسیون نیز بر کسی پوشیده نبود که فراهم شدن فرصت همین نمایش انتخاباتی که خوبها، بدها، و زشتها را حداقل در اذهان فوتبالدوستان تفکیک کند، نه حاصل دغدغه و دلسوزی تصمیمگیران ارشد فوتبال، بلکه مرهون فشارهای فیفا برای اصلاح صادقانه اساسنامه فدراسیون بود.
خوب
اگر بخواهیم صادقانه در مورد علی کریمی صحبت کنیم، از طرفی بهخاطر حب فوتبالمان دوست داشتیم علی کریمی رأی بیاورد، و از طرفی دیگر هم بهخاطر حب خود علی کریمی دوست داشتیم او رأی نیاورد. شماره 8 سابق پرسپولیس و تیمملی بارها شکست در میادین بزرگ را تجربه کرد و با جمله «چیزی از ارزشهای او کم نشد» از او و همتیمیهایش دلجویی شد. این جمله اما ظهر یکشنبه برای توصیف جادوگر فوتبال ایران کفایت نمیکرد؛ چرا که وی پیروزتر از تمام روزهای شکستش زمین را ترک کرده بود. علی کریمی سالن را ترک کرد و مقابل دوربینها عنوان نمود که هدف از حضورش در انتخابات ریاست فدراسیون این بوده که فرصت بهانهجویی برای نسپردن فوتبال به فوتبالیها را از تصمیمگیران ارشد این ورزش سلب کند.
بد
واژه صلاحیت بزرگترین بازنده انتخابات اخیر فدراسیون بود. با سازوکار موجود کلمه تأیید صلاحیت بهطور کامل رنگ باخت و معنای خود را از دست داد. حیدر بهاروند که بهلطف مجموعهای نامتناهی از نابسامانیها یک سال فوتبال ایران را بدون هیچ دستاوردی ارائه کرد، صلاحیتش برای ریاست فدراسیون تأیید نگردید اما با پیروزی عزیزی خادم در انتخابات، بهعنوان نایبرئیس به فدراسیون بازگشت.
زشت
مثل مشهور «خشت اول چو نهد معمار کج، تا ثریا میرود دیوار کج» بهخوبی در نخستین کنفرانس مطبوعاتی عزیزی خادم نمود پیدا کرد. شخصی که در کورس انتخابات فدراسیون همسنگر مدیری بود که پلمپ ساختمان سئول، خروج تیم ملی زنان از ردهبندی فیفا، فاجعه قرارداد مارک ویلموتس و کاهش بیسابقه ارتباطات فوتبال ایران با خارج، تنها قسمتی از شاهکارهای دوران یکساله ریاستش بر فدراسیون بودهاند. از مدتها پیش مشخص بود که تئاتر ملالتآوری که با 87 نماینده مجمع فدراسیون و 4 نامزد ریاست برنامهریزی شده بود، پایانی پیشبینیشده بههمراه خواهد داشت. حال، زمان نمایش به پایان رسیده و فوتبال ایران از امروز دوباره با واقعیتهای تلخ خود روبهرو میشود؛ با خزانه پر از بدهیهای داخلی و خارجی، وضعیت متزلزل تیمملی بزرگسالان در مقدماتی جامجهانی 2022، فساد گسترده در فضای خود و... .
دوران ابرقهرمان فسادستیز گذشته است
کریمی مثل احمدینژاد
سامان موحدی راد
انتخابات فدراسیون فوتبال سرانجام برگزار شد و بعد از یک دوران بحرانی سرانجام این فدراسیون رئیس جدیدش را شناخت. آن هم در دورانی که فوتبال ایران با چالشهای مهمی رودرروست. علی کریمی بیشک مهمترین چهره انتخابات فدراسیون فوتبال ایران بود. کسی که محبوبیت عمومی داشت و با شعار فسادستیزی به میدان آمده بود. او که موفق نشده بود مجوز پخش مصاحبه اینترنتیاش را بگیرد، روز قبل از انتخابات در صفحه اینستاگرامش نوشته بود: «تلاش میکنم ریشه فساد را در فوتبال خشک و برای سربلندی تیم ملی و فدراسیون فوتبال ایران با تمام وجود تلاش کنم.»» اما آنچه از جعبه رأی فدراسیون فوتبال خارج شد، اسمی غیر از علی کریمی بود تا دوستان و طرفدارانش همچنان رویای یک فدراسیون فوتبال بدون فساد را با علی کریمی بپرورانند اما این رویا تا چه حد امکان تحقق داشت؟ انتخاب علی کریمی تا چه میزان میتوانست به جمع شدن فساد از فوتبال ایران کمک کند؟
برای اینکه بدانیم این الگو تا چه میزان حقیقت پذیر است یا خیر، بد نیست فضای حکمرانی در فوتبال ایران را با فضای حکمرانی سیاسی در کشورمان مقایسه کنیم. نزدیک به دو دهه از انتخاباتهای پر هیجان دهه 80 در ایران میگذرد. روزگاری که بنای رقابت سیاسی با شعار «فساد ستیزی» در اوایل دهه هشتاد و با ظهور پدیده احمدینژاد گذاشته شد. پشت سر گذاشتن چهار دولت که هر کدامشان در رقابتهای انتخاباتی داد فسادستیزی داشتند، در کنار انبوهی از پروندههای فساد مالی که از دوران هر رئیس جمهور باقی مانده، دیگر به مردم ثابت کرده که برای مبارزه با پدیده فساد احتیاج به یک فرد یا قهرمان نداریم. در واقع چنین دست شعارهایی اغلب به قاتل خودشان بدل میشوند و خودشان را میبلعند.
اگرچه شاید علی کریمی ناراحت شود که او را با محمود احمدینژاد مقایسه کنیم اما ظهور و بروز او در عرصه انتخابات فدراسیون فوتبال بیشباهت به احمدینژاد نیست. منظورم البته این نیست که علی کریمی منجر به دامن زدن جریانهای فساد در فدراسیون فوتبال میشد یا حرفهایی از این دست. در پاکدست بودن او و نیت خیرش برای فوتبال شکی نیست. ولی موضوع این است که دوران مبارزه یک تنه با غول فساد در ایران دیگر به پایان رسیده است. در واقع حجم جریانهای ناشناس و پنهانی و کثیف در فوتبال ما چنان است که بعید میدانم حتی چهرههایی چون علی کریمی هم میتوانست از پس آن برآید. بنابراین شاید باید برای علی کریمی خوشحال باشیم که وارد این بازی نشد. شاید ورودش به این عرصه میتوانست به پایان دوران محبوبیت و شهرتش هم تمام شود. حتی بازیگرترین بازیگران این عرصه هم گاهی چنان مقهورش شدند که کاملاً از عرصه حذف شدند. آن وقت معلوم است که چه چیزی در انتظار چهرهای چون علی کریمی بود. با این تفاسیر شاید باید برای علی کریمی خوشحال باشیم که برنده این رقابت نشد. او خوشنامتر از این حرفهاست که بخواهد روی صندلی ریاست فدراسیون فوتبال در ایران بنشیند.
|
|
آدرس مطلب:
آدرس مطلب:
آدرس مطلب:
آدرس مطلب:
آدرس مطلب:
آدرس مطلب:
آدرس مطلب:
آدرس مطلب:
آدرس مطلب:
|
ویژه نامه | آرشیو



























