سامان موحدی راد
انتخابات فدراسیون فوتبال سرانجام برگزار شد و بعد از یک دوران بحرانی سرانجام این فدراسیون رئیس جدیدش را شناخت. آن هم در دورانی که فوتبال ایران با چالشهای مهمی رودرروست. علی کریمی بیشک مهمترین چهره انتخابات فدراسیون فوتبال ایران بود. کسی که محبوبیت عمومی داشت و با شعار فسادستیزی به میدان آمده بود. او که موفق نشده بود مجوز پخش مصاحبه اینترنتیاش را بگیرد، روز قبل از انتخابات در صفحه اینستاگرامش نوشته بود: «تلاش میکنم ریشه فساد را در فوتبال خشک و برای سربلندی تیم ملی و فدراسیون فوتبال ایران با تمام وجود تلاش کنم.»» اما آنچه از جعبه رأی فدراسیون فوتبال خارج شد، اسمی غیر از علی کریمی بود تا دوستان و طرفدارانش همچنان رویای یک فدراسیون فوتبال بدون فساد را با علی کریمی بپرورانند اما این رویا تا چه حد امکان تحقق داشت؟ انتخاب علی کریمی تا چه میزان میتوانست به جمع شدن فساد از فوتبال ایران کمک کند؟
برای اینکه بدانیم این الگو تا چه میزان حقیقت پذیر است یا خیر، بد نیست فضای حکمرانی در فوتبال ایران را با فضای حکمرانی سیاسی در کشورمان مقایسه کنیم. نزدیک به دو دهه از انتخاباتهای پر هیجان دهه 80 در ایران میگذرد. روزگاری که بنای رقابت سیاسی با شعار «فساد ستیزی» در اوایل دهه هشتاد و با ظهور پدیده احمدینژاد گذاشته شد. پشت سر گذاشتن چهار دولت که هر کدامشان در رقابتهای انتخاباتی داد فسادستیزی داشتند، در کنار انبوهی از پروندههای فساد مالی که از دوران هر رئیس جمهور باقی مانده، دیگر به مردم ثابت کرده که برای مبارزه با پدیده فساد احتیاج به یک فرد یا قهرمان نداریم. در واقع چنین دست شعارهایی اغلب به قاتل خودشان بدل میشوند و خودشان را میبلعند.
اگرچه شاید علی کریمی ناراحت شود که او را با محمود احمدینژاد مقایسه کنیم اما ظهور و بروز او در عرصه انتخابات فدراسیون فوتبال بیشباهت به احمدینژاد نیست. منظورم البته این نیست که علی کریمی منجر به دامن زدن جریانهای فساد در فدراسیون فوتبال میشد یا حرفهایی از این دست. در پاکدست بودن او و نیت خیرش برای فوتبال شکی نیست. ولی موضوع این است که دوران مبارزه یک تنه با غول فساد در ایران دیگر به پایان رسیده است. در واقع حجم جریانهای ناشناس و پنهانی و کثیف در فوتبال ما چنان است که بعید میدانم حتی چهرههایی چون علی کریمی هم میتوانست از پس آن برآید. بنابراین شاید باید برای علی کریمی خوشحال باشیم که وارد این بازی نشد. شاید ورودش به این عرصه میتوانست به پایان دوران محبوبیت و شهرتش هم تمام شود. حتی بازیگرترین بازیگران این عرصه هم گاهی چنان مقهورش شدند که کاملاً از عرصه حذف شدند. آن وقت معلوم است که چه چیزی در انتظار چهرهای چون علی کریمی بود. با این تفاسیر شاید باید برای علی کریمی خوشحال باشیم که برنده این رقابت نشد. او خوشنامتر از این حرفهاست که بخواهد روی صندلی ریاست فدراسیون فوتبال در ایران بنشیند.