
وصال روحانی
روزنامه نگار
یکی از بحثهایی که در ارتباط با تیم ملی فوتبال ایران و آینده آن مطرح شده، اجرای جوانگرایی آن و ترسیم آیندهای است که در آن همچون جام جهانی جاری در قطر با معدل سنیای نزدیک به 30 سال مسنترین تیم حاضر در عرصه به شمار نیاییم. این نویدی است که کارلوس کیروش، سرمربی نه چندان موفق «یوزها» هم داده و او به واقع با پناه بردن به این نظریه و پیشنهاد، کوشیده است هیأت رئیسه فدراسیون فوتبال ایران را که هنوز درباره حفظ او یا قطع ارتباط کاری با وی مردد است، مجاب به حفظ خود کند و با وعده ساختن آیندهای بهتر برای تیم ملی، آنها را به تمدید همکاری فیمابین و آثار مثبت این فرایند خوشبین سازد. چند سؤال در این ارتباط مطرح است:
1- بنیادها و شکل و نحوه اجرای این جوانگراییها بر کدام عوامل استوار است و فرمول انجام آن چیست و چه میزان رویکرد به جوانترها در دستور کار قرار دارد؟
2- چون اولین میدان مهم و رسمی بعدی پیش روی فوتبال ملی ما جام ملتهای آسیا 2023 است، آیا وجود یک فاصله زمانی نه چندان زیاد (10 ماه و نیمه) تا شروع آن مسابقات، جوانگرایی بیش از 40 و 50 درصدی را برای میدانی که باز هم تجربه در آن حرف اول را میزند، اقدامی عقلایی و ثمربخش جلوه خواهد داد؟
3- مربی مناسب برای اجرای چنین جوانگراییای کیست؟ همان مربیای که ما را در هر سه دوره اخیر جام جهانی به سوی حذف شدن در همان مرحله گروهی سوق داده و از گروهمان بالا نیاورده و در دو دوره آخر جام ملتهای آسیا هم ما را ناکام ساخته (کیروش) یا یک مربی متفاوت و تازه؟
پاسخ هر یک از سؤالهای فوق به طور واضح و صریح در ذهن خوانندگان این سطور قرار دارد و همه میدانند کدام رویکردها، بنیادها و آدمها در این ارتباط ارجحتر هستند و چگونه باید وارد این عرصه شد و بنابراین پاسخها را به آنها میسپریم اما آنچه در حال حاضر حس میشود و قطعی مینماید، وجود این شائبه است که سرمربی 69 ساله ایران با پناه گرفتن پشت بهانه جوانگرایی میخواهد حضورش را در این پست یک بار دیگر استمرار بخشد و عوامل و حقایقی را از نظر دور نگه دارد که بررسی دقیق و منصفانه آن حکم به لزوم قطع همکاری با وی و رویکرد به مربیانی جوانتر، شجاعتر و تهاجمیتر از او را میدهد.