حمیدرضا عرب
روزنامه نگار
دنیا همین جوری است. گاهی اشکت را درمیآورد وگاهی لبخند بر لبت میآورد. آن شب تلخ بازی با انگلیس و آن ظهر دلانگیز بازی با ولز نمایی از این تلخی و شیرینی است. همان مثال معروف: از فرش به عرش! از زمین تا ثریا یا از پایین به بالا.
داشتیم با خودمان جملات انتقادی بعد از شکست دوباره در جام جهانی را کنار هم قرار میدادیم تا مقابل ملیپوشان قرار دهیم و آنها را بابت نمایش ضعیف در جام جهانی به نقد بکشیم. باورش سخت بود که در آن فضای سرشار از یأس و ناامیدی نیرویی برای بازگشت باقی مانده باشد. حذف را جلوی چشمانمان میدیدیم؛ یک خداحافظی غمانگیز و زودهنگام...
سرنوشت اما در اندک زمانی تغییر کرد و آن تیمی که با سیمایی تحقیر شده و درهم شکسته میدان بازی با انگلیس را ترک کرد، با چهرههایی مصمم و امیدوار از زمین بازی با ولز خارج شد؛ وضعیتی متفاوت که شاید دیگر امیدی به بودنش نبود.
خودمان را در خط پایان جام میدیدیم و باور این بود که بعد از پذیرفتن 6 گل از انگلیس دیگر هیچ قابلیتی برای بازگشت باقی نمانده است. نه از بعد فنی و نه از دیگر زوایا.
اما نبرد با ولز معبری شد برای باورهای تازه و ایجاد فضایی متفاوت. بازی با ولز ما را از سیاهیهای شکست مقابل انگلیس خارج کرد و تمام یأسها از حافظهمان پاک شد.
ولز با مردان چند میلیون دلاریاش (گرت بیل، هنسی، رمزی) بواقع حرفی برای گفتن در مقابل اراده فوتبالیستهای ایرانی نداشت و هرگز نتوانست در برابر 11 مرد ایران حتی لحظهای فکر پیروزی را به مخیلهاش بیاورد. آنها حریفی دست و پا بسته بودند.
در بند اراده بازیکنان ایران
بازی با ولز بیشک تا سالیان سال نقل محافل خواهد بود؛ بخصوص نقطهای که روزبه چشمی توپ برگشت داده شده مدافعان ولز را ربود، چندگامی به سمت راست حرکت کرد و با پای راستش چنان ضربهای به توپ وارد کرد که دنی وار، دروازهبان هرگز نتوانست حتی سایشی با انگستانش به توپ وارد کند.
گل چشمی تکمیلکننده زحمات پردامنهای بود که مردان فوتبال ایران در میدان بازی با ولز به خرج دادند و شاید اگر او مهمترین گل دوران تاریخ حرفهایاش را در جام جهانی به ثمر نمیرساند به سبب بدشانسیهای مکرر درگشودن دروازه ولز این بازی برخلاف جریانش با تساوی به پایان میرسید.
چشمی اما تبدیل به فرشته نجات فوتبال ایران شد تا باور کنیم به همو که در میدان بازی با انگلیس یکی از پرشمار بازیکنان ضعیف میدان لقب گرفت و بسیاری را مأیوس کرد نیز میتوان چنین امید بست که در میدانی دیگر گل پیروزی بخش تیمش را در مهمترین آوردگاه فوتبالی به ثمر برساند.
مهم این نیست که شماره چهار بپوشی یا شماره پانزده و یا هر شمارهای. روزبه چشمی را شاید در استقلال با آن شماره چهار به یادماندنی بشناسند اما حالا او را بواسطه گل فراموش نشدنیاش به ولز با انگشت نشان میدهند.
حالا بیشتر میتوان فهمید که چرا کارلوس کیروش اصرار به بردن چشمی با خود به جام جهانی داشت. مردی که تا قبل از بازی با نیکاراگوئه حتی احتمال حضورش در میان بازیکنان نهایی تیم ملی نیز نمیرفت اما او رفت تا برای همیشه در قلب مردم ایران قرار بگیرد و شاید به ماندگارترین چهره استقلالی تیم ملی در تمام طول تاریخ تبدیل شود.
گرچه استقلال همواره خالق مردان شوتزنی در عرصه ملی بوده، به این اسامی بنگرید: مهدی فنونیزاده، آندرانیک تیموریان، جواد نکونام، امید ابراهیمی و... حالا روزبه چشمی تبدیل به پیشقراول این سیاهه شده است. مردی با پاهای نازک، اندامی ترکهای که به زعم کیروش مدرنترین هافبک-مدافع تاریخ فوتبال ایران است...
تنها گل ایران
از بیرون هجده قدم!
تکمله: گل چشمی بیهیچ ارفاقی زیباترین گل ایران در تمام تاریخ حضورمان در جام جهانی است. گرچه گل حمید استیلی به امریکا مهم و پرحلاوت بود، اما گل چشمی چیز دیگری است. این گل تنها گل ایران در این عرصه هم هست که از پشت هجده قدم زده شد و تمام گلهایی که درگذشته به ثمر رسید از داخل هجده قدم نواخته شد که از این حیث روزبه متفاوتترین گل را تا اینجا به ثمر
رسانده است.