وصال روحانـی
استقلال همچنان صدرنشین بیشکست لیگ برتر فوتبال کشور و به تبع آن، امیددار نخست قهرمانی است اما سیاستگذاریها در این باشگاه به گونهای نیست که باید باشد. برخی اظهارات و موضعگیریها به جای اینکه بوی قدرت را بدهد، از این حکایت میکند آبیها خطی واحد و روشی مشترک برای برخورد با مسائل مختلف ندارند و هر یک سیاستهایی را برمیگزینند که میتواند ناقض روشهای دیگران باشد.
ماجراهای تکراری «وریا»
مسائل اخیر مرتبط با وریا غفوری که یک کش و قوس بیهوده و تکراری بود، یکی از مواردی است که فوتبالدوستان را خسته کرده است. این چندمین باری است که کاپیتان استقلال بر سر برخی مسائل درون باشگاهی قهر میکند یا کنار گذاشته میشود ولی به فاصله چند روز برمیگردد و آشتی میکند و دوباره برای تیمش پا به توپ میشود. اخراج موقتی غفوری از سوی فرهاد مجیدی و سپس پذیرش مجدد او حتی اگر با عذرخواهی وریا صورت گرفته باشد، بیش از آن که اقتدار سرمربی آبیها را نشان بدهد و یا خبر از رأفت و بخشش او بدهد، نشانگر این است که وی مواضع ثابتی ندارد و براساس شرایط روز اقدام میکند و تنبیهات او هر چه باشد، قطعاً «تنبیه» نیست!
سوءتبلیغ نیروهای «خودی»
حرفهای برخی همکاران مجیدی منجمله صالح مصطفوی و مدیر رسانهای باشگاه گاه چنان تند و بیمنطق است که به جای محکم کردن جایگاه استقلال، برعکس آن عمل کرده و به یک سوءتبلیغ آشکار برای آبیها تبدیل میشود و نسبت دادن هر ناکامی کوچک به دشمنان فرضی و عواملی که به زعم این سخنگویان نمیخواهند استقلال قهرمان شود، خبر از کمبود ظرفیت این باشگاه برای تحمل ناملایماتی میدهد که طی هر فصل برای هر تیم کوچک و بزرگی روی میدهد و نه ماجرا و خطی پشت آن است و نه چیزی فراتر از معمول به حساب میآید. از آن قبیل است اعلام یا عدم اعلام پنالتیهایی که شکل میگیرند و یا تصمیمهایی که در مورد «سرباز» تلقی شدن بعضی بازیکنان اتخاذ میشود. مثل این است که گفته شود آبیها هنوز در مورد تک گل پیروزیسازشان در مقابل فجر سپاسی که لحظاتی پس از خطای محرز «روزبه چشمی» روی مدافع رقیب به ثمر رسید، از داور تشکر رسمی نکردهاند (!) حال آن که اشتباه داور کاملاً سهوی بود و این داور استقلالی نبوده و نیست و قصد قهرمان کردن آبیها را هم نداشته است.
مشکل جای دیگری است
گل نخوردن آبیها در دو مسابقهای که در غیاب دو بازیکن سربازشان شکل گرفت، نشان داده که برخلاف ادعاهای موجود اعزام مرادمند و یزدانی به «خدمت نظام» با هدف تضعیف خط دفاعی این تیم و از بین بردن شانسهای قهرمانی این تیم صورت نگرفته و تأسی از نص قانون بوده و اگر همچنین قصدی در کار بوده، این توطئه مخوف(!) بیاثر مانده است. آنچه سبب شده آبیها بازی با فجر را به زور و با یک گل خطا فتح کنند و به مساوی با نساجی قناعت ورزند، ضعفهای تهاجمی آنها است. آیا بهتر نیست مجیدی به جای قهر و ناز و متهم کردن سایرین به جریانسازی علیه تیمش کار فنی و تلاش استراتژیک خود را روی آبیها بیشتر سازد تا تیمش ضمن حفظ انسجام دفاعی خود به گلزنیهای بیشتر و بهتر هم نائل آید؟ بد نیست آبیها به این فکر کنند که چه چیزهایی را نباید بگویند و بپذیرند که توطئهای علیه آنها در کار نیست زیرا تا زمانی که خودشان این گونه فکر و عمل میکنند، نیازی به توطئههای بیرونی برای ساقط کردن آنها نیست و بعضی نیروهای خودی و برخی افکار باطنی برای زدن سنگینترین ضربات به آنها کفایت میکند.