تیته، مربی تیم ملی برزیل اعلام کرده بعد از جام جهانی 2022 از این تیم میرود. خبر فوقالعادهای نیست. قبل از این و چندماه بعد از جام جهانی 2018 هم تیته چنین حرفهایی زده بود. اما اظهارات اخیر ضرورت تلاش برای یافتن جانشین او را بیشتر میکند. خیلی اتفاقات ممکن است از الان تا جام جهانی قطر رخ دهد. هنوز برای اینکه اعتباری ساخته شود یا از بین رود، وقت داریم اما جالب اینجا است که در حال حاضر هیچ برزیلی شاخصی برای جانشینی تیته وجود ندارد. آیا ممکن است تا چند ماه دیگر یک اتفاق تاریخی رقم بخورد و یک غیربرزیلی مربی تیم ملی این کشور شود؟
شرایط که اینگونه پیش میرود. چند ماه قبل از ژاوی هرناندس خواسته شد به کادر فنی برزیل بهعنوان دستیار اضافه شود با این فرض که بعد از جام جهانی کار را به او بسپارند. تماس بارسلونا برای او جذابتر بود اما همان موقع ثابت شد که تابو شکستنی است این به خاطر نبود گزینههای داخلی است و اینکه مربیهای برزیلی نتوانستهاند خودی نشان دهند.
در واقع پیداکردن مربیهای برزیلی در تیمهای امریکای جنوبی هم سخت شده. مدافع سابق برزیل، آنتونیو کارلوس زاگو مربی بولیوار است اما جایگاهش به خطر میافتد اگر تیم بولیواری از مرحله مقدماتی لیبرتادورس حذف شود. مربیان برزیلی در کشور خود هم جایی ندارند، تقریباً نیمی از باشگاههای دسته اولی برزیل مربیهای غیربومی دارند؛ بیشتر پرتغالی و آرژانتینی، برای مربیهای اهل اروگوئه و پاراگوئه هم جا هست.
بعضیها تازه واردند و دوام نمیآورند، بعضیها جای پایشان سفت شده. خوان پابلو وویودا از آرژانتین سال گذشته در فورتالزا فوقالعاده بود و با چهارمی برای اولین بار تیم را به لیبرتادورس برد. حالا شاید قربانی موفقیتش شود چون انتظارات بالاتر رفته و تیمش با برنامه فشرده بازیها و سفرها مواجه شده اما اگر کارش را خوب ادامه دهد، شانس اندکی برای مربیگری برزیل هم دارد.
یک مربی پرتغالی محتملتر است. نام آبل فریرا زیاد شنیده میشود. مربی پالمیراس دو قهرمانی پیاپی لیبرتادورس را به دست آورده و در فینال جام جهانی باشگاهها، چلسی را به ضربات پنالتی کشاند. اگر مردم از سبک فوتبالش خوششان نمیآید همیشه نام هموطن او ژرژ ژسوس مطرح است که فلامنگو را در سال 2019 به بهشت برد و این مزیت را دارد که بعد از اخراج از بنفیکا بیکار است. آمدن ژسوس به فلامنگو تقریباً سه سال قبل یک نقطه عطف بود. فلامنگوی او سنتشکنی کرد و با پرسینگ از جلو همیشه آماده حمله بود. تیم او تنها پیروز نمیشد بلکه تماشایش هم لذتبخش بود و کاری کرد که در مقایسه، مربیان برزیلی طرفدار «اول گل نخوردن» حقیر به نظر بیایند. مربیهای برزیلی گله دارند از اینکه صلاحیت آنها توسط یوفا پذیرفته نمیشود اما این اهمیتی ندارد و شما را از موضوع اصلی دور میکند. در واقع دلیل نمیشود که باشگاههای اروپایی زحمت سفر بر فراز اقیانوس اطلس را به خود بدهند و پیشنهاد کار بدهند. توانایی مربیان برزیلی در تاریخ همیشه زیر سایه درخشش بازیکنان قرار گرفته؛ دفاع چهار نفره در برزیل شروع شد و تیم 1970 ماریو زاگالو پیشرو در استفاده از سیستم 1-3-2-4 بود. اما خیلی وقت است که مربیانی مثل زاگالو پیدا نمیشود.
این اواخر مربیان این کشور خیلی راحت مشکلات داخلی فوتبال برزیل را پذیرفتهاند، بازیهای بسیار، زمینهای خراب و فشار بسیار زیاد برای نباختن. این باعث شده به یک نتیجهگرایی متوسط برسند که ضعفش را فوتبال زیبای فلامنگوی ژرژ ژسوس یا با منابع بسیار کمتر، بازی پرتحرک فورتالزای وویودا آشکار کرد.
این فصل لیگ برزیل که کمتر از یک ماه دیگر شروع میشود، با انگیزه فراوانی همراه است. اگر یکی از مربیها در چند ماه آینده کار فوقالعادهای انجام دهد، شاید به رفتنش به نیمکت سلسائو منجر شود. در غیر اینصورت آنچه زمانی غیرقابل تصور بود، ممکن میشود و تیمی که پنج بار قهرمان جهان شده، بهصورت جدی به کار با مربیای که خارج از مرزهایش به دنیا آمده را مورد توجه قرار میدهد.