
یادداشت
حمید عرب
در روزهای اخیر فضای باشگاه استقلال بهدلیل محرومیت سیاوش یزدانی و محمدحسین مرادمند بهشدت ملتهب و هواداران این باشگاه مردمی با نگرانی به آینده تیم خود در لیگ برتر مینگرند. شایعه استعفای مجیدی دو روز قبل از بازی با فجر که در کانالهای منتسب به باشگاه نیز منتشر شد و پیامدش اخراج وریا غفوری از تمرین این تیم همگی دست به دست هم داده تا با وجود صدرنشینی آبیها در لیگ برتر و برخورداری از شانس بالا برای رسیدن به جام قهرمانی اما التهاب در این باشگاه به نقطه اوج برسد.
در ماجراهای اخیر هیچ عامل بیرونی نقشی نداشت. این بار نه پای اشتباهات داوری در میان است و نه اقدامات رسانهای مخرب و هدفدار. در موضوع یزدانی و مرادمند بیشک همه عوامل باشگاه از آگاهی کافی بابت وضعیت این دو بازیکن در اول اسفند ماه برخوردار بودند و هیچ عقل سلیمی نمیپذیرد که طیف عظیمی از هواداران این باشگاه در فضای مجازی از احتمال محرومیت دو مدافع خود مطلع باشند اما عوامل باشگاه و مربیان از این موضوع بیخبر باشند؛ بنابراین آنچه امروز رخ داده نشأت گرفته از یک اشراف زیرپوستی در باشگاه استقلال است و نباید جریانی را مقصر این اتفاقات دانست.
در بحبوحه این ماجرا خبر استعفای فرهاد مجیدی نیز از سوی عوامل رسانهای سرمربی استقلال در اختیار ادمینهای فضای مجازی قرار گرفته است؛ خبری که به اضافه محرومیت یزدانی و مرادمند بر دایره پریشانی و آشفته حالی هواداران این باشگاه افزود. هر چند که این استراتژی با انتقاد برخی از کارشناسان به چرایی استعفای سرمربی استقلال، ساعاتی بعد توسط همان جریانهای رسانهای تکذیب شد و مجیدی نیز ترجیح داد پیش از بازی با فجر نیز درباره موضوع کنارهگیری چیزی به زبان نیاورد و به نوعی عقبنشینی نرمی داشت اما به هرحال نباید به سادگی از کنار دلواپسی هواداران نسبت به آینده کاری سرمربی استقلال عبور کرد و به این شایعات بیتفاوت بود.
اینکه اساساً چرا مجیدی باید چنین استراتژی را اتخاذ کند، خود سؤال مهمی است که بعدها میشود مقابل سرمربی استقلال قرار داد و پاسخ روشنی را طلب کرد. اما در کنار این موارد (ماجرای سربازیها و انتشار خبر استعفا) باید به موضوع مهم وریا غفوری نیز اشاره داشت. در این حکایت به نظر میرسد برخی عوامل در دل باشگاه استقلال بیمیل نیستند که وریا را در این برهه حساس که استقلال به آرامش روان نیاز دارد، مقابل فرهاد مجیدی قرار دهند (شاید هم این تقابل پیشتر سازماندهی شده باشد) و این باشگاه را با حواشی تازهای مواجه سازند.
پرسش بسیار کلیدی که در این ماجرا ذهنها را در بر گرفته این است که چرا عوامل رسانهای باشگاه استقلال که در هماهنگی کامل با فرهاد مجیدی قرار دارند خبر اخراج موقت غفوری را به دلیل اتفاقاتی که در تمرین رخ داده بیمعطلی رسانهای میکنند اما در مقابل هفتهها غیبت فرزاد مجیدی (مربی استقلال و دستیار فرهاد مجیدی) سکوت میکنند و حتی درباره دلایل این موضوع نیز پنهان کاری را در دستور کار قرار میدهند؟
اگر وریا غفوری مستحق برخورد از سوی باشگاه استقلال است و گردانندگان کانال باشگاه استقلال نیز بر خود وظیفه میدانند که این ماجرا را شفاف با افکار عمومی در میان بگذارند چرا همین سیاست را درباره فرزاد مجیدی که هفتهها بیدلیل در تمرینات غایب بود پی نمیگیرند؟! اجحاف در شفافسازی موضوعات مشترک در واقع مسألهای است که ورود مدیریت باشگاه استقلال را میطلبد و لازم است که مصطفی آجورلو با رصد دقیق این اتفاقات مقابل برخی سیاستگذاریهای خطی که به اعتبار و ریشه باشگاه استقلال لطمه میزند، ورود کند.