printlogo


کد خبر: 243123تاریخ: 1400/12/4 00:00
به بهانه سرباز شدن یزدانی و مرادمند زمان طلایی فوتبالیست‌ها،
زمان فراموشی غم و غصه مردم

سرباز شدن سیاوش یزدانی و مرادمند بهانه‌ای شد تا به معضل کهنه و قدیمی ورزشکاران -بخصوص فوتبالیست‌ها- بپردازیم؛ همواره این پرسش برای جامعه علاقه‌مند به فوتبال بی‌جواب است که چرا سال‌هاست در 4 لیگ برتر دنیا، ایران نماینده‌ای ندارد؟ به چه دلیل در سال‌های اخیر، بازیکنان ایرانی هیچ‌گاه به تیم‌های متوسط و پایین جدولی 4 لیگ برتر اروپا نرسیدند؟ اگر سردار آزمون که زمستان امسال از زنیت به لورکوزن رفت را یک استثنا بدانیم، بعد از جواد نکونام، آندو تیموریان، اشکان دژاگه، علی کریمی (که در انتقالی عجیب به شالکه رفت)، در 10 سال اخیر هیچ بازیکنی از ایران به لیگ آلمان، اسپانیا، انگلیس و ایتالیا منتقل نشده است. البته سامان قدوس بازیکن فعلی برنتفورد با صعود این تیم از چمپیونشیپ به لیگ انگلیس رسیده. سامان هم در لیگ جزیره تا امروز تنها 425 دقیقه به میدان رفته است. اگرچه سامان متولد سوئد است و او را نمی‌توان با بازیکنان با استعداد متولد ایران مقایسه کرد.
نگاهی به لژیونرهای ایرانی نشان می‌دهد که آخرین نسل ستاره‌های ایرانی در 4 لیگ برتر جهان، به نسلی برمی‌گردد که جام‌جهانی 2014 آخرین تورنمنت بزرگ ملی‌شان بود.
اما دلیل غیبت ستاره‌های ایرانی در لیگ‌های بزرگ چیست؟ بدون شک خدمت سربازی یکی از مهم‌ترین دلایل دور شدن بازیکنان با استعداد از لیگ‌های درجه یک است؛ تیم‌های باشگاهی حاضر در لیگ‌های بزرگ، معمولاً سراغ بازیکنان جوان آسیایی و آفریقایی می‌روند؛ سن مطلوب برای آنها زیر 20 سال است. باشگاه‌های اروپایی، بازیکن جوان را به چشم استعدادی که پتانسیل سرمایه‌گذاری دارد، می‌بینند و روی او برنامه‌ریزی می‌کنند. اغلب بازیکنان آسیایی و آفریقایی موفق، از سن پایین به اروپا رفته‌اند و بعد از دو، سه سال به ستاره تیم خود تبدیل شدند و سر از تیم بزرگتری درآوردند. حتی علت موفقیت امروز سردار آزمون، حضور زودهنگام این بازیکن در لیگ روسیه است.
اما بازیکنان ایرانی به سن رشد و اوج گرفتن که می‌رسند، مشکل سربازی و خروج از کشور سد راه‌شان می‌شود؛ «گلدن‌تایم» آنها می‌سوزد. مجبورند به تیم‌های کوچک نظامی بروند و آنجا به چشم نمی‌آیند. زمانی که از سربازی برمی‌گردند، باید دو، سه سال در یک تیم بزرگ و مدعی داخلی بازی کنند تا چهره شوند و سر از تیم ‌ملی دربیاورند. این روزهای طلایی یک فوتبالیست است که اگر در سن پایین به اروپا رفته بود، شاید می‌توانست در 4 لیگ بزرگ دنیا بدرخشد.
اگر فوتبال و ورزش دغدغه مهم دولت‌ها و نهادهای قانونگذار بود، حتماً تا امروز برای بچه‌های مستعد ورزشکار قانونی وضع می‌شد که در نهایت به منافع ملی کمک می‌کرد. اگر فوتبال ایران به جای یک سردار آزمون، تعداد بیشتری ستاره در لیگ‌های معتبر داشت، امروز در جام‌جهانی صعود از گروه و رسیدن به موفقیت‌های بزرگ دیگر رؤیا نبود. باید از نهادهای قانونگذار پرسید که چقدر باید هزینه کنیم تا مردم کشور برای یک شب تمام غم و غصه‌های زندگی را فراموش کنند و شاد باشند؟ فوتبال و موفقیت‌هایش می‌تواند روحیه جامعه را تغییر دهد و موفقیت‌های بزرگ رابطه مستقیمی با میزان شاد بودن مردم و امید به زندگی دارد. به نظر می‌رسد باید هرچه زودتر راهکاری برای مشکل سربازی ورزشکاران با استعداد پیدا شود که زمان طلایی ورزش آنها از بین نرود و با آنها به موفقیت‌های بین‌المللی بزرگتری برسیم.
 

Page Generated in 0.0054 sec