
یادداشت
وصال روحانی
اختلافی که این روزها بین سازمان لیگ فوتبال کشور و شرکت توسعه و تجهیز اماکن ورزشی به وجود آمده، پیش از آن که بهرهای داشته باشد، دودش به چشم کل ورزش کشور میرود.
بازنده عاجل این روند، فوتبال و باشگاههای آن هستند. در مقطعی از زمان که بازگشت تماشاگران به استادیومها پس از دو سال بیرونقیهای کرونایی در دستور کار قرار گرفته، جدل دو نهاد مورد بحث با یکدیگر فقط موجب اتلاف وقت تماشگران و خرابی اعصاب بازیکنان شده است. در ساعات منتهی به برگزاری دو دیدار اخیر استقلال و پرسپولیس با رقبایشان در چارچوب مسابقات لیگ برتر کشور هم اقدامات سران استقلال در مورد نصب یا عدم نصب تبلیغات محیطی در ورزشگاه آزادی و هم اختلاف سلیقه سازمان لیگ با اداره تجهیز اماکن ورزشی بر سر همین موضوع فایده خاصی برای هیچیک از طرفین این دعوا نداشت و فقط نشانگر سست بودن حاکمیت قوانین بر ورزش فوتبال بود.
طی این قضایا نه فقط صدای هواداران قطع امید کرده از دیدن مسابقاتی بدون حاشیههای مضر درآمد، بلکه بازیکنان و مربیان هم معترض شدند و گفتند که تاکنون چنین چیزهایی را ندیدهاند و نمیدانند که اصل قضیه چیست و برای حل این مشکلات چه باید کرد. مهدی شیری مدافع پرسپولیس گفت دلیل اصلی بد و بینظم بازی کردن قرمزها در نیمه اول دیدار دوشنبه شب مقابل نفت مسجدسلیمان تأخیر 30 دقیقهای در شروع مسابقه بوده و آنها چون در رختکن بیش از حد مانده بودند و آنجا مکان مناسبی برای گرم کردن و آماده شدن نیست، بازی را با شرایط نامناسبی آغاز کردهاند و پیشتر چند استقلالی نیز گفته بودند که مسأله تبلیغات محیطی نباید مانعی در راه برگزاری قانونمند لیگ باشد و اگر چنین شود ضررش متوجه تیمها میشود که به رغم داشتن کلکسیونی از مشکلات و انبانی از کمبودها مجبورند چوب قضایایی اضافی را هم بخورند که خودشان هیچ سهمی در خلق آن ندارند.
نه مصطفی آجورلو مدیرعامل استقلال توانست در روزی که کوشید قضیه تبلیغات محیطی را در ورزشگاه به سود باشگاهش مدیریت کند به توفیق لازم رسید و نه مجید صدری مدیرعامل پرسپولیس دوشنبه شب در دیدار این تیم با حریف مسجدسلیمانی توانست به سرعت بر بحران حاصله فایق آید و بازی را راه بیندازد و ظاهراً این وزیر ورزش بود که با یک پیام تلفنی از هر دو سوی ماجرا خواست فعلاً کوتاه بیایند و اسباب برگزاری این مسابقه را فراهم آورند و حل ریشهای این اختلاف اداری و مالی را به روزهای بعدی بسپارند.
اینگونه مناقشهها بیشتر از آنرو حیرتبار و تأسفآور است که قاعدتاً سلسله قواعد و امکانات و شیوهنامههایی بر روند کار و میزان نفوذ هر دو نهاد سازمان لیگ و شرکت تجهیز و توسعه اماکن ورزشی موجود است و میتوان با رجوع به این قواعد و براساس حق و سهم هر یک از دو نهاد در بهرههای تبلیغات محیطی این کار را از قبل مدیریت کرد و پس از تجمیع پول حاصله آن را بین طرفین تقسیم کرد. اگر هم در مواردی یک باشگاه پای اسپانسر خاصی را برای یک یا چند مسابقه به وسط ماجرا کشاند و متعهد شد که سهم سازمان لیگ و شرکت تجهیز را طبق قواعد و درصدهای موجود پرداخت کند، بد نیست که این موارد نیز به طور «تک و انفرادی» مورد ملاحظه و احتمالاً اجرا قرار گیرد. آنچه اینک در لیگ برتر جریان دارد، هیچیک از این پروسهها نیست و دو نهاد اصلی نه شیوهنامههای صددرصد دقیق و ماندگاری دارند و نه به حق خود قایلاند و در این میان باشگاههایی مثل سرخابیهای پایتخت هم با برقراری ارتباطهای مجزا با برخی سرمایهگذاران بدشان نمیآید به سهمی از درآمدهای موجود برسند که معمولاً از آنها دریغ شده است. مجموعه این رویکردها و سلیقههای متفاوت تبدیل به ملغمهای شده است که این روزها میبینیم و موجب تأسف میلیونها تماشاگر تلویزیونی در دقایق قبل از شروع مصاف شاگردان یحیی گلمحمدی و فراز کمالوند شد. فدراسیون فوتبال و سازمان لیگ آن اگر واقعاً توانمند هستند و میخواهند حق باشگاهها و بهواقع سهم این ورزش را اخذ کنند، ابتدا بروند و از صدا و سیما حق پخش مستقیم مسابقات لیگ و نظایر آن را که سالها است پرداخت نشده بگیرند و در این زمینه احقاق حق کنند. لابد ورزشدوستان به یاد دارند که در 15 سال اخیر چقدر وعده در این خصوص در فدراسیونهای کفاشیان و تاج داده شد و هرگز تحقق نیافت و فدراسیون فعلی نیز فرجام بهتری از قبلیها در این زمینه گواهی نمیدهد. شاید بهنظر برسد که سوءمدیریت افراد و نهادهای درگیر این کلاف سردرگم را ایجاد کرده و ماجرا به حد و شکلی درآمده که حل ریشهای و طولانی مدت آن امکانپذیر نیست حال آن که دلیل اصلی این نابسامانیها وضع قواعد سست و غیرماندگار و سپردن کار فوتبال به دست مدیران و نهادهایی است که نه خود ابتکارهای لازم را دارند و نه به آنها اطمینان برای ابقای طولانی مدت در مناصبشان داده میشود. به این ترتیب آنها ترجیح میدهند قضایا را فقط رفع و رجوع نسبی کنند و باری به هر جهت جلو ببرند و سرنوشت را به دست بعدیهایی بسپرند که وقتی زمامدار میشوند، طبعاً کوه بزرگتری از مشکلات را پیش روی خود خواهند دید و شرایط چندان روشنتر از اسلاف خود ایجاد نخواهند کرد.