گفت و گو
ناصرقراگزلو
آقا رسول کربکندی مرد استخوان خرد کرده فوتبال ذوبآهن فصل قبل در قامت سخنگو و عضو هیأت مدیره باشگاه ذوبآهن در سختترین شرایط یار و مددکار باشگاه ذوبآهن بود اما به هر حال با تصمیم مسئولان این باشگاه و مدیر کارخانه، کربکندی از مسئولیت خود کنار گذاشته شد با وجود این از آنجا که رسول کربکندی به همه مسائل تیم ذوبآهن از فصل گذشته تاکنون آگاهی دارد ترجیح دادیم با رسول کربکندی در خصوص مواردی که فصل گذشته بر تیم ذوبآهن گذشت تا در نهایت به زحمت تیم ریشهدار اصفهانی در لیگ برتر باقی بماند و تمام ریز مواردی که پیرامون تیم ذوبآهن وجود داشته و دارد همصحبت شده و نظرات ایشان را در رابطه با بعضی از موارد اصلی این تیم جویا شویم.
فصل قبل با رحمان رضایی شروع کردید و با حسینی ادامه دادید اما چرا به زحمت ذوبآهن در لیگ برتر باقی ماند؟
ما ابتدای فصل خوب شروع نکردیم و نتایجمان خوب نبود به همین دلیل در ادامه فصل تصمیم گرفتیم که مجتبی حسینی بیاید و سکان هدایت تیم را عهدهدار شود. در ابتدا حسینی هم با تیم خوب نتیجه گرفت اما متأسفانه این روند تداوم نداشت تا آنجا که تیم به زور و زحمت در لیگ برتر باقی ماند.
قبول دارید هواداران تیم ذوبآهن چند سالی است که از نتایج تیم محبوبشان اذیت شدند؟
بله، تیم ما فصل قبل نتایج خوبی نگرفت و در مجموع تیم ذوبآهن دو سال بد را سپری کرد به حدی که موجب شد هوادارانمان واقعاً اذیت شوند، دو سالی که باید قبول کنیم روی اتفآقات ماندیم.
تیمتان فصل قبل خوب بسته نشد.
در تکمیل جواب قبلی باید این را اضافه کنم که ما و سایر اعضای هیأت مدیره هم تصمیمات زیادی اتخاذ کردیم و خیلی اذیت شدیم. تیم ما فصل قبل در نقل و انتقالات خوب کار نکرد و متأسفانه عملکرد خوبی از این حیث نداشت البته نه به این معنی که نفر نداشت بلکه سرمربی وقت تیم بازیکنان خوب و مؤثری را به خدمت نگرفت تا تیم اصلاً حال و روز خوشی نداشته باشد. بعد از آن تصمیم گرفته شد که رحمان رضایی برود و مجتبی حسینی بیاید و سکان هدایت تیم را برعهده بگیرد. حسینی هم بعد از چند هفته یا بهتر بگویم دو سه هفته در ادامه نتوانست نتایج خوبی بگیرد؛ تراژدی که تا پایان فصل ادامه پیدا کرد تا در حقیقت تیم تراکتور و نتیجهاش در پایان ما را در لیگ حفظ کند. هر چه بود تیم ما با 26 امتیاز که در تاریخ لیگ امتیاز بسیار کمی محسوب میشود در لیگ ماند و تیمی با قدمت بالای ذوبآهن با شرایطی که گفتم و امتیازی بسیار پایین در لیگ ماند و سهمیهاش حفظ شد.
در نهایت چگونه به این جمعبندی رسیدید که مربی جدید بیاید و سکان هدایت تیم را برعهده بگیرد؟
در جلسات پایانی هیأت مدیره که خودم هم در آن جلسات حضور داشتم روی گزینههای مربیگری بحث شد و در نهایت تصمیم بر حضور مهدی تارتار اتخاذ شد.
مهدی تارتار در چند سال اخیر جزو مربیان نسبتاً موفق فوتبال ما بوده است که نشان داده کارش را بلد است از همین رو بعد از قطعی شدن حضور تارتار خیلی از بازیکنان جدا شدند و تارتار تمام کسانی را که مد نظر داشت به خدمت گرفت تا در نهایت به موقع یارگیری کرده و حتی تمریناتش را زودتر از سایر تیمها آغاز کرده که میتواند نوید روزهای خوبی را برای تیم ذوبآهن بدهد تا بعد از دو سه فصل حضور ضعیف برای لیگ بیست و یکم چهره خوبی را از خود به نمایش بگذارد.
نکته عجیب اما برکناری خودتان از سمت عضو هیأت مدیره ذوبآهن است؛ فردی که به نوعی وجودش با تیم عجین شده اما به شکل عجیبی از هیأت مدیره کنار گذاشته شد.
در واقع هنوز خودم هم جوابی برای دلایل کنار گذاشتنم پیدا نکردم و مدیرعامل کارخانه تصمیم گرفتند من و رئیس هیأت مدیره را به جلسهای فرا بخوانند و در آن جلسه بعد از اهدای قاب و کلی تشکر و تعریف ما را کنار گذاشتند. من روی مسأله برکناری حرفی ندارم اما ای کاش دلیل این مسأله را میدانستم که چرا باید نباشم و چطور بعد از آن همه تعریف و تمجید و قاب دادن و بقیه موارد چه ایرادی داشتم که برکنار شدم. در واقع اگر میخواستند ما را برکنار کنند چرا آن همه تعریف و تمجید کردند.
چرا شرایط ذوبآهن در چند سال اخیر اصلاً مانند سپاهان نبوده؟
بودجه سپاهان اصلاً با بودجه ذوبآهن قابل قیاس نیست به همین دلیل دست همه مسئولان سپاهان و متأثر از آن کادر فنیاش برای جذب نفرات برتر باز است به همین دلیل هم شاهدیم یک سرمربی جوان را منصوب کردهاند تا در کنارش با بهرهگیری از چند مربی خوب و بازیکنان مستعد بیشترین بهره را در فاز نتیجه داشته باشند. این در حالی است که در تیمی مانند ذوبآهن ثبات مدیریت لازم به دلیل قدرت مالی و بودجه کمتر وجود ندارد و نتیجه هم در نهایت آن میشود که شرایط سپاهان با ذوبآهن متفاوت میشود.
به نظر میرسد تیمهای ما کاملاً دو تکه یا سه تکه شدهاند؟
اگر بخواهیم در این رابطه کلی صحبت کنیم که بودجه ذوبآهن در قیاس با بودجه بقیه تیمها در ردیف متوسط قرار میگیرد اما کلاً در حال حاضر لیگ ما تبدیل به لیگ غنی و فقیر و جنگ تیمهای دارا و ندار شده است.
در رابطه با تغییراتی که در فدراسیون انجام شده چقدر به بهبود شرایط فوتبالمان امیدوارید؟
امیدوارم تیم ملی کشورمان به جام جهانی برود و مهمتر از آن فدراسیون فوتبال کشورمان بتواند مقابلفساد شدیدی که وجود دارد را بگیرد هر چند در این رابطه من اراده خیلی زیاد و قوی را برای از بین بردن دلالی و فساد در فوتبالمان نمیبینم و عدهای و شاید هر کسی که توپی میزند پشت سرش افراد بسیار قوی وجود دارد که پشتش به آنها گرم است.
برای هواداران ذوبآهن تحمل جدایی کربکندی واقعاً سخت است.
گفتم که از خداحافظیهایی مانند ما در مملکت ما زیاد دیده میشود اما این شکل قضیه واقعاً بد بود که اگر ما خوب بودیم چرا ما را برداشتند با وجود این هنوز اسم ذوبآهن روی ماست حالا چه ما باشیم و چه در ذوبآهن نباشیم و خوشحالم هنوز هم در تیم و خصوصاً هواداران تیم از جایگاه رفیع و قابل قبولی برخوردار هستیم.
طی روزهای اخیر اختلافاتی میان مهدی تارتار و قاسم حدادیفر به وجود آمده که...
حدادیفر بازیکن بزرگی است و سالها کاپیتان ذوبآهن بوده است، ولی یک واقعیت را هم قاسم و هم بقیه باید بپذیرند. این بازیکن سه بار رباط صلیبیاش را عمل کرده و طبیعی است که ترس و نگرانی بابت مصدومیت دوباره او وجود داشته باشد. آن طرف مربی هم به بازیکنی احتیاج دارد که کامل در اختیارش باشد. قاسم حدادیفر قطعاً اگر آماده باشد، میتواند به تیم کمک کند. قاسم تازه جراحی کرده و مهدی تارتار دو راه دارد. یکی اینکه به او فرصت داده شود تا به شرایط ایدهآل برسد و دوم اینکه بین خودشان و در فضای دوستانه به توافق برسند. حدادیفر قبلاً اعلام کرده است، دوست دارد در زمین فوتبال خداحافظی کند. او بازیکن بزرگی بوده و هست، ولی این آسیبدیدگیها و سن بالایی که دارد میتواند برای خودش هم خطرناک باشد که البته این به اعتماد به نفس و شرایط بدنی و تمریناتش بستگی دارد. این موضوع باید بین بازیکن و مربی در فضایی دوستانه حل شود تا باعث تحریک تماشاگران نشود، چون هواداران قاسم را خیلی دوست دارند، ولی باید واقعیت را هم پذیرفت.