از همان روزی که قاسم حدادیفر برای سومین مرتبه دچار پارگی رباط صلیبی شد شایعاتی مبنی بر خداحافظی او از فوتبال به گوش رسید تا اینکه خودش آن را تکذیب کرد. در حالی که این موضوع برای هواداران ذوبآهن به نوعی جا افتاده بود که در لیگ بیست و یکم هم کاپیتانشان را همراه خود دارند اما به یکباره مصاحبه مهدی تارتار سرمربی جدید تیم این مهم را وارد فاز جدیدی کرد. البته او به عنوان سرمربی تیم حق دارد که نفرات دلخواهش را در اختیار داشته و از نظر خودش به آمادهترینها بازی دهد و شاید نمیخواهد ریسک دوباره مصدوم شدن را برای بازیکن باتجربهاش داشته باشد و با مشکلات بعد از مصدومیت احتمالی یا آماده نبودن او مواجه شود چون به هر حال قاسم حدادیفر بازیکنی نیست که روی نیمکت بنشیند. اما به تارتار هم باید حق داد، او نگاه فنی خودش را دارد و بر همین اساس هم برای حدادیفر شرط گذاشته و به او گفته که باید مثل بازیکنان جوان آماده باشد: «من با قاسم صحبت کردم و از او خواستم اگر فکر میکند شرایط مربیگری و علاقه به این کار را دارد، در کنار ما شروع کند. اگر نه بماند و با جوانهایمان بجنگد. اگر این توانایی را در خودش ببیند ما هم استقبال میکنیم. چون قاسم حدادیفر کیفیت بالایی دارد. فقط بحث آسیبدیدگیهای اخیر، شرایط بدنی و سن و سالش، مطرح است. اگر او بتواند پا به پای جوانان تمرین و بازی کند ما استقبال میکنیم. حدادیفر خصوصیات اخلاقی خاصی دارد. فوقالعاده محجوب و دوستداشتنی است. در حال حاضر با خودش کلنجار میرود که ببیند چه تصمیمی را باید بگیرد و باید ببینیم چه تصمیمی میگیرد.»
اما این صحبتهای سرمربی جدید اصلاً به مذاق کاپیتان محبوب ذوبیها خوش نیامد و خیلی زود واکنش نشان داد: «من معتقدم آقای تارتار فرافکنی میکند و میخواهد توپ را به زمین من بیندازد. در دورانی که فوتبال بازی کردهام همیشه یاد گرفتهام که در زمین مسابقه بجنگم و هیچ ترسی از این بابت ندارم. در این سالها با مصدومیتهای سنگینی هم مواجه شدم اما خیلی خوب جنگیدم و بهتر از گذشته برگشتم. چه در رده باشگاهی و چه در رده ملی همیشه جنگیدن را خوب بلد بودم ولی مثل اینکه آقای تارتار میخواهد برخی از مسائل را پنهان کند یا اینکه حقایق را نگوید. من که همه مسائل را میدانم ولی فقط در مورد صحبتهای ایشان خواستم حرف بزنم تا مسأله مبهمی باقی نماند. در ضمن نمیدانم چرا زمانی که میخواستم قرارداد امضا کنم آقای تارتار این صحبتها را انجام نداد. در حال حاضر شرایط بدنی من بسیار خوب است و در سلامت کامل به سر میبرم و میتوانم به زودی آماده بازی شوم. فکر میکنم صحبتهایی که سرمربی ذوبآهن انجام داده یک نوع فرافکنی است و باز هم تأکید میکنم هیچ مشکلی بابت جنگیدن و رقابت ندارم و این را در گذشته هم ثابت کردهام.»
البته که میتوان حرفهای دو طرف را از زوایای دیگری هم مورد بررسی قرار داد. اول اینکه خوشبختانه این مرتبه رسانهها را نمیتوان به حاشیهسازی متهم کرد چون خودشان این صحبتها را مطرح کردهاند اما وقتی حدادیفر میگوید تارتار فرافکنی میکند منظورش چیست؟ آیا او نمیخواهد با بازیکنان بزرگ و محبوب کار کند؟ آیا اصلاً ادعای حدادیفر مبنی بر آمادگیاش ادعای درستی است؟
حالا اگر تارتار کوتاه بیاید آن وقت حدادیفر باید خودش را ثابت کند و اگر دچار مصدومیت نشود و سرمربی هم بازیاش ندهد در آن صورت باید منتظر حواشی و چالشهای جدیدی در این تیم باشیم، مگر اینکه آقای سرمربی این موضوع را به خوبی مدیریت کند. بدون تردید تارتار تا امروز برای روبهرو شدن یا پایان دادن به این موضوع مهم به جمعبندی رسیده و باید دید او چه تصمیمی میگیرد، شاید بنا را بر صحت ادعای کاپیتانش بگذارد اما خیلی خوب میداند که اگر در هر بازی از او استفاده نکند در کنفرانس خبری بعد همان بازی و قبل از بازی بعدی باید پاسخگوی سؤالات خبرنگاران باشد که چه بخواهد چه نخواهد روی تمرکزش تأثیر میگذارد.
حالا خبر رسیده پس از دلخوری پیش آمده، قرار است پس از بازگشت تیم فوتبال ذوبآهن به اصفهان، جلسهای با حضور قاسم حدادیفر، مهدی تارتار و مسئولان باشگاه برگزار شود تا راه حل مسالمتآمیزی برای این موضوع اتخاذ شود و کاپیتان سبزپوشان آخرین سال فوتبال خود را نیز در تیم ذوبآهن پشت سر بگذارد.