سام ستارزاده
یکی از پیچیدهترین مسائلی که هر وزیر ورزشی بهعنوان متولی مشترک سرخآبیهای پایتخت بهطور خودکار با آن مواجه است، این است که چگونه به دو تیم متفاوت، برابر نگاه کند و در عمل هم نگاه خود را بهخوبی به هواداران هر دو تیم منتقل کند. در تمامی تصمیمات ریز و درشت در قبال این دو تیم نظیر تعیین مدیرعامل، اهدای زمین تمرین، ارزشگذاری برای واگذاری به بخش خصوصی و حتی اظهارنظرهای کلامی در مصاحبهها، دیدگاه وزیر ورزش نسبت به استقلال و پرسپولیس فارغ از نام و سبقه او و به شکلی بسیار سختگیرانه توسط هواداران هر دو تیم مورد ارزیابی و مقایسه قرار میگیرد.
جذب اسپانسر مشترک برای دو تیم تحت مالکیت وزارت ورزش، نخستین چالش حمید سجادی است برای اینکه به متعصبترین اقشار فوتبالدوست کشور ثابتکند به رنگ خاصی تعلق بیشتری ندارد. جذب اسپانسر مشترک برای دو باشگاه رقیب، شاید در هر منطقه دیگری از زمین ایدهای خارج از معیارها و چارچوبهای اقتصادی باشد اما دستکم در ایران توجیه برای آن وجود دارد. هر کارگزاری که بخواهد از میان آبی و قرمز تنها یک رنگ را انتخاب کند، بیم آن را دارد که نیمی از جامعه هدف خود را که متعلق به رنگ دیگر هستند، از دست بدهد.
پس از روی کار آمدن مصطفی آجورلو در استقلال و سپردهشدن امور مدیریتی پرسپولیس به سیدمجید صدری، با پیشنهاد مدیرعامل جدید آبیها گزینه جذب اسپانسر مشترک دوباره روی میز قرار گرفت اما با افزایش احتمال عقد قرارداد با یک کارگزار مشترک، این پرسش مطرح میشود که در قرارداد سهجانبه پیش رو سهم استقلال و پرسپولیس باید چه اندازه باشد تا حمایت از این دو تیم پرطرفدار بهطور عادلانه صورت گیرد؟
قرمزپوشان که در پنج سال گذشته پنج قهرمانی لیگ و دو صعود به فینال آسیا را تجربه کردهاند، ارزش برند خود را برتر از رقیب سنتی میدانند. آنها بنا بر روایاتی حتی پیشنهادی ۳۰۰ میلیاردی از سوی یک اسپانسر دریافت کرده بودند که کسی توضیحی نداد که چرا از سوی باشگاه پذیرفته نشد. تفاوت ارزش برند دو تیم، دلیلی است که پرسپولیسیها با چنگ زدن به آن خود را مستحق دریافت سهم بیشتری از درآمد اسپانسر مشترک میدانند. پیشتر و در بحث واگذاری سرخآبیها به فرابورس، از سوی چند کارشناس مطرح شده بود که برای برند پرسپولیس قیمت بیشتری از استقلال تعیینشده. از قضا، یکی از افرادی که در این مورد رقم هم مطرح کرده بود، مدیرعامل کنونی آبیها بود.
تعیین سهم استقلال و پرسپولیس از واریزی هر کارگزاری به نحوی که هواداران هر دو تیم را راضی نگاه دارد، از حل معادلات پیچیده ریاضی هم دشوارتر است. استقلالیها اعتقاد دارند یکسان نبودن پرداختی به دو تیم، فارغ از ارزش برند هر دو، مصداق تبعیض و برخورد ناعادلانه با دو تیم است. بعید است هوادارانی که به جنگهای مجازی با یکدیگر عادت ورزیدهاند، در بحث اسپانسرینگ به نقطه نظر مشترکی برسند که آنها را بهسود منافع مشترک متحد سازد. شاید نگرانی بزرگتر برای هر دو تیم، دخالتهای خارجی در انتخاب کارگزار است؛ اتفاقی که اگر به وقوع بپیوندد میتواند از سهم هر دو باشگاه بکاهد و جیب سودجویانی را پر کند که نامشان شاید هیچگاه فاش هم نشود.