سامان موحدی راد
حتی تا آخرین روزهای دولت حسن روحانی هم وزیر ورزش از واگذاری استقلال و پرسپولیس و ورود این تیمها به بورس خبر میداد. اتفاقی که سرانجام رخ نداد تا در دولت هشت ساله او هم مانند دولت هشت ساله محمود احمدینژاد و سید محمد خاتمی استقلال و پرسپولیس به جان دولت وابسته باشند و به این ترتیب عاقبت به خیر نشوند. با شروع دولت سیدابراهیم رئیسی وزیر ورزش جدید آب پاکی را روی دست همه ریخت تا بدانیم این رشته سر دراز دارد و حالا فصل چهارم و هشت ساله دیگر وعده دادن برای خصوصیسازی این تیم شروع شود. سجادی گفته بود که واگذاری استقلال و پرسپولیس کارهای زیادی دارد و به این زودی انجام نمیشود. بنابراین باید هواداران این دو تیم همچنان خودشان را برای اخبار تکراری اعتصاب به دلیل عدم دریافت دستمزد، تعطیلی تمرین به دلیل نداشتن زمین تمرینی و بسته شدن پنجرههای نقل و انتقالاتی آماده کنند چون قرار نیست این دو تیم ساختاری حرفهای داشته باشند. یکی از مصادیق این ادعا همین روزها خودش را نشان داده است. استقلال و پرسپولیس قرار است دوباره به روزگار اسپانسر مشترک و یک تبلیغات تکراری روی پیراهنها بازگردند. دو باشگاهی که در فوتبال ایران یک مالک دارند و یک اسپانسر! همین دو گزاره به تنهایی نشان میدهد که این وضعیت فوتبال ایران تا چه میزان غیرحرفهای و غیراستاندارد است. آن هم در روزگاری که دو تیم استقلال و پرسپولیس در بالاترین سطح از درگیری با هم هستند و هر کدام دیگری را به حکومتی بودن و استفاده بیش از حد از منابع متهم میکنند. در چنین شرایطی کار یک اسپانسر مشترک بسیار سخت خواهد بود.
دیگر اینکه در ایران معمولاً اسپانسر پا را فراتر از حمایت مالی میگذارد و اغلب در امور اجرایی باشگاه و حتی بعضاً مسائل فنی هم دخالت میکند. برای همین است که حضور یک اسپانسر مشترک در روزگاه پرسوءتفاهم دو باشگاه که مدام چهرههایی را به دخالت در امور و کارشکنی متهم میکنند، بسیار سخت خواهد بود. ممکن است یک تیم نتیجه نگیرد و بعداً این مسأله را به وضعیت اسپانسر و دخالتهای او در ترکیب تیم و امور اجرایی نسبت دهند و بگویند با زمین زدن آنها به رقیب کمک کرده است. نکته دیگر اینکه اسپانسر مشترک داشتن کار بسیار محافظهکارانهای است. به این ترتیب باشگاهها خودشان را از درآمد بیشتر محروم میکنند و در یک شرایط رقابتی با رقیب سنتیشان درآمد ثابتی خواهند داشت که چندان جالب به نظر نمیرسد.