تینا نجفی
حالا که فصل نقل و انتقالات به واپسین روزهای خودش رسیده است، شاید واکاوی خریدها، حامل نکات جالبی باشد.
مجیدی این فصل برای نخستین بار این امکان را داشت تا تیمش را اصطلاحاً خودش ببندد. البته مواردی هم بوده که مدیریت باشگاه انتظارات مجیدی را برطرف نکرده که از قضا موجب دلخوری فرهاد از مدیر سابق آبیها هم شد اما امضای مرد محبوب این روزهای آبیها بر اغلب خریدها نشان از این دارد که نقل و انتقالاتِ انجام شده تحت اندیشههای او بوده است. بنابراین، لیگ بیست و یکم آبستنِ هر اتفاقی که باشد، مأمن ظهور تفکرات مجیدی خواهد بود.
به خریدهای او دقت کنید: امیرعلی صادقی ۲۱ ساله (وینگر چپ)، امیرحسین حسینزاده ۲۱ ساله (هافبک هجومی)، محمدرضا آزادی ۲۱ ساله (مهاجم)، علیرضا رضایی ۲۲ ساله (دروازهبان) ابوالفضل جلالی ۲۳ ساله (دفاع چپ) و جعفر سلمانی ۲۵ ساله (وینگر چپ). اینها جوانهایی هستند که شاید پیام جوانگرایی را در استقلال به ما منتقل کنند اما باید از خود مجیدی هم پرسید که آیا از اعماق وجودش راضی به این همه خرید جوان بود یا خیر؟!
آخرین باری که جوانگرایی در استقلال مثمرثمر شد و تا سالها این تیم را تأمین کرد، به لیگ سوم بازمیگردد. جایی که در غافلگیری نخست، امیر قلعهنویی با سبقت از منصور پورحیدری و دیگر پیشکسوتان استقلال نیمکت این تیم را تصاحب کرد و در اولین اقدام خود، قاطعانه بر نامهایی همچون طباطبایی، پاشازاده، بختیاری زاده، هاشمی نسب، دین محمدی، مؤمنزاده و علی موسوی خط کشید و در انتخابی پرریسک، جوانانی همچون امیرحسین صادقی، پیروز قربانی و وحید طالبلو را از آکادمی فراخواند. همچنین با به خدمت گرفتن جوانان با تجربه و میدان دیده تیمهای دیگر همچون اکبرپور، عنایتی و بعدها امیرآبادی عملا موج جدیدی از تغییرات را آغاز و یک رنسانس عظیم و چشمگیر را کلید زد.
حالا که به آن سالها گریزی زدیم، یادآوری کنیم که بازگشت نامهایی مثل علی دایی، کریم باقری، مهرداد میناوند، علیرضا امامی فر، یحیی گلمحمدی و حامد کاویانپور به پرسپولیس در کنار خرید بازیکنانی چون کاظمیان، ساشا ایلیچ و پژمان جمشیدی از سرخهای پایتخت یک تیم کهکشانی ساخته بود. آنها با راهاندازی جشنوارهای از گل مقابل پگاه گیلان و فجرسپاسی میخ اول را آنقدر محکم کوبیدند که هواداران استقلال خطر مرگ را بیخ گوش خود احساس کردند اما برخلاف باور عموم، این یاران جوان قلعهنویی بودند که همه را غافلگیر کردند. دربی را با دو شلیک محکم از سامره و فکری بردند و با جا گذاشتن رقیب سنتی، تا هفتههای پایانی پا به پای پاس، مدعی قهرمانی بودند اگرچه شکست مقابل همنام اهوازی در هفته ماقبل پایانی جام را از آنها ربود. فصل چهارم لیگ برتر هم استقلالِ امیر به همین منوال، دوم شد و در سومین سال متوالی (فصل پنجم)، مزد زحمات خود را با چاشنی صبوری هواداران گرفت و قاطعانه قهرمان شد. تیم جوان اما با تجربه او علاوه بر جام، در آن سه سال هرگز طعم شکست دربی را نچشید و سه بار به پیروزی دست یافت تا همگی به احترام نسل طلایی آبیها کلاه از سر بردارند.
پس از آن بارها مربیان استقلال در مقاطعی دست به خرید جوانان و پایین آوردن میانگین سنی زدند اما مقطعی بودن آن انتخابات و تحت فشار قرار گرفتن خود آن مربیان در طول فصل موجب شد پرونده جوانگرایی بدون آن که دستاوردی به همراه داشته باشد، بسته شود. البته نباید فراموش کنیم که در این سالها بازیکنانی همچون نورافکن، محسن کریمی، سید حسین حسینی و خیلیهای دیگر ساخته و پرداخته استقلال بودند اما در عمل قهرمانی برای این باشگاه به همراه نیاوردند که عوامل متعددی را پشت خود دارد.
اکنون به نظر میرسد فرهاد در تصمیم خود مصمم است. او بیش از
80 درصد مهرههای هجومی خود را از میان جوانان زیر ۲۵ سال خریده است. صد البته که این جوانگرایی میتواند حکم یک شمشیر دو لبه را برای مجیدی ایفا کند. شاید لازم باشد بهای این انتخابات را استقلال در هفتهها و چه بسا ماههای نخست بپردازد.
بدون شک این استعدادهای جوان برای هماهنگ شدن با یکدیگر آن هم در تیمی که شاکله اصلیاش را به کلی از دست داده، مستوجب زمان است اما اگر این امر تحقق یابد و خواسته دل فرهاد اجابت شود یک نسل طلایی امیدبخش از پس همین روزهای سیاه بیجامی برای هواداران آبی به بار خواهد آمد.