گزارش
جعفر برزگر
همیشه در فصل نقلوانتقالات مربیان هم مثل بازیکنان رایزنیهایشان را برای انتخاب تیم جدید یا تمدید با تیم سابق انجام میدهند که صد البته این حق طبیعیشان است. اما برخی از آنها همین که قراردادشان نهایی میشود شروع به گلایه از شرایط و امکانات تیمشان میکنند. حدود یک ماه پیش بود که حسن روشن پیشکسوت باشگاه استقلال در اشاره به گلایههای فرهاد مجیدی از مدیریت وقت این تیم مدعی شد اگر واقعاً همه این مسائل و مشکلاتی که فرهاد به آن اشاره میکند وجود دارد کنار بکشد. اما اینکه چرا سرمربی استقلال چنین نکرد به خودش مربوط است و در این مطلب بهدنبال آن نیستیم.
سه سکانس از کمالوند
اما صحبتهای فراز کمالوند سرمربی نفت مسجدسلیمان درباره مشکلات این تیم که البته تازگی هم نداشت ما را به یاد حرفهای مجیدی انداخت. کمالوند وقتی به سایپا و تراکتور هم رفت صحبتهای قابل تأملی را مطرح کرد. او در اولین روز حضورش در سایپا اینطور گفته بود: «امیدوارم بتوانیم کاری کنیم سایپا در لیگ برتر حفظ شود و نتایج خوبی را به دست آوریم.» اما او بعد از چند بازی بهدلیل اتفاقات داوری و مسائل دیگر تصمیم به جدایی گرفت و حتی مدعی شد بههیچوجه برنمیگردد: «بهخاطر اینکه نتایج فوتبال فنی رقم نمیخورد حاضر نیستم در تیم سایپا مربیگری کنم. من شب استعفا دادهام پای حرف خودم هم ایستادهام و دیگر به سایپا برنمیگردم. ما میخواهیم کارهای فنی انجام دهیم اما اجازه نمیدهند نتایج فنی رقم بخورد. الان مگر نتایج فنی رقم میخورد؟» اما او برگشت و اینبار از دروازهبانش و بد بسته شدن تیم سایپا ایراد گرفت: «من به دروازهبان گفتم به سمت چپ بپر و اگر گل خوردی پای من، آن وقت میپرد سمت دیگری و یک کار دیگر میکند! اصلاً نمیفهمم چرا این کار را کرد. من این بازیکنان را جذب نکردم و شناختی ندارم. احساسم این است که از بیرون مجموعه یکسری آدمها کارهایی میکنند. تیم افتضاح بسته شده است. بحث آقای صادقی به کنار، چراکه ایشان بچه مسلمان و سلامت است. نمیدانم یک تعداد از این بازیکنان را چطور با این قیمتها جذب کردهاند؟»
اما هیچوقت از فراز کمالوند پرسیده نشد که آیا شما از شرایط تیم و بازیکنان سایپا خبر نداشتید که مسئولیتش را پذیرفتید که اگر چنین بوده پس ایراد به شما وارد است و اگر نمیدانستید، چطور بدون مطالعه قبول کردید؟ کمالوند به تراکتور هم رفت در ابتدا از آینده و قهرمان شدن با این تیم در لیگ برتر گفت: «وقتی وارد تبریز شدم خاطرات گذشته در تراکتور برایم زنده شد و امروز هم وقتی وارد بنیاندیزل شدم خاطرات گسترشفولاد برایم تداعی شد. هدایت تیم تراکتور را با افتخار قبول کردم و مشکلاتی در تیم میدیدم که احساس کردم میتوانم به تیم تراکتور کمک کنم. اینبار مردم تبریز بر خلاف دوره قبلی حضورم، قهرمانی لیگ برتر میطلبند و اگر قرارداد فعلی باشگاه که در آن ثبات است، پابرجا باشد قول قهرمانی تیم تراکتور در لیگ برتر را در دو سال آینده میدهم. دوستی در فضای مجازی نوشته بود من سایپا را به لیگ یک انداختم در حالی که فقط 6 هفته مربی این تیم بودم و 13 هفته مدیر فنی تیم استقلال بودم و اشارهای به موفقیت تیم استقلال در لیگ قهرمانان باشگاههای آسیا و لیگ برتر نمیشود.» کمالوند این جمله آخر را در حالی مطرح کرد که در رسانه تصویری مدعی شد موفقیتهای استقلال تماماً به نام فرهاد مجیدی است.» اما او فکرش را نمیکرد عمر حضورش در تراکتور خیلی خیلی کوتاه باشد و حتی به لیگ هم نرسد. حالا او در نفت مسجدسلیمان هم حرفهایی را میزند که باید همین امروز به او گفت اگر شرایط خوب نیست چرا مسئولیتش را قبول کردهای؟ او اینطور گفته: «واقعیت این است که نفت شرایط چندان مناسبی ندارد و کار بسیار دشواری خواهیم داشت. حدود ۲۰ روز دیگر لیگ برتر شروع میشود اما ما هنوز در گیر و دار جذب بازیکن و بستن تیم هستیم. زمانی که به مراسم معارفه رفتم دیدم ۷، ۸ بازیکن در تمرین حاضر هستند و باید بتوانیم بازیکنان را به حد نصاب برسانیم.»
منصوریان و صحبتهای احساسی
علیرضا منصوریان هم از زمانی که وارد چرخه مربیگری شده خیلی کم پیش آمده بدون تیم بماند. نتایج او معمولاً سینوسی بوده و البته علاقهاش به این حرفه را هم نمیتوان انکار کرد. اما او هم مدل خاص خودش را دارد که بیشتر در ادبیاتش شاهد هستیم؛ ادبیاتی که همواره بر پایه ادب بوده که چاشنی احساسات را هم بههمراه داشته است. او وقتی سرمربی تراکتور شد حتی در یکی، دو کنفرانس هم به زبان شیرین ترکی صحبت کرد و در حالی که همه چیز غیر از نتایج خوب به نظر میرسید مالک باشگاه اخراجش کرد و از همان موقع موضعگیریها علیه دو طرف آغاز شد، بهطوری که او در تلویزیون مدعی شده قبل از حضورش در برنامه ورزشی از سوی عدهای تهدید هم شده است: «دلیل رفتن من به تراکتور حضور آنها در لیگ قهرمانان آسیا بود. پیش خودم فکر کردم این باشگاه خصوصی است و مشکل مالی ندارد و هر بازیکنی که بخواهم میگیرند. قبل از اینکه به برنامه بیایم خیلیها با من تماس گرفتند که به این برنامه نیایم و حرف نزم. حتی کار به تهدید هم رسید، اما من جایی بزرگ شدهام که اگر کسی من را تهدید کند بیشتر برایم انگیزه میشود که آن کار را انجام دهم.» منصوریان به آلومینیوم اراک رفت و تا زمانی که نتیجه میگرفت همه چیز خوب بود اما وقتی 5، 6 بازی آخرش را باخت شرایط فرق کرد و در حالی که قراردادش تمدید هم شده بود اما بلافاصله بهخاطر اختلافاتی که پیش آمد برای فسخ آن توافق کردند. او حالا در آبادان از شرایطش رضایت دارد: «حال فوتبالی و زندگیام در آبادان خیلی خوب است و خانواده من میگویند از روزی که به این شهر رفتی لبانت میخندد. آرامآرام با شرایط شهر آشنا میشوم. معمولاً بهعنوان حریف نفت آبادان به این شهر میرفتم اما اکنون بخشی از این شهر هستم. الحمدالله شرایطمان خوب است و از حضور در این شهر لذت میبریم. میدانیم صنعتنفت بر خلاف پرستیژ و شخصیتش این روزها بدون امکانات مالی شده است ولی بهلحاظ سختافزاری مثل اراک، اصفهان و تبریز خیلی خوب است اما باید به این تیم کمک شود. به علی فیروزی (سرپرست تیم صنعتنفت) میگفتم در تهران مثل ماهیگیری هستیم که باید تکتک با قلاب ماهی بگیریم. باید بهعنوان مربی از تیمهای مختلف ستارهها را پیدا کنیم اما در آبادان میتوان یک سبد درون استخر انداخت و ناگهان ۵۰ ستاره پیدا کرد. روزهای سخت را پیشبینی میکردم و این روزها احوالات مدیرعامل و اعضای هیأتمدیره صنعتنفت هم زیاد خوب نیست زیرا اردوی ما عقب افتاد و تیم دیر بسته شد، کارش را دیر شروع کرد و دیر بازیکن گرفت.»
به هر حال نهفقط برای کمالوند و منصوریان، بلکه برای تمام مربیان آرزوی موفقیت میکنیم و این گفتههایشان را هم یادآوری کردیم تا یادمان نرود. این حق را هم به تمام مربیان میدهیم که باید حداقل امکانات را در اختیار داشته باشند اما اگر این حداقلها هم نیست شاید بهتر باشد برای اعتبار شغلیشان هم که شده ادامه ندهند.