حمیدرضا عرب
در حالی که باشگاه استقلال پیش از اعلام رسمی نام فرهاد مجیدی بهعنوان سرمربی مذاکراتی با ساکت الهامی داشت و حتی این مربی به باشگاه استقلال هم رفته بود تا نگاهها به سمت گزینه غیرمنتظره باشگاه استقلال بچرخد، سرانجام با تأخیر فرهاد مجیدی بهعنوان سرمربی استقلال برگزیده شد. این انتخاب البته با مذاکراتی که پیش از اعلام نام فرهاد، با الهامی مذاکره حضوری شده بود زیر سؤال رفت و بهنوعی نشان داد اعضای هیأتمدیره برای گزینش سرمربی روی نام مجیدی اتفاق نظر ندارند. شاید اگر الهامی برای انجام مذاکره وارد باشگاه استقلال نمیشد میشد بر اطمینان خاطر مدیران باشگاه در انتخاب مجیدی مهر تأیید زد، اما این مذاکرات تا حدی تصمیم مدیران باشگاه استقلال را زیر سؤال برد.
به هر حال با هر رویکردی به این ماجرا بنگریم، بازگشت مجیدی به استقلال خبر مهمی است که بیش از همه هواداران این باشگاه را به آینده این باشگاه امیدوار میکند؛ هوادارانی که غالباً از محمود فکری قطع امید کرده بودند و اعتقاد داشتند این مربی دیگر نمیتواند نقطه اطمینانبخشی در این باشگاه باشد. در حقیقت یکی از عمده دلایلی که مدیران استقلال را به سمت تغییرات سوق داده بود فشارهای هواداری در فضای مجازی بود وگرنه شاید فکری در شرایط عادی میتوانست لااقل یکی، دو بازی دیگر روی نیمکت استقلال بنشیند و به مربیگری ادامه دهد.
آنچه اما در فضای کنونی استقلال اهمیت دارد حمایت قطعی از مجیدی است و مدیران باشگاه استقلال نباید همان رویهای که در زمان مربیگری فکری به کار گرفتند را در مواجهه با مربی جدید خود ادامه دهند. محمود فکری از روزهای آغازین مربیگری در استقلال هیچگاه بهطور صددرصدی حمایت مدیران تیم را پشت خود نداشت و حتی برخی اعضای هیأتمدیره با سکوت خود آینده کاری محمود فکری را مبهمتر میکردند.
در برهه کنونی اما استقلال بیش از همه نیازمند وفاق و همدلی میان تمام ارکانش است. هرچند مدیران باشگاه استقلال بهجای درگیر شدن در مسائل فنی و این دست انتخابات وقتگیر باید بیشتر در فکر رتقوفتق امور مالی تیم باشند تا استقلال با انرژی بیشتری گام به بازیهای باقیمانده بگذارد.
آنچه در نیمفصل اول چالشهای زیادی برای تیم به وجود آورد مسائل مالی بود که مدیران استقلال هرگز به آن توجهی نداشتند. تردیدی نیست اگر همان وضعیت ادامه داشته باشد مجیدی هم به سرنوشت محمود فکری دچار خواهد شد.
اینکه برخی اعضای هیأتمدیره صرفاً به این جهت که بازیکنان با مجیدی رفاقت بیشتری دارند، او را به این عنوان برگزیدهاند نمیتواند دلیلی بر کمکاری مدیران استقلال در فراهم کردن مقدمات مالی باشد. شاید برخی بازیکنان روابط مناسبی با سرمربی جدید داشته باشند اما ممکن است همین بازیکنان که در ظاهر خود را شیفته مجیدی نشان میدهند با افزایش مشکلات مالی برای مجیدی هم نمایش خیرهکنندهای نداشته باشند که این منتج به ناکامی استقلال خواهد شد.
البته نباید از تدابیر فنی نیز غافل بود که یقیناً سهم بسیاری در موفقیت و کامیابی یک تیم دارد. در دوران مربیگری فکری تاکتیک استقلال به دفعات با تغییرات مواجه شد که این ماجرا بیشترین لطمه را به خود فکری وارد ساخت و همه از او بهعنوان یک مربی ثبات و شکننده یاد کردند. مجیدی اگر میخواهد در استقلال به توفیقاتی دست یابد باید به سمت ایجاد ثبات در انتخاب ترکیب و حتی تاکتیک تیمش پیش برود تا بازیکنان بیش از این دچار سردرگمی ذهنی نشوند.
فرهاد در دو دوره کوتاه که سکان هدایت استقلال را در دست داشت شروعهای خوبی را رقم زد. کارنامه او نشان میدهد در کوتاهمدت منشأ تحولات است اما مجیدی در هر دو دورهای که سکاندار استقلال بوده پایانهای خوشی را رقم نزده که شاید بخشی از این مشکلات ناشی از حضور او در میانههای فصل است. شاید اگر مجیدی لااقل یک فصل از ابتدا روی نیمکت استقلال مینشست میشد عیار مربیگریاش را بهتر مورد تجزیه و تحلیل قرار داد اما او هیچگاه از چنین فرصتی برخوردار نبود و در وضعیتی به این باشگاه ملحق شد که مربیان قبلی تیم را با تفکرات خود شکل داده بودند.
به هر حال اما از مجیدی که با بسیاری از این بازیکنان کار کرده انتظار است تحولاتی را در استقلال ایجاد کند تا دستکم این تیم از میان جامهای باقیمانده یکی را مال خود کند. بدون شک اگر مجیدی حتی بتواند جام حذفی را به دست آورد جایگاهش را در این باشگاه محکم خواهد کرد و فصل بعد شانس مربیگری خواهد داشت اما اگر نتیجه دیگری رقم بخورد مدیران استقلال که ولع تغییرات دارند باز هم به سمت انتخاب مربی جدید خواهند رفت و حتی قرارداد جدید مجیدی که به مدت دو فصل و نیم منعقد شده، بیاعتبار خواهد شد.
فرهاد مجیدی در سومین مرحله مربیگری خود در استقلال باید از مجال بزرگی که در اختیارش قرار گرفته نهایت بهره را ببرد و پاسخ هوادارانی که فرهاد میزدند: شاه فرهاد آمد را با کسب نتایج خوب بدهد.