printlogo


کد خبر: 225631تاریخ: 1399/12/12 00:00
ساختار فوتبال تغییر می‌کند؟
خانه‌تکانی‌ در فوتبال؟

سیده زهرا آرامی
 
دوران به «که» بیندیشم تمام شد و دوران به چه بیندیشم شروع شده است. باید گفتمان حاکم بر فوتبال ایران تغییر کند. از امروز، همگی باید جدی و مطالبه‌گر باشیم و دغدغه‌های‌مان را مطرح کنیم؛ دغدغه‌هایی بزرگ. و حتماً باید سطح مطالبات را از رئیس جدید بالا ببریم و دنبال صعود به جام جهانی، فدراسیون ۵ ستاره و امثال این عناوین فریبنده نباشیم. اما مطالبه بزرگ چیست؟ عزیزی خادم باید چه کار بزرگی برای فوتبال ایران انجام دهد تا از خودش میراث ماندگاری برای آیندگان به یادگار بگذارد؟ استخدام مربی بزرگ، بردهای تیم ملی، صعود به جام جهانی، صعود از مرحله گروهی در جام‌جهانی یا قهرمانی جام ملت‌ها؟ همه‌ اینها مطالبه جامعه‌ فوتبال است اما همه‌ آنها روی هم به اندازه یک مطالبه بزرگ نیست! شاید اصلاح ساختار فوتبال ایران از همه اینها مهم‌تر باشد؛ مهم‌تر است چون دشوارتر است. اصلاح ساختار فوتبال ایران، کوبیدن و فرو ریختن دیواری که کج بالا رفته و ساختن یک بنای تازه، مطالبه‌ای است که اگر محقق شود، مادام‌العمر برای فوتبال به یادگار می‌ماند.
 چند پرسش برای ورود بهتر و دقیق‌تر به بحث اصلی:
فوتبال ترکیه چگونه رشد کرد؟ چطور گالاتاسرای، فنرباغچه، بشیکتاش و... ساخته شدند؟
چطوری در فوتبال ترکیه، مربیان بزرگی نظیر فاتح‌ تریم، شنول گونش، مصطفی دنیزلی و... ظهور کردند؟
پاسخ این پرسش‌ها می‌تواند یک نمونه از مطالبه‌گری بزرگ جامعه فوتبال از مدیران جدید باشد.
فوتبال ترکیه اینگونه ساخته شد:
فدراسیون فوتبال ترکیه، دولت را متقاعد کرد تا برای همیشه دست از سر فوتبال حرفه‌ای بردارد.  آن روزها فوتبال ترکیه، چیزی شبیه این روزهای فوتبال ایران بود و گذار از فوتبال دولتی به خصوصی و عبور از آماتوری به حرفه‌ای را تجربه می‌کرد. ترک‌ها در میانه راه با همین مشکلاتی که باشگاهداری امروز در ایران را گرفتار کرده، مواجه بودند. فدراسیون فوتبال ترکیه از دولت وام‌های سنگین برای پرداخت به باشگاه‌ها تقاضا کرد تا سنگ زیربنای حرفه‌ای شدن محکم و‌ درست گذاشته شود. با کمک دولت، باشگاه‌ها موظف به احداث ورزشگاه اختصاصی، زیرساخت‌های لازم شدند و فدراسیون بر عملکرد آنها نظارت داشت که مبادا پول‌شان را در قالب خرید بازیکن و حقوق و دستمزد بازیکنان گرانقیمت خرج کنند. برای حرفه‌ای شدن فوتبال در ترکیه، دولت یک بار برای همیشه به باشگاه‌ها وام بلندمدت ۲۵ ساله داد به شرطی که پس از پایان ۲۵ سال، باشگاه‌ها اصل و فرع وام را به دولت بازگردانند. حال نه ‌تنها باشگاه‌ها از دولت مواجب بگیر نیستند که در ازای درآمدهای هنگفتی که از فوتبال کسب می‌کنند، به دولت مالیات می‌پردازند. رابطه‌ای برد-برد برای هر دو طرف! حالا، مطالبه ما از رئیس جدید چه باشد؛ صعود به جام‌جهانی و قهرمان شدن در آسیا یا چیزی ورای درخواست‌هایی که البته در جای خودش مهم است و لازم.
از عزیزی خادم انتظار داریم که وقتش را صرف مسائل بیهوده‌ روزمره نکند.
او باید دولت، مجلس و حاکمیت را قانع سازد که فوتبال باری سنگین روی دوش دولت است و باید تصدی‌گری آنها در فوتبال به پایان برسد.
عزیزی خادم برای تحقق این ‌دست مطالبات باید تلاش کند و وقت بگذارد.
شاید در ایام کرونایی و بحران‌هایی که این بیماری به کشور تحمیل کرده، فضا برای انجام پروژه‌های بزرگ مهیا نباشد اما سرانجام کرونا تمام خواهد شد.
عزیزی خادم باید به وضعیت فوتبال باشگاهی سر و سامان دائمی بدهد و بساط تیم‌های خصولتی یا نیمه دولتی که فقط بدهکارند و جز زیان و دردسر، چیز دیگری برای دولت ندارند را جمع کند. فوتبال ایران باشگاه‌های واقعی می‌خواهد؛ به ‌دور از سندسازی صوری، عاری از جعل و تقلب، با درآمدهای پایدار و رونق اقتصادی که نه ‌تنها دست‌شان جلوی دولت دراز نباشد که به دولت مالیات بدهند و کمک حال دولت باشند. سروسامان دادن به فوتبال باشگاهی، آکادمی‌های واقعی پرورش بازیکن در باشگاه‌ها به جای تیمداری توسط فدراسیون در قالب تیم نوجوانان و جوانان، فوتبال ایران را در مسیر خوشبختی قرار می‌دهد. در چنین فضایی، نه تنها تیم‌های باشگاهی دغدغه زمین و امکانات و مرکز پزشکی ندارند، که تیم ‌ملی و فدراسیون از کنار چنین باشگاه‌هایی منتفع می‌شوند؛ مثل تمام دنیا که در تک‌تک شهرهای‌شان، ورزشگاه و امکانات باشگاهی حرفه‌ای هست تیم ‌ملی هر بار می‌تواند در یک شهر به اردو برود و فدراسیون از شر تمام دردسرهای بی‌امکاناتی سال‌های گذشته خلاص شود. عزیزی خادم برای موفقیت در فوتبال، راهی جز از نو ساختن فوتبال باشگاهی و راه‌اندازی لیگ‌ حرفه‌ای خصوصی ندارد.
هر راه دیگری که فدراسیون انتخاب کند، دو حالت بیشتر ندارد؛ اگر عقبگرد نکنیم و فوتبال به قهقرا نرود، در خوشبینانه‌ترین حالت درجا می‌زنیم.
مطالبه ما از عزیزی خادم اینها است؛ او هم حق انتخاب دارد که در پی مطالبات بزرگ بدود یا وقتش را بیهوده و صرف موضوعاتی روزمره کند که سال‌ها ما را فریب داده و خیال می‌کنیم موفقیت پشت آنجا است؛ مثلاً قهرمانی جام ملت‌ها! خانه‌تکانی در فوتبال رخ می‌دهد؟

Page Generated in 0.0056 sec