جاناتان ویلسن
بیچاره اوزان کاباک. او تنها 20 سال دارد اما همین حالا اتفاقات بدی برایش افتاده. بیشتر دوران حرفهای خود را در تیمهای بازنده سپری کرده اما این میتواند برای بازیکنی جوانتر و در مسیر رشد پیش بیاید. از این جهت، دربی مرسی ساید میتوانست فرصت خوبی برای خودنماییاش باشد. بعد از سه دقیقه برعکس شد.
وزش باد کار را سخت کرده بود. ضربه سر اول او توپ را چندان دور نکرد اما در آن شرایط قابل درک بود. مشکل آنجا بود که متوجه نشد ریچارلیسون پشت سرش رفته. حالت بدن این مدافع طوری بود که شانسی برای برگشتن و متوقف کردن مهاجم برزیلی نداشت که با پاس عمقی خامس رودریگس عالی تغذیه شده بود و گل اول بازی را زد. پنج دقیقه بعد، کاباک روی یک پاس بلند اشتباه کرد و ریچارلیسون دوباره پشت سرش رفت، این یک الگوی تکراری بود.
یک خطای بیمورد روی شیموس کولمن درست قبل از پایان نیمه اول سومین کارت زرد در سومین بازی برای لیورپول را برایش به ارمغان آورد به علاوه هفت تا برای شالکه و دو تا برای تیم ملی ترکیه در این فصل. حتی در نیمه دوم که لیورپول کنترل بازی را در اختیار داشت، کاباک در آفسایدگیری از ریچارلیسون دیر کرد و او خودش را به محوطه جریمه رساند. این نمایش قانعکنندهای از مدافع ترک نبود.
کاباک در بدو ورود به لیورپول در آنفیلد گفت: «من از نظر فیزیکی قوی هستم و به عنوان مدافع میانی میتوانم با توپ بازی کنم. در هوا توانایی زیادی دارم، گاهی میتوانم گل بزنم.» ارزیابی منطقی است اما تردید در توانایی در جایی است که لیورپول میخواهد. جیمی واردی شاید بهترین بازیکن لیگ برتر در استفاده از جاگیری اشتباه خط دفاعی باشد و در اولین بازی آزمون سختی برابر کاباک قرار گرفت. لایپزیگ هم سهشنبه گذشته میخواست از او عبور کند اما نه چندان با مهارت.
شاید او ترجیح میداد با مبارزه فیزیکی دومینیک کالورت لوین روبهرو شود تا تهدیدهای مرموز ریچارلیسون. از بخت بد کالورت لوین با مصدومیت همسترینگ درگیر بود و بعد از یک ساعت به زمین آمد.
این شصت و سومین بازی او در لیگ در ترکیب اصلی بود. او از 62 تای قبلی 11 برد داشت و در 27 بازی اخیرش تنها یک بار در ترکیب تیم برنده بود. با تیم اولش در آلمان، اشتوتگارت، سقوط کرد و تیم دومش، شالکه، قطعاً این فصل سقوط میکند، این تیم تا رکورد بازیهای
پیاپی بدون برد در بوندسلیگا تنها یک بازی فاصله دارد. کاباک شاید بتواند یک مدافع میانی خیلی خوب شود اما میشود گفت مدافع خوششانسی نبوده.
شاید با خودش فکر میکرد در یک باشگاه جدید، شروع تازهای خواهد داشت. خب هفته گذشته چه اتفاقی افتاد؟ آلیسون جورش را کشید اما به واردی اجازه داد گل بزند. یورگن کلوپ تلاش کرد ورود یک عنصر جدید به سازمان دفاعی را باعث این ناهماهنگی جلوه دهد اما آلیسون نظر متفاوتی داشت. حداقل پیروزی برابر لایپزیگ در لیگ قهرمانان، دومین کلینشیت کاباک بعد از تساوی بدون گل شالکه برابر هرتابرلین در ژانویه 2020 را رقم زد.
ایدهآل این است که بازیکن در تابستان بیاید و فرصت داشته باشد که سیستم کار تیم را بیاموزد و مکانیسم پرسینگ را درک کند تا با همتیمیهای جدید رابطه برقرار کند و مأنوس شود. کاباک از باخت برابر منچسترسیتی قسر در رفت اما بعد از آن به گردابش انداختند، نه با کسی زوج شد که در گالاتاسرای الگویش بود یعنی ویرجیل فاندایک و نه با حتی یک مدافع میانی تخصصی همچون جوردن هندرسونی که با تمام کارآمدی و تعهدش، در این پست همچنان در حال یادگیری است.
در حال حاضر دفاع وسط لیورپول بودن مانند بازکردن مقبره توت عنخ آمون است یا اینکه درام نواز گروه موزیک اسپینال تپ باشی؛ جان سالم به در نمیبری. کمی قبل از نیم ساعت، هندرسون آخرین قربانی لیورپول شد و ناتانیل فیلیپس به جایش آمد تا کاباک به سمت چپ دفاع میانی برود و هجدهمین زوج دفاع میانی لیورپول در این فصل شکل بگیرد. هیچکدام هم سه بازی متوالی دوام نیاوردهاند.
خبر خوب برای کاباک اینکه اوضاع از این سختتر نمیشود. تا قبل از این بازی او در سه فصل تنها هشت بار عضو تیم برنده بوده. او به موفقیت عادت ندارد و حالا تلاش میکند خودش را با یک سیستم جدید در یک لیگ جدید در تیمی که تردید در خودش را آغاز کرده، منطبق کند. باید مقاومت کند، ادامه دهد، بهتر بازنده شود و امیدوار باشد که این تجربه او را نمیشکند بلکه باعث میشود سرسختتر شود.
منبع: گاردین