گزارش
حمیدرضا عرب
«نمیخواهند استقلال نتیجه بگیرد. کمیته داوران با ما لجبازی میکند.» اینها جملاتی است که محمود فکری بعد از بازی با صنعت نفت آبادان به زبان آورد. حتی پرویز مظلومی پا را فراتر میگذارد و از تلاشهای برخی برای قهرمانی دوباره یک تیم خاص صحبت به میان میآورد؛ انتقادها و تعابیری تند و بیپروا علیه آنها که سرمربی و دیگر مسئولان استقلال بر این باورند نمیخواهند مسیر استقلال به سمت قهرمانی منتهی شود.
فکری و دیگر مسئولان با ساختن این دشمن فرضی تردیدها را در اردوی استقلال به نقطه اوج رسانده و پرسشی بزرگ را در مقابل خود و مجموعه تصمیمگیران باشگاه قرار دادهاند. سؤال این است؛ به واقع استقلال با این حجم از بدبینی و دشمنسازی به کجا خواهد رفت؟ آیا این درجه از سیاهنمایی در مقابل دستهای پیرامون ناشی از عجز و ناتوانی برای رسیدن به قهرمانی لیگ برتر است یا فقدان استراتژی لازم برای عبور از سنگلاخهای لیگ برتر و نداشتن دکترین؟!
در بازی با صنعت نفت آبادان صحنههای مشکوک و قابل بحث داوری کم رخ نداد. استقلال گاهی از این اشتباهها سود برد و گاهی نیز متضرر شد. پیشتر نیز استقلال بارها و بارها از جریان داوری سود و زیان دیده بود اما این اندازه بزرگنمایی (اگر اسمش را هوچیگری نگذاریم) نه در شأن باشگاه استقلال و نه میتواند نمایش ضعیف و انتقادبرانگیز استقلال در بازیهای اخیر را لاپوشانی کند.
استقلال حقیقتاً از ابتدای لیگ تا کنون منهای بازی با مس رفسنجان که قدری در قواره خودش بود، هرگز تیم امیدوارکنندهای نبوده و با ارائه فوتبالی ناهماهنگ و بیبرنامه نقدهای بسیاری را از سوی خودیها نیز متوجه خود میبیند.
شاید محمود فکری تصور کند که با به راه انداختن جنگ رسانهای علیه داوران و برخی تصمیمگیران در فدراسیون فوتبال میتواند اندکی برای خود و شاگردانش زمان بخرد اما تردیدی نیست اگر او نتواند استقلال را به تیمی هماهنگ تبدیل سازد، اولین کسی که از این ماجرا لطمه خواهد دید، خودش خواهد بود نه بازیکنانی که با هرکیفیتی و تنها به واسطه قراردادهای سفت و سختی که با باشگاه منعقد میکنند، در حاشیه امنیت کامل قرار دارند. آقای سرمربی باید در روزهای باقیمانده تا بازی ششم مقابل شهرخودرو به پاسخ سؤالهای متعدد فنی تیمش دست یابد و به ترکیب و تاکتیکی ایدهآل برسد تا شاید روی نوار کامیابی قدم برداشته و بعد از دو هفته ناکامی بتواند در مشهد برد بزرگی را به چنگ آورد و دوباره به جاده امید قدم بگذارد.
محمود فکری باید آگاه باشد هر قدر هم که سرپرست مدیرعاملی باشگاه (احمد مددی) بعد از تساوی شبهباخت خانگی به صنعت نفت با اعتراض رسمی به کمیته داوران و فدراسیون فوتبال در ظاهر خود را حامی سرمربی نشان داده اما نخستین کسی خواهد بود که حکم برکناری او را با ادامه این روند امضا خواهد کرد.
فکری باید دو چشم داشته باشد و دو چشم دیگر نیز قرض بگیرد و اتفاقات پیرامون خود را به خوبی رصد و تحلیل کند. فکری باید به غایت به این مهم واقف باشد که در شرایط فعلی تنها کسی که میتواند به او کمک کند خودش است؛ نه حتی دستیاری همواره معتمد همچون صمد مرفاوی.
سرمربی آبیپوشان باید خط بطان بکشد روی تاکتیک محتاطانهای که تمام شادابی و حرکت را که فصل پیش از استقلال میدیدیم، ربوده است. فکری باید عمیقاً درک کند که بازی محتاطانه هرگز در قاموس این باشگاه جایگاهی ندارد کما اینکه در زمان بازیگری خودش هم همواره استقلال تیمی رو به جلو و صاحب ایده در بازی هجومی بود. استقلال باید رها شود. سیال و سبک بال.
به واقع استقلال او از زمان ورود به لیگ برتر چند موقعیت گل ساخته است؟ آیا محمود فکری نگاهی به شکل گلهایزده تیمش انداخته است؟ استقلال چند موقعیت گل ساخته است؟ همین گلی که احمد موسوی به ثمر رساند نیز حاصل دفع اشتباه دروازهبان صنعت نفت آبادان بود تا آمار ضعیف یک گل ساخته از 5 گل زده شده استقلال در لیگ بیستم همچنان پا برجا بماند و آبیها کاستیهای بزرگی را در بازیسازی و طراحی حملات احساس کنند.
محمود فکری این روزها همه را در ظاهر حامی خود میبیند. حتی جریان رسانهای استقلالی که تلاش میکند با بزرگ کردن اشتباههای داوری تا حدی او را از زیر بار فشار بازیهای ملالآور خلاصش کند اما این رویه هرگز دوامی نخواهد داشت و چنانچه فکری، فکری به حال خودش و تیمش نکند همین جریان موافق نیز بعد از دربی آرامآرام با او وداع خواهند کرد تا او به سمت درهای خروجی باشگاه استقلال سوق داده شود.
آری، این محمود فکری است که بعد از هفته ششم در مخمصهای بزرگ گیر افتاده است. همو که پیش از شروع لیگ بیستم همچون منجی نگاهش میکردند و این باور مستتر بود که شاید گمشده نیمکت استقلال باشد. نیمکتی که حالا بعد از افتادن پردهها دارد او را هم در مختصات خود غرق میکند. فکری باید خود منجی خود باشد. با تغییر افکار. نه با به راه انداختن جنگ روانی علیه داوران و لشکرکشی به سمت فدراسیون فوتبال.
فکری باید استقلال را بسازد و تیمی پدید آورد که حریفی را در برابر خود نبیند؛ حتی اشتباهات مکرر داوران را...