printlogo


کد خبر: 220240تاریخ: 1399/9/19 00:00
جوان اول سابق مشهدی در سراشیبی فوتبال اروپا
روزگار نامساعد «گوچی»

‌ وصال روحانی
 
روزگار رضا قوچان‌نژاد در آستانه 34 سالگی‌اش به‌کلی متفاوت با چیزهایی است که 10 سال پیش داشت. او در زووله که هیچ‌گاه چیزی بیش از یک تیم درجه سوم در لیگ دسته اول هلند تلقی نشده، در فصل جاری فقط 7 بازی انجام داده و 383 دقیقه در میدان حاضر بوده و البته بیشتر از دو گل نزده است. هر دو گل کوچی طی برد نادر 0-4 زووله مقابل اسپارتاروتردام در هفته سوم لیگ به‌دست آمد و اگر زووله در پایان هفته یازدهم «اردی ویژه» صاحب جایی بالاتر از یازدهم در جدول رده‌بندی نیست، بدین خاطر است که یاران گوچی هم چندان فراتر از او عمل نکرده‌اند. گوچی فصل پیش ‌نیز نمایش بزرگی را ارائه نداده و به حضور در 13 بازی و زدن 7 گل در آنها اکتفا کرده و کل مدت حضور او در میدان از 711 دقیقه فراتر نرفته بود. آیا همه اینها گواهی می‌دهد که روزهای درخشان «گوچی» رو به پایان است و مردی که هشت سال پیش توسط کارلوس کی‌روش در دل لیگ‌های هلند و بلژیک شناسایی و به ترکیب تیم ملی ایران تزریق شد، باید بپذیرد که در سراشیبی فعلی زندگی ورزشی‌اش چاره‌ای جز یک بازنشستگی دیر یا زود و کناره‌گیری محتوم ندارد. شاید او هر از چند گاه جرقه‌ای بزند و با زدن چند گل تازه یاد ایام جوانی‌اش کند اما این فوتبالیست چپ‌پای مشهدی طبعاً و قطعاً نه به‌سوی قله زندگی ورزشی‌اش بلکه به‌سمت کوهپایه‌های کارنامه فوتبالی‌اش در حال حرکت است و فاصله‌اش با یک بازنشستگی معقول که عاری از سرشکستگی باشد، آن‌قدرها هم زیاد نیست.
گوچی وقتی حدود 15 سال پیش ایران را ترک کرد تا در لیگ‌های هلند و بلژیک جای پایی بیابد، حتی «هم‌ولایتی‌هایش» هم او را درست نمی‌شناختند. او به بخش‌های کم‌نام و نشان لیگ‌های هلند و بلژیک ورود و با شم گلزنی بالایش نظر کارشناسان را به‌خود جلب کرد. در همان ایام بود که کی‌روش پس از قطع امید از وجود استعدادهای کافی در دل لیگ ایران «اروپاگردی‌های» خود را آغاز کرده بود. سرمربی پرتغالی وقت تیم ملی بازیکنانی ایرانی تبار اما ناشناس مانده را می‌خواست که بتوانند به لطف تجربه سال‌ها حضورشان در لیگ‌های حرفه‌ای اروپا «یوزها» را به سطحی از کارآیی برسانند که برای کسب مجوز حضور در مراحل نهایی جام‌های جهانی یا فتح جام ملت‌های آسیا به آن نیاز است. سهم گوچی از آن فرآیند حضور در 43 بازی ملی و زدن 15 گل در آنها بود و لابد خوب می‌دانید که مهم‌ترین آنها گلی بود که قوچان‌نژاد در عصر یک روز اواخر تابستانی سال 2013 در شهر اولسان کره‌جنوبی با فرصت‌طلبی فوق‌العاده‌اش در دروازه کره‌ای‌ها جای داد تا تیم ملی آن دیدار فرسایشی را با همان تک گل ببرد و به‌عنوان صدرنشین گروهش راهی مرحله نهایی جام جهانی 2014 شود.
در آن‌ مرحله هم گوچی زننده تک‌گل ما مقابل بوسنی بود که البته طی شکست 1-3 مقابل این رقیب متوسط اما نه‌چندان کم کیفیت مرکز اروپا در روز حتمی شدن حذف ما در مرحله گروهی به‌دست آمد. اعتبار فزاینده گوچی او را بعداً به صحنه لیگ انگلیس هم کشاند و او به آرامی در لیگ هلند هم به‌سوی تیم‌هایی گرایش یافت که نزدیک‌تر به هرم قدرت بودند و با این که گل‌های زیادی هم زد ولی هیچ‌گاه یک ستاره درجه اول شناخته نشد و به چشم سردار آزمون به ‌وی نگاه نکردند و به جهانبخش هم نرسید که با آلکمار عنوان آقای گلی «اردی‌ویژه» را هم کسب کرد. کم رونق شدن کار او در اروپا که به‌واسطه حضور هزمان گوچی در دیدارهای ملی و باشگاهی بوده، وی را مستأجر موقتی لیگ‌های کویت و استرالیا هم کرد و او بعضی هفته‌ها در تیم اف‌سی‌سیدنی خوش درخشید اما چون تداومی در کارش وجود نداشت کی‌روش هم در دو ‌سال آخر زمامداری‌اش در تیم ملی بی‌خیال وی شد و دیگر دعوتش نکرد. این در حالی بود که شم گلزنی و سرعت انتقال این مهاجم باهوش هنوز و حتی همین حالا و در این روزهای نامساعد هم در سطحی بالا است و بدیهی بود و هست که دعوت نشدنش به اردوی ملی را یک کم لطفی آشکار به خود بداند و بسیار هم ناراحت شود.
شایعات مربوط به انتقال احتمالی قوچان‌نژاد به لیگ ایران و عضویت‌اش در یکی از تیم‌های پرسپولیس و تراکتور هم که در دو سال اخیر پیوسته شنیده می‌شد، هرگز جامه حقیقت نپوشید زیرا سرخ‌های تهرانی همیشه نرخ بالای او را بیش از حد می‌دانستند و حضور درجمع قرمز‌های تبریزی هم که به‌خاطر جیب آکنده از اسکناس زنوزی ترسی از قیمت وی نداشتند، شاید از منظر گوچی یک عقب‌گرد بزرگ تلقی می‌شد. این چنین بود که او به دامان لیگ هلند و تیم‌های کوچک‌تر آن بازگشت و مثل محصلی شد که پس‌از دیپلم گرفتن دوباره به کلاس‌های یک و دو ابتدایی بازگشته است. بدین‌خاطر است که حالا بخش عمده از حواس و وقت قوچان‌نژاد مصروف فعالیت‌های جنبی و هنری و غیر فوتبالی شده و راه‌های تازه‌ای را طی می‌کند. این امر مایه افسوس برای فوتبال ایران است که هر چند از آمار  گلزنی بالای «سردار» روسیه‌نشین لذت می‌برد اما از یکی از ذاتی‌ترین گلزنان 10 سال اخیر خود بی‌بهره شده و برای خود گوچی هم نزدیک شدن به در خروج است. «در»ی که به‌طرز شگفت‌انگیزی و بخصوص توسط کی‌روش برای او گشوده شد و برخی کاهلی‌ها و البته داشتن رقبایی قوی آن را به روی وی از نو بست و او را بیش از آن که مردی متعلق به امروز و فردا نشان بدهد، استعداد فوق‌العاده‌ای جلوه می‌دهد که در دهه 2010 شکوفا شد و در پایان همان دهه از رنگ و رو افتاد.

Page Generated in 0.0061 sec