مسأله خشونت افسارگسیخته در لیگ فوتبال تبدیل به بحرانی شده که هر لحظه پررنگتر میشود و هیچ اقدامی هم از سوی مسئولان برگزاری این مسابقات برای جلوگیری از تشدید چنین معضل مهمی دیده نشده. پیشتر بارها دیده بودیم که درصد بزرگی از هجمهها و خشونتها را به گردن سکوهای مملو از تماشاگر بیندازند، اما در مدتی که شیوع بیماری کرونا مانع از حضور حداقلی هواداران در استادیومها شده، میبینیم که این عصبانیت و خشمهای پنهان حالا به طرز غریبی از نیمکت تیمها، سرمربیان و حتی مدیران منتشر میشود و بهسرعت درحال تسری بین سایرین است.
بیانیههای پیش از بازی، شکواییههای نامستند پس از بازی، گلایههای «ننه من غریبم»، ارسال جاسوس به اردوی تیم رقیب، فحاشی جنسی و تاکشوی تخریبی روی آنتن زنده تلویزیون ملی از مسائلیست که پرداختن به آن تقریباً کمر اخلاق در فوتبال را شکسته و تنها ویژگی بارز فوتبال ما را قطع نخاع کرده است. فوتبال ما که هرگز از نظر بار فنی و تاکتیکی حرفی برای گفتن مقابل کره و ژاپن نداشت و حالا حتی از قطر، امارات و عربستان هم فشلتر عمل میکند؛ حالا از این رشته تنها سنگر مفتخرانه که همان اخلاق باشد هم گرفته شده تا هر هفته مشغول مشاهده زبالهپراکنی مدرنی به اسم مسابقات لیگ برتر باشیم.
نبود تماشاگران در نیمی از مسابقات فصل گذشته و این 2 هفته برگزار شده از لیگ بیستم، نشان میدهد که تا چه حد تفکر چاله میدانی و الواطی بین بازیکنان، مربیان، اعضای کادرفنی و حتی مدیران رده بالای فوتبال مملکت اشاعه پیدا کرده و سکوت استادیومها به وضوح صدای فحاشی سردمداران اخلاق کمک میکند. مسأله ترویج خشونت یک معضل ساختاریست که با محرومیت و محدودیت حل نمیشود؛ برطرف کردن این مشکل به یک برنامه اجرایی مدون و البته افرادی واجد صلاحیت و سالم نیاز دارد که نظیر آن ابداً در فوتبال ما یافت نمیشود.