جک گریلیش چقدر خوب بود؟ این باید سؤالی باشد که گرت ساوتگیت در حال آنالیز شکست انگلیسیها مقابل بلژیک که امیدهایشان را برای صعود به فینال لیگ ملتها دوباره ناامید کرد، از خودش میپرسد. مربی انگلیس گویا با سیستم 3-4-3 ازدواج کرده و باور دارد این به انگلیس بهترین شانس موفقیت در تورنمنتها را میدهد؛ ولی بهنظر میرسد این آرایش «گلهای زده کمتر» را بهعنوان بها میخواهد. همچنین، این تردید باقی است که این سیستم در برابر بهترینها کم میآورد؛ بهویژه بدون سرعت رحیم استرلینگ و مارکوس رشفورد که هردو مصدوم بودند. بلژیک، تیم اول رتبهبندی فیفا، دقیقاً در این دسته از رقیبان قرار دارد ولی بهشدت واضح است که ساوتگیت با حل یک مشکل در دفاع، یک مشکل در حمله ایجاد کرده. عملکرد خارقالعاده گریلیش نیز به اندیشهها حول آینده انگلیس میافزاید.
آیا گریلیش 25ساله ارزش یک تغییر سیستم برای گرفتن یک پست آزادتر را دارد؟ هماکنون، 4 دیدار رسمی و چند دیدار دوستانه تا آغاز کار انگلیس در یوروی معوقه سال بعد باقی مانده و گاهی بازیکنان در آستانه تورنمنتها، پیشرفتهای چشمگیری میکنند که آنها را خط نخوردنی میسازد. پل گاسکوئین پیش از جامجهانی 90 ایتالیا این کار را انجام داد و گریلیش نیز میتواند بهخوبی آن را اکنون تکرار کند.
این جرأت ساوتگیت است که نقشههایش را در این مرحله عوض کند و شاید او حس کند گریلیش میتواند مانند استونویلا (با وجود تفاوت سیستم این تیم)، بهعنوان یکی از سه جلوزن انگلیس موفق باشد. این یک موقعیت بازنگری است، برای گماردن گریلیش بهعنوان سازنده موقعیت برای کین، استرلینگ و رشفورد اما زمان محدود و حیاتی است. 1-3-2-4 ممکن است؟ حداقل میتواند به عنوان یک جایگزین در نظر گرفته شود.
در موقعیتهایی و برخلاف نتیجه بازی، گریلیش تقریباً مقابل بلژیک توقفناپذیر بود. با یک جهش، توماس مونیه را جا میگذاشت و تقریباً کارآیی وی را گرفته بود که وی برای مهار جک به زور متوسل میشد. این مهارت البته در نیمه متعلق به گریلیش هم اجرایی شد. هفت بار روی او مرتکب خطا شدند؛ بیش از کل تیم بلژیک. ولی این میتوانست محصول حفظ طولانی مدت توپ توسط او هم باشد. با وجود گریلیش و سلاحهایی نظیر او، نظرها میتوانند متفاوت باشند و این بستگی دارد که شما چه چیزی را میخواهید باورکنید؛ ولی ساوتگیت این را میداند که بازیکنان دیگر تا چه اندازه قصد داشتند توپ را به جک برسانند؛ به امید اینکه او معجزهای خلق کند.
به طرز جالبی، جک گریلیش درمورد تماشای کلیپهای کوین دبروین و فیلیپ کوتینیو بهعنوان بخشی از آمادهسازیاش صحبت کرد؛ ولی او فعلاً میتواند به شیوه این دو پاسهای کلیدی را ارسال کند؛ در حالی که دریبلهایش بهمراتب خطرناکترند. پاسخ چیست؟ این مسأله هنوز یک معماست!
ساوتگیت اذعان داشت که انگلیس اگر میخواهد بهترین تیم جهان باشد، باید تیمهای بزرگی نظیر بلژیک را شکار کند اما در عوض، آنها تبدیل به یک طعمه شدند. انگلیس بد بازی نکرد؛ بهخصوص در نیمه دوم و آنها چند بازیکنشان را در مقابل یک بلژیک نسبتاً تمام قدرت (صرفنظر از ادن آزار) در اختیار نداشتند.
با این وجود، شیوه دفاع آنان ناامیدکننده بود. انگلیس با پاس شل اریک دایر به میسون مونت که توسط یان فرتونگن قطع شد کارشان پیش از دقیقه 10 ساخته شد و این از معدود صحنههایی بود که گریلیش عالی کار نکرد. مرتنس با لوکاکویی سریعاً کار کرد که به زیبایی توپ را از میان پاهای دکلان رایس عبور داد و روی لبه محوطه جریمه به یوری تیلمانس رساند تا وی با ضربهای که پیش از ورود توپ به محوطه نواخت، تایرون مینگس و ژوردان پیکفورد را مغلوب خود سازد. شاید اگر روی ضربه کرنر پیش از آن گل، گریلیش تویب آلدروایرلد را به نحو احسن مهار میکرد؛ این اتفاقات نمیافتاد.