چرا طرفداران ورزشی تا این حد به تیمشان وفادار هستند؟ این پرسشی شخصی برای من است. من در 8 سالگی تیم شهرمان، الدهام اتلتیک را برای طرفداری انتخاب کردم. دلیل انتخابم هم مشخص بود؛ تیم در آن هنگام در آستانه دستاوردهای بزرگی بود.
آنها در سال 1990 به نیمهنهایی جام حذفی و فینال جام اتحادیه رسیدند و نزدیک بود به دسته یک (که حالا شده لیگ برتر) هم راه پیدا کنند. در سال 1991 بود که الدهام قهرمان دسته دو (چمپیونشیپ حاضر) شد و به جایی که میخواستند رسیدند و در سال 1992 هم از اعضای بنیانگذار لیگ برتر شدند. از آن هنگام تاکنون اوضاع این تیم فاجعهبار بوده است. البته لحظات خوبی هم رقم خورده، مانند رسیدن به مرحله نیمهنهایی جام حذفی در سال 1994 و شکست در دیدار تکراری برابر منچستر یونایتد اما در همان سال 1994، این تیم از لیگ برتر سقوط کرد. در سال 1997 سقوط دوم به لیگ یک (دسته سه) رقم خورد. باشگاه همانجا متوقف ماند و 21 سال را در دسته سوم گذراند، تا اینکه در سال 2018 سقوط به لیگ دو (دسته چهار) رقم خورد که پایینترین دسته در لیگ فوتبال انگلیس است. در 10 اکتبر 2020، چهارمین شکست در پنج بازی نخست فصل باعث شد الدهام در پایینترین رده کل لیگ انگلیس قرار بگیرد: در رده 92 در میان 92 تیم.
به خاطر شیوع ویروس کرونا، کسی برای تماشای شکست سه بر دو مقابل مورکامب به ورزشگاه نرفت و نمیدانیم که اگر این همهگیری نبود، بازی چند تماشاگر میداشت اما در بازی فصل پیش دو تیم، 3305 نفر راهی ورزشگاه شدند. در فوتبال وفاداری به یک برند بسیار بالا است و حتی تیمهای واقعاً افتضاح هم تماشاگران خود را دارند که برای تماشای بازیهایشان به ورزشگاه میروند. الدهام در دوره افول خود هم 3 تا 5 هزار تماشاگر را در هر بازی داشته است. آنها در لیگ برتر 12 هزار تماشاگر داشتند و وقتی در سال 1997 به لیگ یک سقوط کردند، این عدد به ششهزار نفر رسیده بود. در سال 2010 هم تماشاگران به چهارهزار نفر کاهش یافتنند. طبق پژوهشهای انجامشده، از دهه 1970، وفاداری به باشگاهها افزایش یافته است و حدود 55 درصد تماشاگران یک تیم در یک بازی را افرادی تشکیل میدهند که در بازی خانگی قبل به ورزشگاه رفته بودند. این شاید به دلیل جنبه اجتماعی باشگاهها هم باشد. شاید هم به دلیل عادت، یا مسائل دیگر باشد اما با وجود اینکه این تیم نتایج بدی میگیرد و حتی در زمین نمایش زیبایی هم ندارد، دههها است که سه تا چهارهزار نفر برای تماشای بازیهای خانگی الدهام به ورزشگاه میروند. الدهام از این نظر منحصربهفرد نیست. طرفداران ناتس کانتی، چسترفیلد، لوتون تاون، هیرفورد، دارلینگتون، استاکپورت کانتی و یورک هم همین هستند.
در واقع شاید استفاده از کلمه «بدبختی» برای الدهام سنگین باشد. شاید «معمولی بودن» عبارت بهتری است. در 29 سال پس از مه1991، آنها 499 برد داشتهاند (حدود 17 پیروزی در هر سال) و 586 باخت (20 شکست در هر سال). شاید هم «بدبختی» واژه سنگینی نباشد. در این زمینه که تیمهای فوتبال چقدر ما را خوشحال میکنند، پژوهشهایی انجام شده است. اقتصاددانها همیشه به «تغییرات برونزا» علاقه داشتهاند، یعنی اتفاقی که روی میدهد و دلیلش چیزی که ما به آن علاقه داریم، نیست. تأثیر یک تیم فوتبال روی خلقوخوی افراد برونزا است. در جریان بازی الدهام با مورکامب، من هیچ تأثیری نمیتوانستم روی جریان بازی در باندری پارک داشته باشم. من داشتم برای مادرم کیک میپختم. با این حال، اتفاقاتی که در زمین افتاد روی خلقوخوی من تأثیر گذاشت.
در دقیقه 53، زمانی که کانر مکآلنی گل زد، خوشبینی من افزایش پیدا کرد اما 13 دقیقه بعد، تبدیل به فردی غرغرو شدم، چرا که کول استاکتون گل سوم مورکامب را به ثمر رساند. ناامید شده بودم، چرا که این تیم شمال انگلیس میتوانست امتیاز بگیرد اما یک هفته دیگر گذشت و آنها امتیاز نگرفتند. من از اینکه از این اتفاقات بیربط در الدهام ناراحت شده بودم هم ناراحت شدم! این تغییر برونزا است؟ پیتر دالتون و جرج ماکرون، دو اقتصاددان به این موضوع پرداختهاند. آنها از یک برنامه موبایل استفاده کردهاند تا اوضاع طرفداران را در هنگام بازیهای فوتبال بررسی کنند. میزان افزایش خوشحالی طرفداران پس از پیروزی (9/3 درصد) بسیار کمتر از میزان افزایش ناراحتی آنها پس از شکست (8/7 درصد) است. به این ترتیب افراد زیادی در شهر دیدکات در سالهای اخیر غرغرو بودهاند. این باعث طرح یک مسأله میشود: چرا طرفداران فوتبال این کار را انجام میدهند؟
چه چیزی باعث میشود هر شنبه سایت نتایج بازیها را چک کنم؟ دالتون و ماکرون میگویند که شاید این «اثر تجربه» باشد، یا شاید «اثر شبکه» باشد، یعنی ما دوست داریم شبکهای از افراد با ذهنیت مشابه را بسازیم. دوستان ما هم همین کار را میکنند، البته با تیمهای دیگر. به این ترتیب، حس رقابت هم به حس تعلق اضافه میشود. آنها میگویند که طرفداری فوتبال اعتیادآور است. متأسفانه من که درگیرش هستم و فقط به دنبال آن سرخوشیهای بعد از پیروزی هستم...
منبع: فوربز