
میعاد نیک
بارها دیده و شنیدهایم که یک تیم در عین حال که لایق قهرمانی و موفقیت نبوده، به این عنوان دست یافته و یا تیمی که لیاقت ایستادن روی سکوی اهدای جام را داشته، در نهایت به مقام نایب قهرمانی بسنده کرده است. از این قبیل اتفاقات در فوتبال دنیا بسیار است اما در فوتبال ایران 4 سال است که حق به حقدار میرسد و قهرمان واقعاً لیاقت قهرمانی را دارد. پرسپولیسیها اینبار با پیروزی در اولین شهر نفتی ایران به چهارمین جام متوالی خود بوسه زدند تا با 6 عنوان قهرمانی در لیگ برتر، پرافتخارترین تیم ایرانی از این لحاظ لقب بگیرند.
قرمزهای پایتخت فصل عجیبی را پشت سر گذاشتند؛ ابتدای فصل که برانکوی محبوب با ترک پرسپولیس مقصد الاهلی و سپس عمان را پیشه کرد، سپس نوبت به بحرانهای سوءمدیریتی در دوران عرب و انصاریفرد رسید، یک نیمفصل را با گابریل کالدرون آرژانتینی به صدر جدول رسیدند و بردهای ناپلئونی را توشه راه قهرمانی خود کردند و در نهایت با شماره 4 سابق تیم ملی، به چهارمین قهرمانی خود رسیدند. رمز موفقیت پرسپولیسِ امسال در یکدلی و یکرنگی بازیکنان و کادرفنی بود. سرخپوشان با سعه صدر و کلید تداوم توانستند قفل نامتوازنیها و سوءمدیریتها را باز کنند و با پوکر قهرمانی، بالاتر از سپاهان که در فصول 9، 10 و 11 لیگ برتر هتتریک قهرمانی کرده بود، جام زیبای لیگ را تصاحب کنند.
آخرین کادرفنی ایرانی که توانسته بود کاپ لیگ برتر را فتح کند، کادر عبدالله ویسی و تیم عجیب استقلال خوزستان در لیگ پانزدهم بود. پس از استقلال خوزستان که تنها به مدد تفاضل گل توانست قرمزها را وادار به ایستادن روی سکوی دومی لیگ کند، برانکوی کروات 3 فصل پیاپی با پرسپولیس به قهرمانی رسید اما فصل جاری را قرار بود یک کادر ایرانی برای رسیدن به جام تلاش کند. شاید اگر همه چیز حالتی عادی داشت این فصل نیز یک کادر خارجی با رهبری کالدرون آرژانتینی به پوکر قهرمانی میرسید اما یحیی گلمحمدی با یک نیمفصل قدرتمند و عملکردی فوقالعاده، پرسپولیس را ایرانیزه قهرمان کرد.
اگر از بیرون به مجموعه پرسپولیس نگاه کنیم، عملکرد بینقص بازیکنان و کادرفنی بیشتر مشهود میشود. پرسپولیس هم این پتانسیل را داشت که مانند استقلال پس از فسخ قرارداد سرمربی موفقش، یکشبه از عرش به فرش برسد و جدال قهرمانی را به سپاهان و یا تراکتور ببازد. قرمزها اگر بیشتر از استقلال با مشکلات مدیریتی مواجه نبوده باشند، کمتر نیز نبودهاند اما با ثبات و همدلی مثالزدنی توانستند به هدف والای خود برسند.
پرسپولیس در بطن خود اسطورههایی دارد که حرف بازیکن را بیشتر از بقیه میفهمند و هدایت صحیح را بلدند. افرادی مانند افشین پیروانی و کریم باقری کمتر از بازیکنان در این قهرمانی مسلط نقش نداشتهاند. به کادرفنی سپاهان، تراکتور و استقلال نگاه کنید؛ سپاهان و تراکتور که اصلاً از حضور پیشکسوتان باتجربه برخوردار نیستند و استقلال هم که یکی از مهمترین سرمایههای مربیگریاش را در فصل جاری سوزاند. پرسپولیس اگر قهرمان شد، بهعلت حضور یک پرسپولیسی متفکر به نام یحیی، یک اسطوره کاربلد به نام کریم باقری و یک مدیر مدبر به نام افشین پیروانی است. در فوتبال ایران همه چیز در میانههای مستطیل سبز رخ نمیدهد و برای رسیدن به اهداف بزرگ باید از هر نظر خوب بود. وجود افرادی از بدنه و جنس باشگاه در یک تیم باعث افزایش همدلی و اتحاد میان مجموعه کادرفنی، مدیریتی و بازیکنان میشود که پرسپولیس مصداق بارز این حقیقت را 4 سال است به نمایش میگذارد. با اتحاد، همدلی و راهبردهای منطقی میتوان قله قاف را نیز فتح کرد، حتی اگر مشکلات در راه پیروزی سنگاندازی کنند.