عناوین این صفحه
جستجو بر اساس تاریخ
نظرسنجی
شماره : 6868 /
۱۴۰۰ دوشنبه ۱۲ مهر
|
|
مبارک است، حساب استقلال دیگر توقیف نیست
سرمقاله
فرشاد کاسنژاد @Farshadcasnejad
اگر حسابهای بانکی یک شرکت تجاری کوچک توقیف شود، در بازاری که فعالیت میکند اعتبار از کف میدهد و برای جبرانش باید سالها دوباره جلب اعتماد کند. در فوتبال ایران اما حساب بانکی باشگاهی به بزرگی استقلال به خاطر بدهی ۷/۹ میلیارد تومانی توقیف میشود و باشگاه خبر رفع توقیف را در خبر رسمی، نتیجه مذاکرات فشرده تیم حقوقی مجرب خود میداند. همین باشگاه در خرید بازیکن همچنان تردید و ملالی در قراردادهای ۱۰ میلیاردی ندارد. امضا میکند و میداند که بازهم میتواند بدهکار باشد. اینجا فوتبال ایران است.
همین باشگاه زمین فوتبال برای برگزاری تمریناتش ندارد. هر روز خبر میدهد که با اینجا و آنجا مذاکره کرده و میخواهد یک زمین تمرین پیدا کند و احتمالاً زمین تمرین را باید مدیون روابط مدیرعامل جدید خود باشد، وگرنه ستارههای ده میلیاردیاش لابد باید در پارک تمرین میکردند.
باشگاه برای خرید بازیکن پول دارد اما پی در پی طبق روال مدیران مختلف و متعدد بدهیهایش را نمیپردازد، بلکه انباشته میکند تا مدیر بعدی با دردسری بزرگتر کارش را شروع کند.
این روند یا کجراهه را همه در فوتبال ایران مثل کف دستشان میشناسند، اما خیالش را هم نکنید که این مسیر تغییر کند و باشگاهداری در ایران راه دیگری را تجربه کند.
در خبر رسمی باشگاه استقلال درباره رفع توقیف حساب بانکی باشگاه میخوانیم که طلبکار ناشناس ۷/۹ میلیاردی از باشگاه استقلال حمایت کرده و به لطف موافقت کرد که فک بازداشت حساب بانکی استقلال انجام شود. استقلال میخواهد این بدهیاش را اقساط بپردازد. استقلال که هر بازیکن ۷/۹ میلیارد و بیشتر میارزد به این الطاف چرا نیازمند میشود؟ این باشگاه که بازیکن ده میلیاردی استخدام میکند و دو خرید احتمالی خارجیاش ده میلیارد یا بیشتر قیمت خواهد داشت، چرا باید برای بدهی ۷/۹ میلیاردی چنین به مذاکرات فشرده و لطف و محبت نیاز داشته باشد؟
باشگاه استقلال در این سیاق باشگاهداری تنها نیست، همراهی همیشگی به نام پرسپولیس دارد. استقلال و پرسپولیس هم تنها نیستند، خیل باشگاههای دیگر در فوتبال ایران مثل آنها زندگی میکنند و باشگاههای دیگری هم میخواهند شبیه آنها باشند.
از درآمدهایی که استقلال هر سال از محل اسپانسرها و کارگزار و ... به دست میآورد که اغلب بخش بزرگی از حقوق باشگاه طی همان قراردادها پایمال میشود، همهاش خرج خرید بازیکن و مربی میشود و این باشگاه طی دههها از داشتن یک زمین تمرین محروم است. استقلال حتی صاحب یک ساختمان اداری که مناسب برای یک باشگاه هفتاد و چند ساله با این همه هوادار باشد، نیست و همان ساختمانی را که بسیاری مدیران از نشستن در اتاق مدیریتش فرار میکنند، از فدراسیون فوتبال هدیه گرفته است.
اینکه چنین باشگاههایی چرا برای خرید بازیکن پول دارند و هنگام قرارداد ولخرج میشوند، اما اساسیترین و بدیهیترین امکانات را ندارند، سؤال بیپاسخ درباره باشگاهداری در ایران است.
آمریکا در خاک ایران
انتقام سخت یزدانی از تیلور
تیتر یک
وحید جعفری
«فردا بهت میگم چطور طلا رو بگیری؛ فردا بهت میگم.» این جمله شب قبل از اینکه چهار نماینده ایران در روز دوم مسابقات جهانی نروژ به فینال رقابتها برسند و همگان شروع به تمجید کار سرمربیگری پژمان درستکار کنند، در صفحات مجازی پخش شد. سرمربی جوان و در عین حال کاربلد کشتی آزاد ایران که در آغاز کار بسیار مورد انتقاد قرار میگرفت، حالا با رساندن حسن یزدانی و امیرحسین زارع به فینال تبدیل به مربی کاربلدی شده بود که با عملکرد خود برچسب سکوت بر لبان منتقدان میدوخت اما این عملکرد در روز دوم مسابقات و پایان کار نمایندگان چهار وزن دوم در این روز نمود بهتری داشت و هر چهار دلاور ایرانی با شایستگی تمام به فینال مسابقات رسیدند و هر کدام رقابت نیمه نهایی را به نفع خود تمام کردند و در آغوش مربی دوست داشتنی و مورد اعتماد خود جای گرفتند تا نشان دهند که قدردان زحمت شبانه روزی و تمرینات اصولی او در ۴۵ روز گذشتهاند. بحران کرونا و فاصله زمانی کم بین بازیهای المپیک و رقابتهای جهانی لرزه به اندام درستکار نینداخت و پسر محجوب و دوست داشتنی کشتی تهران با فهم بالای خود از کشتی، سربازان خود را به بهترین شکل ممکن در این شرایط حساس آماده نبرد با رقبای جهانی کرد و ثابت نمود که به حق لیاقت ردای سرمربیگری تیم ملی را داشته است. رحمان عموزاد به اشتباه خود باخت وگرنه نماینده وزن ۶۱ کیلوگرم ایران نیز لیاقت کسب مدال را داشت. یونس امامی مغلوب تردیدهای خود شد، وگرنه با اعتماد به کادرفنی میتوانست مدال برنز خود را اینبار در وزن ۷۴ کیلو تکرار کند. حسن یزدانی در روز نخست همان شیر همیشگی شده بود و آرتور نایفونوف روس را جوری از دم تیغ گذراند که دیگر جامبولات تدیف سرمربی نام آشنای روسها فکر کریخوانی نکند و نگوید مربیان و مدارس کشتی روسیه بهترین هستند و اگر همین حالا مربیان ما روی تشک کشتی حاضر شوند، ایرانیها و آمریکاییها را شکست خواهند داد چه برسد به کشتیگیران. امیرحسین زارع هم با غلبه بر رقبا بخصوص طاها آکگول ترک که عنوان قهرمانی جهان و المپیک را در کارنامه دارد، ثابت کرد که تا چه اندازه توانست و چه خوب به سرمربی خود اعتماد کرده است که پژمان درستکار بعد از غلبه بر آکگول آن جمله طلایی «فردا بهت میگم چطور طلا رو بگیری؛ فردا بهت میگم.» را در گوش شاگرد خود زمزمه میکند. آن جمله در آن لحظه طلایی یعنی همه چیز! یعنی نقشه گنج پیش من است و راه رسیدن به قله را با اعتماد به هم خواهیم یافت و تو به عنوان شاگرد من، به تنهایی راهی میدان نخواهی شد؛ بلکه با هم در مقابل رقیب صف آرایی کرده و با یکدیگر برای پیروزی خواهیم جنگید. این جملات یعنی همه آن چیزی که ورزش ما نیاز داشته و دارد؛ برد و باخت دیگر مهم نیست، مهم اطمینان کردن به هم و با هم بودن است. این همدلی زمانی بیشتر به دل مینشیند که وقتی تصویر حمید سوریان آن ژنرال بلندپایه را در صفحات مجازی میبینم که دستانش را دور گردن پژمان درستکار حلقه کرده و تبریکات خود را نثار سرمربی جوان تیم ملی کشتی آزاد ایران میکند. از این لحظه به بعد دیگر هیچ چیز مهم نیست؛ مهم نیست که ببازیم یا ببریم، چرا که ما برنده با هم بودن شدیم، هرچند اگر کوتاه بوده باشد. ما در تمام لحظاتی که علیرضا سرلک صداقت و سختکوشی لُرها را روی تشک، نمایش میداد و در عین جوانی قدرت خود را به رقبا دیکته میکرد. ما در همه زمانهایی که امیرمحمد یزدانی جوانی میکرد و به رقابت برمیگشت و قدر این میدان و مربیان خود را میدانست و داشتههای فنی خود را به نمایش میگذاشت. در طول مسابقات محمد نخودی که با حواس جمع و قدرت بالا، جسارت خود را به رخ رقبا میکشید و در تمام لحظاتی که کامران قاسمپور، شعور بالای خود از فن و بند کشتی را به تصویر میکشید، به اندازه چند قهرمانی تیمی در المپیک کیفور شدیم. ما به جوانان اعتماد کردیم و جوانان به کادر فنی و حاصلاش خوش بود. این یعنی داشتن انتخابی و انتخاب از سر حق و واقعیت. و دیشب در ادامه درخشش شیرهای ایرانی، وقتی شیرشاه، کاپیتان دوست داشتنی تیم ملی کشتی ایران حسن یزدانی که همه ایران دوستاش دارند راهی میدان شد، یکبار دیگر همه ایران با او پا در میدان رقابت گذاشتند و با شیر به شکار رفتند. حسن در دیداری که قبل از جهانی در اردو با او داشتم نگران بود و گفت: «۳ بار باختهام» به او گفتم: «تو شیر این میدانی، ۳ بار به شکار رفتی و شکار گریخت، باز به شکارگاه برو و شکارش کن!» و شیر بیشه ایران در دشتهای باز نروژ چه خوب شکار کرد شکارچی آمریکایی را… او شکار میکرد و همه ایران لذت میبرد از این فصل شکار. و امیرحسین زارع وقتی در نبرد انتقامی با گنو پتریاشویلی گرج، پنجه در پنجه شد، دلها روشن بود که جوان اول این روزهای کشتی ایران آنقدر پخته شده که اینبار نه تنها با تکیه بر نیروی جوانی، بلکه با خرد جمعی و پختگی خود پیروزی در لیگ کشتی مقابل گنو را تکرار کند. او انتقام سختی از پتریاشویلی که در المپیک زارع را شکست داده بود، از روباه مکار گرجها گرفت.
حسن یزدانی و امیرحسین زارع طلایه داران کشتی ایران در نروژ
روز استثنایی کشتی ایران نیاز به یک شب استثناییتر هم داشت و آن هم فقط با برتری هر دو فینالیست ایران در روز نخست رقم میخورد. حسن یزدانی در وزن 86 کیلوگرم و امیرحسین زارع در وزن 125 کیلوگرم دو فینالیست ایران در چهار وزن اول بودند که هر دو در رقابتی انتقامی رقبای خود را شکست دادند و مدال طلا را برای ایران به ارمعان آوردند. از سال 2013 تاکنون کشتی ایران در مسابقات قهرمانی جهان صاحب دو طلا نشده بود اما در نروژ و در همان چهار وزن نخست دو مدال طلا به دست آمد تا ایران مدعی درجه یک قهرمانی باشد. لحظه طلایی روز تاریخی کشتی ایران در اسلو نروژ مسابقه فینال وزن 86 کیلوگرم بود، جایی که حسن یزدانی و دیوید تیلور باید راند چهارم رقابت خود را برگزار میکردند. رقابتی که بیننده چند ده میلیونی در دنیا داشت و میلیونها ایرانی هم خیره به تلویزیون بودند که ببینند دلاور ایرانی چه میکند. روز تاریخی کشتی ایران باید یک پایان استثنایی پیدا میکرد و این فقط با برتری حسن یزدانی همراه میشد. بغض همه گرفته بود، سه باخت پیاپی مقابل تیلور برای هیچکس قابل قبول نبود. مثل بغض در گلوی همه گیر کرده بود و حالا وقتش رسیده بود که این بغض خالی شود و کجا بهتر از اسلو؟ کی بهتر از دیشب؟ بعد از چهار فینال استثنایی. حسن یزدانی همه توانش را گذاشت، همه اشتباهات گذشته را کنار گذاشت و البته برتریهای خوب تیم قبل از مسابقه او باعث شد تا بیاید و با فراغ بال کار را تمام کند. دیوید تیلور شیر سه مسابقه قبلی در راند چهارم جنگ ستارگان در مقابل حسن یزدانی نای غرش نداشت و اسیر پلنگ ایران شده بود. دستانش با انگیزهای که از درخشش شیر بچههای ایران گرفته بود، همانند تبر به تن تیلور برخورد میکرد. 6 دقیقه نبرد جانانه و بردی قاطعانه و بیحرف و حدیث و دور افتخاری که دل همه برای آن لک زده بود. 6 بر 2 برد به یادگار ماند و تا ابد میماند. حسن این بار هم مثل المپیک دو بار به تیلور زیر داد اما دستان پرتوانش این بار به کمکش آمدند و اجازه نداد که ماجرای توکیو در نروژ تکرار شود. دومین فینالیست ایران در چهار وزن اول امیرحسین زارع بود. دلاوری از آمل و مازندران قهرمان پرور که باید با گنو پتریاشویلی سرشاخ میشد. رقابتی انتقامی که باید زارع در آن برنده میشد تا شکست در بازیهای المپیک توکیو را جبران کند. زارع در توکیو با بدشانسی به این حریف باخته بود اما اینجا دیگر باید کاری میکرد که حریف اشتباه کند و چقدر خوب این کار را انجام داد و این قهرمان پرآوازه کشتی دنیا را به زمین زد. گنو پتریاشویلی چند سالی بود که در این وزن حرف اول را میزد اما در نروژ این زارع بود که شب تاریخی و استثنایی کشتی ایران را کامل کرد. زارع با بستن راههای نفوذ گنو او را مجبور کرد که برای زیرگیری اقدام کند و گنو که راه نفوذ پیدا نمیکرد مجبور شد مدام زیرگیری کند و با خیمههای سنگین زارع روبهرو شد. این برنامه هوشمندانه زارع را به دومین مدال طلای ایران رساند.
کولاک کشتی آزاد ایران در 4 وزن دوم با 4 فینالیست؛ رکورد 60 ساله میشکند
گزارش
محسن وظیفه
تیم ملی کشتی آزاد در چهار وزن دوم دست به کار بزرگی زد تا کشتی ایران برای اولین بار بعد از مسابقات کشتی قهرمانی جهان در 1961 یوکوهاما ژاپن شش فینالیست داشته باشد. در مسابقات چهار وزن دوم تیم ملی کشتی آزاد چهار نماینده داشت که هر چهار نفر به فینال رسیدند تا در یک قدمی کسب یک نتیجه تاریخی و دست نیافتنی قرار بگیرند. علیرضا سرلک در وزن 57 کیلوگرم، امیرمحمد یزدانی در وزن 65 کیلوگرم، محمد نخودی در وزن 79 کیلوگرم و کامران قاسمپور در وزن 92 کیلوگرم به فینال رسیدند تا برای اولین بار بعد از 60 سال کشتی ایران 6 فینالیست داشته باشد. اتفاقی که شاید امروز با فینالیست شدن این دو نماینده ایران این رکورد افزایش هم پیدا کند.
شاهکار سرلک
بعد از حسن رحیمی هرگز کشتی ایران در مسابقات جهانی نتوانسته بود در وزن اول بتواند حرفی برای گفتن داشته باشد اما در نروژ علیرضا سرلک همه را شگفتزده کرد و توانست یک نتیجه مهم و بزرگ را کسب کند. اگر چه او تا نیمه نهایی قرعه خوبی داشت اما در این مرحله یک کار بزرگ را انجام داد و توانست با غلبه بر حریف ترک خود یعنی سلیمان آتلی طلسمی 6 ساله را بشکند و برای اولین بار بعد از مسابقات قهرمانی جهان در 2015 لاس وگاس در وزن اول فینالیست شود. او در مصاف با آتلی که نقره و برنز جهان را دارد؛ در المپیک توکیو هم به رضا اطری باخت اما تا ثانیه پایانی مقابل سرلک 4 بر یک برنده بود اما در 14 ثانیه مانده به پایان مسابقه علیرضا سرلک با یک خاک و یک بارنداز در 10 ثانیه قبل از پایان مسابقه برنده شد. او اولین فینالیست ایران در چهار وزن دوم بود اما او طلسم شکن تیم نام گرفت چرا که سالها بود کشتی ایران در مسابقات قهرمانی جهان سه تا فینالیست نداشت. حالا او در فینال یک حریف قدرتمند دارد و آن هم توماس گیلمان آمریکایی است.
یزدانی سوم هم جهانی شد
دومین کشتیگیر ایران در مرحله نیمه نهایی مسابقات روز دوم امیرمحمد یزدانی بود. او آسانترین قرعه را در بین تمام کشتیگیران ایران داشت و از این فرصت هم به بهترین شکل ممکن استفاده کرد و توانست در مسابقه نیمه نهایی با غلبه بر عثمانوف قرقیزستانی چهارمین فینالیست تیم ایران نام بگیرد. نکته مهم در کشتی امیرمحمد یزدانی این بود که توانست خودش را کنترل کند و بدون هیچ گونه کار اضافی برای برنده شدن تا ثانیههای آخر تلاش کرد و در آخرین لحظه برنده شد. او تا ثانیههای پایانی 4 بر 4 بازنده بود اما کم نیاورد و ناامید هم نشد و توانست با بیرون کردن حریف در ثانیههای پایانی برنده شود و چهارمین فینالیست تیم ایران باشد. امیرمحمد یزدانی در فینال باید با ژاگیر شاپیف از روسیه مبارزه کند. امیرمحمد مدال نقره خود را قطعی کرده و حالا بعد از رضا و حسن یزدانی، سومین نفر از نسل یزدانیهاست که به مدال جهانی میرسد.
نخودی نسخه جردن را میپیچد
محمد نخودی در وزن 79 کیلوگرم بدون شک بهترین کشتیها را برای تیم ایران در روز دوم گرفت. او دلاورانه برای رسیدن به فینال جنگید و با استفاده همزمان از هوش و تکنیک توانست رقبای خود را یکی پس از دیگری شکست داده و راهی فینال شود. او در نیمه نهایی کشتیگیر قدرتمند گرجستانی را از پا در آورد و راهی فینال شد. سالها بود که کشتی ایران در مسابقات قهرمانی جهان این همه فینالیست نداشت و حالا برای اولین بار است که این اتفاق رخ میدهد. او در فینال هم باید یک کار مهم انجام بدهد و آن هم شکست دادن جردن باروفس است. حالا که تمام طلسمها شکسته باید این طلسم هم بشکند. نخودی باید اولین ایرانی باشد که نسخه جردن باروفس را میپیچید.
کامران؛ طلسم کاکس را شکست
چهارمین کشتیگیر ایران در مرحله نیمه نهایی بهترین کشتیگیر ایران بود. کامران قاسمپور ستاره بیبدیلی که سالها پشت خط مانده بود و حالا بهترین زمان برای ترکیدن بغض این کشتیگیر فوقالعاده بااستعداد بود. کامران قاسمپور تا نیمه نهایی مهم نبود با چه کسی کشتی میگیرد، مهم مسابقه نیمه نهایی بود که در واقع یک فینال زودرس بود. نبرد با جی دن کاس که سه بار قبل از این علیرضا کریمی را شکست داده بود اما این بار به سد محکمی به نام کامران قاسمپور برخورد کرد. کامران از سلطان زیرگیری فوقالعاده خوب زیر گرفت و توانست بهترین نتیجه را برای تیم ایران رقم بزند. او چنان استادانه کشتی گرفت که وقتی مسابقه تمام شد این حسرت بزرگ به دل همه ماند که چرا اینقدر دیر به تیم ملی کشتی آزاد رسید؟ کامران با غلبه بر جی دن کاکس کار بسیار بزرگی را انجام داد. هم انتقام باختهای قبلی را گرفت و هم اینکه تیم ایران را به یک قدمی ایستادن بر سکوی نخست جهان رساند.
اخلاق در آفساید !
یادداشت
شهرام وزیری
جای لقمان حکیم و به اعتباری آن برهان خلفش خالی که روزی روزگاری فرمایش کردند:
ادب از که آموختی؟ گفت از بیادبان!، چنین رفت که بسیاری از نااهلان اخلاقی مبنای ادب و ادب آموزی را وارونه از بیادبان پنداشتند و از این برهان خلف فقط برهانش را درک کردند تا در نادانی و جهل مرکب همچنان بمانند!
دریغ و درد که فوتبال و مقوله جذابش در میان جامعه ما و در عین حال همه گیری و زمینه شهرت سازش باعث شده تا بیش از هر رشته دیگر مورد هجوم و تاخت و تاز شهرت طلبانی قرار بگیرد که بنا بر آموزه جناب لقمان خود نماد از بیادبی در جهت بدآموزی مرئوسان باشند!
اگر امروزه روز رسانههای مجازی سریالی برای کوبیدن این و آن در خدمت چنین مدیران به ظاهر اخلاقمدار در تاخت و تازند چندان جای تعجب ندارد... که من و تو شب تا سحر عربده کشیها و نسق گیریهای چنین مدیران اخلاقزدا را از سر آنتن لق سیما جان مان نظارهگر باشیم و چنین که میرود امنیت اخلاقی و حرمت خانههای ناامن شود! تا در این بدآموزی این یکی مدیرنااهل با عربده کشی آن یکی را مزدور و جیرهخوار بخواند و آن یکی نورسیده رئیس شده با فحاشی دیگری را ملقب به اراجیفگو بداند تا در این یقه دریهای اخلاقی میان مدیران دریده خو و دریده گو آنچه به جایی نرسد فریاد مظلومانه فوتبالی باشد که در سیطره چنین پدرخواندههای دست نشانده آه ندارد که با ناله سودا کند!
وقتی در رأس هرم این فوتبال به زبانی گهربار! اخلاق و ادب و نزاکت پیش چشم میلیونها بیننده چنین سلاخی شود دیگر چه انتظار از کف و قاعده این هرم منحط که برای یکی دو امتیاز با نمایشی تمام اکشن برخی مربیان و سرپرستان چاقو و قمه به دست میدان به میدان دنبال هم نکنند!
اخلاق بیاعتبارشدهای که سالهاست در عرصه بی در و پیکر این فوتبال دهها متولی داشته و دارد و در دورهای با بگیر و ببند منشورسازان و منشوربازان اخلاقمدار با در بوق کردن وامصیبتا ... سالها اسیردست خودنماهای اخلاقی شود تا بعدش برسد امروزه روزی که نوبت کمیتههای اخلاقی و انضباطی و ایضاً استیناف وووو چنین که کم نرود به رأی و آرای ریالی به نرخ دلار آزاد اخلاق آموزی را دستمالی شده و ماستمالی شده تحویلمان دهند! مسی را دیدید؟!... دیدید این نماد و نمود اخلاق و رفتار حرفهای فوتبال جهان در دیدار پاری سن ژرمن و منچسترسیتی چگونه با آن همه اعتبارفنی به دور از خودشیفتگی و بدون تکبرو غرور با اطاعت محض از مربیاش در هنگام ضربه ایستگاهی پشت دیوار دفاعی تیمش برروی زمین درازکشید و...؟!
اما اینجا در این سوی آبها چی؟!... که ماهی اخلاق همچنان، زسر گنده گردد نی زدم، و بسیاری از بازیکنان در چنین محیط آلوده رفتار با چشم دوختن به دهان و رفتاربزرگان و آموزگارانی چنین درس ادب و اخلاق و نزاکت ورزشی را از بیادبان بیاموزند!
|
|
آدرس مطلب:
آدرس مطلب:
آدرس مطلب:
آدرس مطلب:
آدرس مطلب:
آدرس مطلب:
|
ویژه نامه | آرشیو



























