عناوین این صفحه
جستجو بر اساس تاریخ
نظرسنجی
شماره : 6713 /
۱۳۹۹ پنج شنبه ۱۴ اسفند
|
|
بازگشت سوم
فرهاد مجیدی با قراردادی 5/ 2 ساله به استقلال پیوست و مثل فصل گذشته مأموریت دارد فاصله با پرسپولیس را جبران کند و آبیپوشان را به قهرمانی برساند. این بار شرایط نسبت به لیگ نوزدهم کمی متفاوت است و فرهاد پختهتر از قبل شده. آیا او آرزوی هواداران را برآورده میکند یا تاریخ تکرار میشود؟
سران «آبی» در فرهاد مجیدی چه چیزهایی را میبینند؟
تست سوم «خوشتیپ اول»!
حرف اول
وصال روحانی
برای فرهاد مجیدی سرمربی شدن در استقلال به طور اضطراری در اواسط یا اواخر فصل تجربه تازهای نیست و در نتیجه باید از سران این باشگاه پرسید که در این مرتبه تازه گزینش وی چه چیزی را از این قضیه جستوجو میکنند.
فرهاد مجیدی مرتبه اول در لیگ هجدهم هنگامی که استقلال با وینفرد شفر در مشهد مغلوب پدیده (شهرخوردو) شد، به طور ضربتی و برای چهار دیدار باقیمانده آبیها در لیگ برتر و یک بازی لیگ فوتبال قهرمانان آسیا هدایتگر آنها و جانشین شفر شد و کم و بیش همان نتایجی را گرفت که اگر مرد پیر آلمانی هم باقی میماند، همان نتایج را میگرفت. با همین طرز اندیشه بود که مدیران استقلال فرهاد را برای فصل بعدی نخواستند و آندرهآ استراماچونی را آوردند اما وقتی این مرد ایتالیایی از دیدن بدعهدیهای این مدیران عاصی و از فوتبال ایران فراری شد، یک بار دیگر مجیدی را به طور اضطراری و شتابزده صاحب پست سرمربیگری این تیم کردند.
سناریوی مرتبه جدید نیز بسیار شبیه به ماجراهای استراماچونی است با این تفاوت ظاهری که دست مدیران استقلال برای رویکرد به دستیاران محمود فکری و انتخاب یکی از آنها (مرفاوی یا مظلومی) بهعنوان سرمربی موقتی باز بود ولی به این نتیجه تکراری و درست یا غلط رسیدند که مجیدی از آنها بهتر است. راستی مجیدی چگونه آدمی است؟ شکی نیست که او در فاصله کمی تا 45 ساله شدن همچنان «خوشتیپ اول» در میان مربیان معروف ایران و حتی کل جامعه فوتبال کشورمان است و با آن هیکل تراشیده و مانکنیاش حداقل 10 سال جوانتر نشان میدهد و این باور را در ذهنها ایجاد میکند که اگر همین امروز بهعنوان بازیکن وارد زمین شود بهتر و موفقتر از بسیاری از فورواردهای پرطمطراق روز عمل خواهد کرد. آنچه سران قبلی استقلال و مدیران فعلی این تیم در او جستوجو و البته آن را یافت میکنند، نه فقط سیمای خوش او بلکه محبوبیت فراوان وی روی سکوها و نزد هواداران استقلال است. درست است که کارنامه نه چندان موفق مجیدی در دو مرتبه قبلی سرمربیگریاش در استقلال و حاشیهها و درگیریهایش با احمد سعادتمند در مرتبه دوم از محبوبیت وی کاسته و به سبب تبعات بسط کرونا اصولاً تماشاگری روی سکوها وجود ندارد که نام وی را فریاد بزند اما باز هم فرهاد محبوبتر از هر گزینه دیگری است که ممکن بود سران استقلال به وی بیندیشند. محبوبتر از جواد نکونام که فقط یک فصل و نیم آبیپوش شد، دوست داشتنیتر از امیر قلعهنویی که در مقطع سوم سرمربیگریاش در استقلال هر عمارت خوبی را که در دو مرتبه قبلی ساخته بود ویران کرد و البته محبوبتر از ساکت الهامی که صبح دیروز در باشگاه استقلال مشاهده شد و مجتبی جباری گفت که «ساکت» برای سرمربیگریاش در جمع آبیها از وی کمک فکری خواسته و به روایت بهتر از او درخواست کرده که دستیار اولش در امر هدایت استقلال باشد.
محبوبیت چیست؟ در فوتبال محبوبیت چیزی است که مدیران ناموفق میتوانند پشت آن پنهان شوند تا تصمیمهای غلطشان دیده نشود و چنانچه تیم شکست خورد به لطف همان محبوبیتها بتوان ترکشهای اعتراض شدید هواداران را بیاثر کرد. در اینگونه موارد مهم نیست فرد مورد اشاره نامش چیست. در مربیگری چه رزومهای دارد و اصولاً در این حرفه به کدام کلاس و چه میزان از کارآیی رسیده است، کافی است مردم او را دوست داشته باشند و به سبب همان علاقه چشم بر نتایج ضعیف احتمالی وی ببندند. طبیعی است که اینگونه آدمها تاریخ مصرف مشخصی دارند و به محض اینکه محبوبیتشان به شدت کم یا به کلی محو شد، مدیران به سراغشان نخواهند رفت حتی اگر مربیان بسیار خوبی از دیدگاه فنی باشند.
مجیدی از دیدگاه فنی چگونه مربیای است؟ او مردی است که در هیچ تیم باشگاهی دیگری بجز استقلال امتحان پس نداده تا عیار کارش روشنتر شود و تنها سرمربیگری دیگرش در تیم ملی امید در تابستان و ابتدای پاییز 1398 بود که فقط سه ماه طول کشید و به دلیل اختلاف نظر با استیلی، مدیر تیم استعفا کرد. مجیدی در مقطع دوم مربیگریاش در استقلال نیز کار بزرگی انجام نداد. او استقلال را در لیگ نایب قهرمان کرد که پیشتر علیرضا منصوریان و شفر هم به این مهم دست یافته بودند و در فینال جام حذفی مغلوب هیاهویی شد که خود او با دعوای آشکارش با احمد سعادتمند به راه انداخته بود و از طریق چنان حاشیهسازی تأسفبار و کودکانهای تمرکز را از تیمش گرفته و حاشیه را بر آبیها حاکم کرده بود. درست است که تراکتور با بازی طوفانی و زیبای نیمه اولش در آن فینال با نتیجه نهایی 2-3 برنده و فاتح جام حذفی شد اما این مجیدی بود که با جنگ زرگریاش با مدیری که میگفت مجیدی حتی حاضر نشده فوت پدرش را به وی تسلیت بگوید جاده صاف کن آن ناکامی شده و به معنای واقعی کلمه خودزنی کرده و استقلال را به ته چاه فرستاده بود.
با این پیشزمینهها چقدر میتوان امیدوار بود که مجیدی در مرتبه سوم انتصابش بهعنوان سرمربی استقلال موفق باشد و بهتر از دو دفعه قبلی عمل کند. پاسخ به طور دقیق مشخص نیست اما شکی نیست که شرایط بیشباهت به مرتبه دوم روی کار آمدن اضطراری وی نیست. تفاوت ظاهری در این است که فرهاد در آن مرتبه جانشین استراماچونی بسیار محبوب شد و این بار جای «فکری»ای را گرفته است که پس از کسب یکسری نتایج ضعیف آبیها واقعاً از وی قطع امید کرده بودند و کمی تا قسمتی منفور شده بود. تمامی حسابها و امیدها و مسائل قبلی و اینکه مجیدی شخصاً چطور آدمی است اینک از صورت معادلات حذف شده و فقط این مسأله مهم است که او چگونه میتواند از مهرههای اغلب ناموفق مانده استقلال در نیم فصل اول لیگ بیستم بازیهایی را در ادامه کار بگیرد که برای «فکری» امکانپذیر نبود و در آن راه کم آورد.
ریز نتایج استقلال در نیم فصل دوم لیگ نوزدهم با هدایت مجیدی قدری بهتر از ریز نتایجی است که فکری در نیم فصل اول لیگ بیستم گرفت اما تفاوتها در حدی نیست که معیار و روال مشخصی برای پیشبینی سرنوشت استقلال در لیگ بیستم بهدست ما بدهد. بنابراین فقط فن مربیگری مجیدی و حجم تواناییهای او در این زمینه شرط است، آنهم در روزهایی که لابد دستیاران فکری مثل او استقلال را ترک خواهند کرد و اصولاً مجیدی فردی است که فقط با افراد مورد وثوق خودش کار میکند نه با دستیاران دیگران. او مرتبه پیش هم به مجید نامجو مطلق روی آورد و نه به لشکر سلم و تور و البته کم اثری که فکری را در پنج ماه اخیر همراهی میکردند. قدر مسلم اینکه سران استقلال دست به تعویض اضطراری سرمربیشان نزدند تا دوباره نایب قهرمان لیگ شوند و فقط کسب قهرمانی شغل آنها و آینده مجیدی را بیمه میکند و در غیر این صورت هر دو طیف فوق در پایان فصل رفتنی خواهند بود و شاید بین مرتبههای سوم و چهارم فراخوانی مجیدی به صندلی داغ سرمربیگری استقلال فاصله بسیار بیشتر در قیاس با سه مرتبه قبلی بیفتد.
در این هنگام ابهام و نامشخص بودن اوضاع و قایم شدن مجدد «دوستان» پشت مجیدی و در حالی که سر مجیدی همیشه برای دعوا کردن با مدیران درد میکرده است، این تنها چیزی است که میتوان با اطمینان و یقین درباره او و تیمش و سرنوشت آنها گفت و هر چیز دیگری گمانهزنی صرف و باد هواست.
حکم جنجالی سوشا علیه پرسپولیس
چطور رقم قرارداد مکانی از 145 میلیون به 800 میلیون رسید؟
شکایت سوشا مکانی از پرسپولیس و مبلغی که درباره حکم او علیه پرسپولیس اعلام شده شبهات زیادی را به وجود آورده است.در این خصوص ایسنا طی گزارشی نوشت: «زمانی که مکانی برای پرسپولیس بازی میکرد، با رأی کمیته اخلاق، ۶ ماه از حضور در میادین محروم میشود و در ادامه باشگاه پرسپولیس نیمی از قرارداد او را به خاطر محرومیت کسر میکند و ۲۰۰ میلیون پرداخت میکند. در ادامه هم مکانی با شکایت به کمیته وضعیت، خواهان کل مبلغ قراردادش میشود. براساس رأی کمیته وضعیت فدراسیون فوتبال که در تاریخ ۷ آذر ۱۳۹۸ با امضای ابراهیم شکوری (دبیر کل وقت فدراسیون فوتبال) به باشگاه پرسپولیس ابلاغ شده، این باشگاه برای مطالبات سوشا مکانی محکوم به پرداخت ۱۴۵ میلیون و ۳۵۰ هزار تومان میشود. در بند ۲ این رأی هم صراحتاً عنوان میشود: «در خصوص مابقی مبلغ مورد مطالبه، خواسته خواهان مردود اعلام میگردد.»
پس از این رأی، مکانی به کمیته استیناف اعتراض میکند و خواستار بررسی مجدد میشود تا اینکه در نهایت ۱۴ آبان ۱۳۹۸، کمیته استیناف رأی کمیته وضعیت را باطل اعلام میکند و باشگاه پرسپولیس را محکوم به پرداخت تمام مبلغ قرارداد مکانی و همینطور سود دیرکرد میکند.
نکته عجیب ماجرا اینجاست که پس از صدور رأی کمیته استیناف، این رأی تنها چند روز با امضای مهدی محمدنبی، دبیر کل فدراسیون فوتبال به باشگاه پرسپولیس ابلاغ میشود.
براساس قوانین فیفا، آرای کمیته وضعیت بازیکنان این نهاد قطعی بوده و قابل استینافخواهی نیست و به همین خاطر وقتی آرای بازیکنان و مربیان خارجی ابلاغ میشود، فقط میتوان به رأی صادره در دادگاه عالی ورزش (CAS) یعنی یک نهاد خارج از فیفا، اعتراض کرد. با این حال در قوانین فدراسیون فوتبال ایران استینافخواهی به رأی کمیته وضعیت قانونی است و این کار انجام میشود اما نکته عجیب ماجرا، اختلاف مبالغ آرای صادر شده در کمیته وضعیت بازیکنان و کمیته استیناف فدراسیون فوتبال است.
در رأی اول کسر ۵۰ درصد از قرارداد سوشا مکانی از سوی باشگاه پرسپولیس به خاطر محرومیت ۶ ماهه، توسط کمیته وضعیت بازیکنان قانونی لحاظ شده و پرسپولیس فقط محکوم به پرداخت باقیمانده دستمزد او میشود و صراحتاً مطالبه دیگر مکانی مردود اعلام میشود اما در رأی کمیته استیناف، تمام درخواست مکانی مورد موافقت قرار میگیرد و با کسر ۵۰ درصد از قرارداد مکانی به خاطر محرومیت ۶ ماهه مخالفت میشود.»
در این خصوص علیرضا صالحی رئیس کمیته استیناف به فارس گفته است: «رأی کمیته استیناف درباره این پرونده در آبان ماه صادر شده و تمام مدارک هم برای صدور این رأی بازبینی شد. اینکه باشگاه پرسپولیس به عنوان بدهکار نتواند بدهیاش را پرداخت کند و پنجرهاش بسته شود با ما نیست. در کل اجرای هر رأیی به عهده کمیته استیناف نیست و مربوط به کمیته بدوی میشود. من هم در جریان نیستم نحوه اجرای حکم به چه شکل است.» وی درباره اینکه آیا کمیته استیناف میتوانست مبلغ رأی صادر شده از سوی کمیته وضعیت را افزایش داده و محکومیت پرسپولیس را تشدید کند، گفت: «اینجا ورای آییننامه کمیته انضباطی است. طبق مقررات کمیته انضباطی و اخلاق، کمیته استیناف نمیتواند مجازات را تشدید کند. این امر در ماده ۱۰۶ مقررات انضباطی آمده اما در این پرونده بحث مطالبات و دعاوی حقوقی مطرح شده و رأی مکانی تنبیهی نیست. مجازاتی اعلام نشده که بخواهیم آن را تشدید کنیم.»
رئیس کمیته استیناف فدراسیون فوتبال گفت: «فرض کنید یک نفر با ارائه دادخواست دعوایی را مطرح میکند و مثلاً میگوید ۵۰۰ میلیون تومان طلب دارد. دادگاه بدوی یا کمیته وضعیت میگوید فقط مستحق دریافت ۲۰۰ میلیون تومان هستی و استحقاق دریافت ۳۰۰ میلیون را نداری. سپس این فرد به رأی صادره اعتراض میکند. اگر پرونده در مرجع بالاتر یا کمیته استیناف نظرخواهی شد و طبق رأی این کمیته، تجدیدنظرخواه مستحق دریافت ۳۰۰ میلیون تومان دیگر هم بود مشکلی وجود ندارد.»
صالحی افزود: «پرونده مکانی هم در زمره مجازاتها نیست که بخواهیم بحث تشدید رأی را مطرح کنیم، بلکه بحث مطالبات بود. برخی مواقع فردی میگوید من ۵۰۰ میلیون تومان طلب دارم و کمیته استیناف برای پرداخت ۷۰۰ میلیون تومان رأی میدهد. در اینجا میتوان گفت کمیته استیناف ۲۰۰ میلیون تومان اضافی را از کجا آورده و این اقدام خلاف است.»
وی درباره اینکه باشگاه پرسپولیس مدعی است سوشا مکانی از سوی کمیته انضباطی این باشگاه به دلیل پروندهای که در دادسرا برای وی به وجود آمد جریمه شده و طبق همان رأی مستحق دریافت ۸۰۰ میلیون تومان نیست، توضیح داد: «هر چه بود یا نبود در جلسه کمیته استیناف مطرح شد و رأی خود را براساس رسیدگی به آن مدارک صادر کردیم. کاری هم به رأی کمیته انضباطی پرسپولیس نداشتیم، زیرا رأی ما براساس حکم کمیته بدوی یا تعیین وضعیت صادر شده است.»
مایلیکهن: فرهاد تجربیاتش را در خانه جا نگذارد
چطور وقتی رسولپناه قراردادها را چند برابر کرد خوب بود؟
من این توان را در فرهاد میبینم اما باید سعی کند در کنارش از افراد بسیار قوی استقاده کند. این را خیلی خیلی تأکید میکنم. یعنی اصلاً آقای مجیدی نباید تمریندهنده خوبی باشد بلکه ایشان باید افرادی را بردارد و بیاورد که آنها این کار را خوب انجام بدهند. فرهاد فقط باید خوب فکر کند و خیلی خوب به بازیکنانش توجه کند بعد باید ببیند واقعاً کدامشان خوبند و از آنها استفاده کند
کریمی شناخت لازم را از انتخابات نداشت
دلم برای فکری سوخت اما نباید اشتباهاتش را گردن دیگران میانداخت
نویدکیا احترام را به فوتبال آورد، بقیه مربیان از او پیروی کنند
گفت و گو
محمدقراگزلو
گفت و گو با محمد مایلیکهن همیشه میتواند جذاب باشد. سرمربی سابق تیم ملی بدون حب و بغض درباره اتفاقات فوتبال و افراد حرف میزند و برای طرفداری از یک جریان یا یک فرد به فکر منافع شخصیاش نیست. مایلیکهن درباره شاگردانش همچنان دلسوزانه نظر میدهد. اینطوری شد که با او از انتخابات فوتبال شروع کردیم و به پرسپولیس و بعد انتخاب فرهاد مجیدی رسیدیم.
حتماً دیدید که در انتخابات فدراسیون فوتبال چه اتفاقاتی افتاد. علی کریمی به عنوان یک فوتبالی وارد کارزار انتخاباتی شد و رأی نیاورد هر چند خیلیها این را پیشبینی کرده بودند.
من قبل از انتخابات هم نظرم را گفته بودم. اینکه از صمیم قلب میخواستم کریمی و مهدویکیا رأی بیاورند اما واقعیت امر اینطوری نیست. البته صحبتهای من مشخص است و اینطوری نیست که مثل برخی امروز یک چیزی بگویم فردا یک چیز دیگر. من میگویم نظرم از ابتدا این بچهها بود و اینکه اینها انتخاب بشوند. حتی برخی گفتند اینها تجربه ندارند اما من میگویم همانطور که در فوتبالشان باهوش بودند طبعاً در مدیریتشان هم میتوانند از این هوششان استفاده کنند ضمن اینکه میتوانستند از آدمهایی که تجربه این کار را دارند در جاهای مختلف استفاده کنند که عملاً نشد. واقعیت هم همین است. حالا بعد از انتخابات عنوان شده که همه چیز از قبل مشخص بوده. من خودم دو دفعه در انتخابات شرکت کردم و کاملاً رأیم مشخص بود که به چه کسی رأی دادم. طبعاً من هم در انتخابات شرکت میکردم رأیم مشخص بود.
شما به مهندسی شدن انتخابات اشاره دارید.
بله طبعاً همیشه همین بوده. یعنی سادهانگاری است اگر تصور کنید اینطوری نیست. چهار سال بعد هم همین خواهد بود. در مجموع حالا که تمام شده فکر میکنم باید کمک کرد تا فوتبال موفق شود. حالا بعضی جاها قلمبه سلمبه صحبت میکنند و میگویند باید زیرساخت فوتبال درست شود و... اما اینها دست فدراسیون نیست. اصلاً وظیفهاش ساختارسازی نیست.
این بیشتر برمیگردد به باشگاهها.
خب باشگاههای ما هم که در واقع خصوصی نیستند و برمیگردد به وزارت ورزش. اصلاً وظیفه وزارتخانه است که زیرساختها را به وجود بیاورد. شما بگویید استادیوم آزادی مال کی است؟
شرکت توسعه و تجهیز که زیر نظر وزارت ورزش است.
نه اصلاً مال خود وزارت است. حالا بگویید ببینم تیمهایی که در آزادی بازی میکنند هزینه پرداخت نمیکنند؟
چرا، پرداخت میکنند.
خب همین است دیگر. همه جا همین است. یعنی در استانهای دیگر هم همیشه تیمها پول پرداخت میکنند تا بازی کنند و باشگاهها هم در واقع دولتیاند. پس وظیفه رئیس فدراسیون ساختن زیرساختها نیست.
بیشتر باید نقش هماهنگکننده و نظارتی ارکان فوتبال را داشته باشد و برای اهداف تیمهای ملی کار کند.
بیشترین نقشاش تلاش و برنامهریزی برای اهداف تیمهای ملی است و پیش بردن کارهای آنها. همچنین به نوعی باید برای پیشرفت کمیتههایش مثل کمیته داوران تلاش کند. این یک واقعیت است که الان دیگر همه چیز تمام شده و باید به نوعی خوشبینانه به آینده نگاه کرد. کما اینکه درباره آقای بهاروند چیزهایی میگفتند اما بی سر و صدا کارش را انجام میدهد با تمام مشکلاتی که مردم و کشور ما دارند یکی از جاهایی که با برنامه پیش رفته همین برگزاری مسابقات لیگ بوده. این یک واقعیت است و نباید واقعیتها را منکر شد.
برگردیم به علی کریمی. خیلیها انتقادی به او مطرح کردند که از لابی برای رأی آوردن استفاده نکرد در حالی که اساس شرکت در انتخابات همین لابیگری است البته از نوع درست و صحیحاش اما کریمی گفت لابی نمیکند و این فرصت را از دست داد.
ببینید به دلیل اینکه شناخت لازم را از انتخابات نداشت. در همه انتخابات لابی وجود دارد. خب من هم بعضاً تصور میکردم اینطوری نیست اما بعدها وقتی در یکی دو تا انتخابات شرکت کردم این مسأله را دیدم و از این قضیه ناراحت شدم. دوباره امسال دیدم که لابی کردن جزو اصول انتخابات است و چهار سال دیگر اگر فرضاً من شرکت کردم نیاز به لابیگری هست.
خیلیها انتخاب نشدن علی کریمی را شکست فوتبال تعبیر کردند. از نظر شما قضیه اینقدر تلخ بود؟
نه این شکست فوتبال نیست. در واقع باید به آقای کریمی خسته نباشید گفت و همانطور که عرض کردم اینها واقعیتهایی است که باید پذیرفت.
خیلیها هم از رأی ندادن احسان حاجیصفی به کریمی انتقاد کردند و گفتند وقتی یک فوتبالی به کریمی رأی نداده از بقیه چه انتظاری میتوان داشت.
ببینید ما همیشه دنبال چیزهای اینطوری هستیم. چه اشکالی دارد؟ حاجیصفی به اعتقادش رأی داده. او یکی از بهترین بازیکنان ادوار تیم ملی است و هیچ اشکالی هم نداشت. حالا این اشتباه بوده که رفته با علی کریمی خوش و بش کرده و به او احترام گذاشته؟ یعنی نباید این کار را میکرد؟
شما از عزیزی خادم چقدر شناخت دارید و نظرتان درباره انتخاب ایشان مثبت است؟
من شناختی ندارم اما چهار سال پیش صلاحیت ایشان تأیید نشد و خیلی هم ناراحت بود. حالا آمده دیگر و باید منتظر آینده بود و نگاه کرد. الان ابتدای کار است. من آدمی بودم که در شروع انتخابات به صراحت گفتم علی کریمی و مهدویکیا بیایند. خب نشدند. اما این دلیل نمیشود که مشکلی به وجود بیاوریم. الان آقای عزیزی خادم شده و آنهایی که میتوانند باید کمکش کنند چون در واقع به فوتبال کشور کمک میکنند.
بگذریم. برسیم به پرسپولیس. بازیها و اتفاقات این تیم و باشگاه را دنبال میکنید؟
من یک صحبتهایی درباره آقای رسولپناه کرده بودم. خداوکیلی تا الان نه تلفنی با ایشان حرف زدهام نه حضوری او را دیدهام اما فکر میکنم رسولپناه مظلوم واقع شد. بارها گفتهام اگر تیمی موفق میشود معنایش مشخص است و نتیجه یک کار گروهی است. اگر پرسپولیس نایب قهرمان آسیا شد به هر حال رسولپناه هم در آن نقش مهمی داشت و به نظرم مظلوم واقع شد.
شاید آن ویدئویی که از ایشان بیرون آمد وجههاش را خراب کرد وگرنه در مدیریت بد کار نکرده بود.
خب از آن ویدئوها تا دلتان بخواهد میسازند و روی آنها نمیشود زیاد مانور کرد اما در مجموع عملکردش بد نبود. ببینید چند تا بازیکن گرفت که بیشترشان هم نفرات خوب و تأثیرگذاری بودند. من فکر میکنم نسبت به ایشان کملطفی شد. اینکه ما اینطوری این آدمها را کنار بزنیم خوب نیست. زمانی که رسولپناه رقم قرارداد را چند برابر افزایش میدهد خوب است اما بعدش کم میکند بد میشود. این کم لطفی است. الان هم الحمدالله چیزی که باعث موفقیت تیم پرسپولیس شده از کادر فنیاش گرفته تا باشگاه به این خاطر است که در قالب یک خانواده شکل گرفتهاند و به خوبی از هم حمایت میکنند. یعنی به معنای واقعی یک تیم هستند و میدانند چه میخواهند. خب در فوتبال و هر ورزش جمعی ممکن است همه در مجموعه تیم خیلی هم تاپ نباشند اما آن همدلی و اتحاد میتواند خیلی تأثیرگذار باشد که پرسپولیس این خاصیت را دارد.
آقای رسولپناه بعد از جداییشان بیانیه مفصلی مطرح کردند و ابهامات زیادی به وجود آوردند که یحیی گلمحمدی به آنها جواب نداد و گفت شخصیت ایشان برای همه مشخص است.
به هر حال هیچکس از این کارها نمیکند. صحبتهای من ممکن است یکسری موافق و مخالف داشته باشد. شاید با حرفهایم یکسری را دلخور کنم اما من دنبال این چیزها نیستم و سعی داشتهام آن چیزی که به آن فکر کردم و تجربهاش کردم را بگویم. یعنی آن چیزی که به نفع فوتبال است و باید عنوان شود. احیاناً من هم میتوانم طوری حرف بزنم که همه خوششان بیاید و اتفاقاً خوب هم بلدم اما این کار را نمیکنم.
فرهاد مجیدی شاگرد شما بوده و کسی که شما به تیم ملی بزرگسالان آوردید دوباره سرمربی استقلال شد. شما همیشه از فرهاد حمایت کردهاید. نظرتان درباره بازگشتش به این پست چیست؟
اولاً باید به آقای محمودخان فکری خسته نباشید بگویم. واقعاً دلم برای نحوه رفتنش سوخت...
خب خیلیها اعتقاد داشتند انتخاب فکری از ابتدا اشتباه بوده و شاید ایشان در قواره این سمت نبودهاند.
نه اینطوری نیست که بگوییم در قواره استقلال نبوده. به هر حال سالها در استقلال بازی کرده، کاپیتان این تیم بوده و چند سال هم مربیگری کرده. فکر میکنم ایشان اشتباهاتی هم داشت. مثلاً در هر بازی حتی وقتی برنده میشد به داوران کملطفی میکرد که این کارش درست نبود. توقع من از محمود فکری بیشتر بود. امیدوارم این درس خوبی برایش باشد چون یقین دارم او برمیگردد و کار میکند. ما یک جایی خودمان هم اشتباه میکنیم اما نباید اشتباهاتمان را گردن کسی بیندازیم.
خب این رویه و تاکتیک خیلی از مربیان ما شده که به زمین و زمان انتقاد میکنند تا افکار عمومی را از اشتباهات خودشان منحرف کنند.
به هر حال من برایش آرزوی موفقیت میکنم و برایش در آینده و امور زندگیاش آرزوی سلامتی و موفقیت دارم.
اما درباره فرهاد...
خوشحالم دوباره آقافرهادخان آمده. طبعاً مجیدی هم یک تجربه خوب دارد از زمانی که سرمربی امید و استقلال شد. او باید این تجارب را به کار بگیرد و از آنها استفاده کند اما طبعاً آن شخصیت لازم را برای این کار دارد. خب هواداران استقلال هم دوستش دارند و خودش هم یکی از بهترینهای باشگاهش بوده. از آن طرف بین بازیکنان تیمش هم محبوب است. همه ما یکسری اشتباهات داشتیم و خواهیم داشت. طبعاً فرهاد یک مدت استراحت کرده و خیلی راحت میتواند به گذشتهاش برگردد و ببیند چطور نتوانست موفق شود و باید از آنها درس بگیرد و نباید زود عصبی شود. طبعاً من این توان را در فرهاد میبینم اما باید سعی کند در کنارش از افراد بسیار قوی استقاده کند. این را خیلی خیلی تأکید میکنم. یعنی اصلاً آقای مجیدی نباید تمریندهنده خوبی باشد بلکه ایشان باید افرادی را بردارد و بیاورد که آنها این کار را خوب انجام بدهند. فرهاد فقط باید خوب فکر کند و خیلی خوب به بازیکنانش توجه کند بعد باید ببیند واقعاً کدامشان خوبند و از آنها استفاده کند. شاید اسم هم نداشته باشند اما باید از آنها استفاده کند. من برای فرهاد آرزوی موفقیت میکنم. ایشان مربی جوانی است. اصلاً فوتبال مال اینهاست. هواداران استقلال هم باید بیشتر از همیشه کمکش کنند چون فکر میکنم انتخاب خوبی باشد. امیدوارم فرهاد تجربههایش را در خانهاش جا نگذارد. البته خود من هم این اشتباهات را کردهام. من یک مثال میزنم. به نظرم محرم نویدکیا بینظیر عمل کرده. هم شخصیتی هم فنی. البته یک شانس هم آورده که در مقطعی تماشاگران حضور نداشتند اما یقین بدانید اگر تماشاچیها هم بیایند شرایط تغییر نمیکند. ایشان یک باب جدیدی در فوتبال ما باز کرد که به همدیگر احترام بگذاریم.
خیلیها معتقدند احترام همان چیزی است که در فوتبال ما از بین رفته.
خدا پدر تلویزیون را بیامرزد که این فوتبالهای خارجی را نشان میدهد. چیزی که من در فوتبالهای خارجی و پیشرفته دنیا میبینم این است که مربیان و بازیکنان به راحتی از حساسترین بازیها میگذرند. فوتبال صددرصد حرفهای باید هم اینطوری باشد. من خیلی اشتباه کردهام. چه در دوران مربیگری چه در دوران بازیگری.
منظورتان پرخاشگریها و عصبی شدنهایتان است؟
بله البته در مقطعی که آدم ملوان و مربی شدم خیلی جلوی این چیزها ایستادم اما باز هم یک جاهایی اشتباه کردم. من اجازه نمیدادم کسی در زمین به داور یا حریف توهین کند. امیدوارم از این چیزی که محرم نویدکیا به رغم جوانیاش به فوتبال ما داد بقیه مربیان درس بگیرند و از آن پیروی کنند. رویهای که نویدکیا به کار گرفت بینظیر است. البته از حق نگذریم باشگاه سپاهان هم با او همسو بوده. من خیلی جاها با آقای ساکت اختلاف سلیقه داشتم اما الان میبینیم خیلی خوب دارند از نویدکیا حمایت میکنند و این احترام دوطرفه خیلی خوب است و میتواند الگوی سایر باشگاهها باشد.
در حال بازسازی کشتی فرنگی هستم
بنا: کریمی در فوتبال مظلوم واقع شد
اگر مطمئن نبودم موفق میشویم، نمیماندم
مصاحبه
محسن وظیفه
تیم ملی کشتی فرنگی با 9 کشتیگیر راهی مسابقات اوکراین شد و 8 مدال رنگارنگ کسب کرد. 8 مدالی که نشان از احیای دوباره کشتی فرنگی دارد.
نفر نهم هم که شکست خورد کشتیگیر بسیار جوان و آیندهداری است که این شکست هم برای او پلی برای موفقیتهای آیندهاش میشود. حالا بعد از بازگشت این تیم حرفهای محمد بنا درباره این تیم شنیدنی است. او خبر از بازسازی دوباره کشتی فرنگی میدهد و وعده از روزهای ناب و دوست داشتنی برای کشتی فرنگی که در آیندهای نزدیک دوباره به آن میرسد.
محمد بنا همیشه فرد خوش صحبتی بوده و حالا هم که تیمش دوباره در حال شکل گرفتن است، به جوانانی اشاره میکند که میتوانند آینده را بسازند. البته او این روزها کمی دلخور است. دلخور از ماجرایی که برای رفیق فوتبالیاش یعنی علی کریمی پیش آمد.
علی کریمی در انتخابات فدراسیون فوتبال رأی نیاورد و حالا محمد بنا به دفاع از رفیقش بلند شده و از رفتار با علی کریمی گلایه میکند: «نمیدانم چه اتفاقی افتاده که کریمی در مجمع فدراسیون فوتبال از سیاسیون کمتر رأی میآورد؟ خروج علی از مجمع خیلی مظلومانه و ناراحتکننده بود.»
تیم ملی کشتی فرنگی از اوکراین برگشت و بلافاصله همه هم در اردو حاضر شدند.
چون تا المپیک استراحت و تعطیلی نداریم. باید بمانیم تا از این فرصت باقیمانده به بهترین شکل ممکن استفاده کنیم.
از نتایج اوکراین راضی بودید؟
تلفیقی از جوانان و بزرگسالان را به اوکراین فرستادم و برای من اصلاً مهم نبود که تیم ببرد و یا اینکه ببازد.
هدف سنجیدن وضعیت تیم بعد از چهار مرحله اردوی خوب بود. قبل از اینکه تیم هم برود به بچهها گفتم کشتیها را به نحوی بگیرید که وقتی مربیان برگشتن کاملاً رضایت داشته باشند. حالا من دیدم یا ندیدم مهم نیست.
ولی شما دیدید.
بله تمام مسابقات را دیدم.
به نظر سطح مسابقات خیلی بالا بود.
تیم ما شرایط متوسطی داشت. سطح مسابقات هم خیلی بالا نبود.
برای تیمهای ضعیف شاید سطح مسابقات بالا بوده باشد اما برای تیمهای مدعی و قدرتمندی همچون تیم ایران که خودمان را از قدرتهای برتر دنیا میدانیم، خیلی بالا نبود. همه کشتیها را دیدم، بچهها با تمام وجود جنگیدن و این برای من مهم بود.
اما برخی از کشتیگیران که خیلی جوان بودند، خوب هم ظاهر شدند، مثل سجاد عباسپور.
چهار کشتیگیر ما تجربه حضور در بزرگسالان را نداشتند. عباسپور، مختاری، سهرابی و البته مهدی بالی که هر چهار نفر هم خیلی خوب کشتی گرفتند.
عباسپور به کشتیگیر گرجستانی باخت که مدال طلای قهرمانی جهان را سال گذشته در قزاقستان به دست آورده بود. سهرابی هم به نفر سوم جهان باخت.
مختاری هم در مسابقهای باخت که رقیبش بهترین وزنش است. مهدی بالی هم همینطور. در حالیکه این نفرات هنوز در بزرگسالان جا نیفتادهاند.
ولی شما را به آینده امیدوار کردند؟
ما در حال بازسازی کشتی فرنگی هستیم و میخواهیم که برای سالهای آینده یک تیم قدرتمند بسازیم. فونداسیون را محکم باید ریخت تا تیم برای سالهای آینده خوب و قوی بماند و الان دو سالی هست که این روند خوب پیش میرود.
به بچههای تیم هم گفتم که اگر به توانایی شما ایمان نداشتم، دیوانه نبودم زن و زندگیام را رها کنم و دو سال در کنار تیم بمانم. مطمئن هستم که میتوانند و حتماً این اتفاق رخ میدهد؛ فقط باید کمی صبر کرد.
البته کمی بابت کرونا در تیمهای پایه آسیب میبینیم چون اردوها برگزار نشده و همین در آینده برای تیمهای ملی بزرگسالان مهم است.
البته تیم شما که بسیار جوان است.
در تیم ملی کشتی فرنگی دو الی سه نفر هستند که سن بالایی دارند و نسل جدیدی شکل میگیرد که شاید تا یک دهه بتوانند تیم ملی را تأمین کنند.
در وزن 77 و 67 کیلوگرم هم دو چهره شاخص تیم ملی به اوکراین رفتند. از عملکرد آنها هم راضی بودید.
این دو نفر هم مدتها شرایط تمرین را مثل بقیه از دست داده بودند؛ به دلیل وضعیتی که کرونا به وجود آورده بود.
آنها بعد از قهرمانی جهان در نورسلطان به هیچ تورنمنت بینالمللی اعزام نشده بودند؛ خوب بود که در اوکراین محک خوردند.
در وزن 77 کیلوگرم از نظر من سه نفر خیلی خوب هستند و در واقع رقبای اعلا برای گرایی در این وزن محسوب میشوند. رومن ولاسف، نمس و کیم کرهای.
البته اگر بخواهیم نفرات خوب را به این وزن اضافه کنیم میتوان از کشتیگیر سوئدی هم نام برد اما بهترینها همین سه نفر بودند که به این مسابقات نیامدند. با این حال عملکرد گرایی برای من مهم است.
ضمن اینکه وقتی امین کاویانینژاد به مسابقات اعزام شد و در این وزن به فینال رسید، اطمینان دارم که سال بعد در یک وزن پایینتر میتواند قهرمان جهان شود.
برای مسابقات گزینشی تصمیمی نگرفتهاید؟
چرا تقریباً تکلیف روشن است. حالا فرصت داریم و سعی میکنیم که از این فرصت هم خوب استفاده کنیم.
درباره علی کریمی هم صحبت کنیم. رابطه دوستانهای با هم دارید و این دوست شما در انتخابات فدراسیون فوتبال رأی نیاورد.
میخواستم به علی قبل از انتخابات و همان موقع که اعلام کرد میخواهد ورود داشته باشد، توصیه کنم که نیاید.
ترسیدم که این برداشت شود که حمایت نکردم اما فوتبال سیاسی شده و طبیعی است که فردی مثل کریمی در بازی سیاسیون نمیتواند جایی داشته باشد.
و شما هم حتماً روز رأیگیری خاطره تلخی دارید؟
علی کریمی خیلی بالاتر از این است که با آن حالت مظلومانه برود. خیلی مظلوم ماند و این واقعاً ناراحت کننده بود.
خیلی مسخره است که کاندیداهای سیاسی در مجمع فدراسیون فوتبال از علی کریمی بیشتر رأی بیاورند.
خیلی درباره ورود ورزشیها به عرصه مدیریت بحث شده ولی حالا علی دبیر در کشتی حضور دارد و شما هم رضایت دارید. شاید ورود علی کریمی هم به فوتبال کمک میکرد.
حالا شاید این مقایسه پیش بیاید که مثل علی دبیر که در کشتی واقعاً کار کرده، علی کریمی هم میتوانست با شخصیتی که در سطح فوتبال آسیا و دنیا دارد، در فوتبال کار کند اما فوتبال سیاسی شده و اجازه نمیدهند که این کارها انجام شود.
حالا خود فوتبالیها هم ظاهراً سیاسی شدهاند. آدمهایی که کار میکنند و یا آدمهایی که رأی دادند.
من رئیس فدراسیون فعلی را نمیشناسم. کفاشیان را به واسطه حضور در دوومیدانی و بعد هم کمیته ملی المپیک و سازمان سابق تربیت بدنی میشناختم. کیومرث هاشمی را هم به خاطر حضور در کمیته ملی المپیک و وزارت ورزش میشناختم اما از رئیس فعلی هیچ شناختی ندارم.
خیلی ناراحتکننده بود که در مجمع فوتبالی این افراد بیشتر از علی کریمی رأی بیاورند. آدمهایی که در مجمع نشسته بودند و رأی دادند یا فوتبالی نبودند و یا رابطهای وجود داشته که آمدند و به افراد غیر ورزشی رأی دادند.
چرا فوتبال را تا این اندازه سیاسی میدانید؟
خب فقط مختص ایران نیست. خاطرات پله از قهرمانی در جام جهانی 1970 را بخوانید. در کتابش نوشته که وقتی قهرمان جهان شدیم، کشور درگیر دیکتاتور نظامی بود. ولی این قهرمانی چنان شور و شعفی را در جامعه به وجود آورد که کشور دچار تغییر و تحولات زیادی شد و در واقع کشور از این فضا خارج شد. به همین دلیل سیاسیون نفوذ زیادی دارند و برای آنها صعود و موفقیت در جام جهانی مهم است.
حالا که صعود تیم ملی ایران به جام جهانی دچار مشکل شده؟
اکنون که دیگر صعود به جام جهانی افتخار نیست. زمانی رفتن به جام جهانی مهم بود که سهمیه آسیا یک تیم بود الان وقتی که 4 تیم به جام جهانی میروند، صعود افتخار بزرگی نیست.
اما همین الان با 4 تیم هم مشخص نیست که تیم به جام جهانی برود.
این شاهکاری است که سلطان ویلموتس و جناب تاج رقم زدند و ممکن است که حتی از مرحله مقدماتی هم بالاتر نرود.
امشب در لیگ برتر؛ رویارویی کلوپ و توخل
استاد یا شاگرد؟
پیت شارلند
شاید نتوان از کنار دیدار امشب یورگن کلوپ و توماس توخل بهعنوان بازی استاد و شاگرد بهراحتی گذشت، همینطور از اینکه نام این مسابقه را تقابل جزئیات و انگیزه دانست. وسوسهکننده است، دوران مربیگری این دو تاکتیسین آلمانی به هم گره خورده است. در ماینتس شروع کردهاند، به بوروسیادورتموند رفتهاند و از لیگ برتر سر درآوردهاند (البته توخل مدتی در پاریسنژرمن هم بود). انتخاب یکی از آنها هم شاید جفا به دیگری باشد. توخل بعد از پایان دشواری که در دورتموند داشت در مدیریت منابع انسانی پیشرفت زیادی نکرده، کافی است به اخراجش در پاریسنژرمن نگاه کنید. بحث جدی وجود دارد درباره اینکه او بهترین بازی را از نیمار گرفت و فوقستاره برزیلی را خوشحالترین بازیکن تیم کرد. کلوپ از این جهت شایسته تحسین است، حتی از بیرون آنفیلد. او دو مدافع کناری تیمش، ترنت الکساندر آرنولد و اندرو رابرتسون را متحول کرد.
استفاده او از روبرتو فیرمینو بهعنوان شماره 9 کاذب باعث بهترین بازیهای سادیو مانه و محمد صلاح شد. جوردن هندرسون یک هافبک کامل شد. این دو مربی را میشود از نظر میل به ارائه بازی مبتنی بر پرسینگ و مالکیت توپ به هم ربط داد، خیلی بیشتر از روزهای دورتموند کلوپ، اما هر دو دمدمیمزاج هستند؛ مثل خیلی از مربیهای تراز اول امروز دنیا. آنچه بازی امشب لیورپول و چلسی را جذاب میکند این است که باید دید کدامیک پای دیدگاهشان میایستند. کلوپ بهعنوان مربی میزبان و تیمی که دو برد روحیهبخش به دست آورده، شاید بیشتر مقاومت کند. قرمزها تا قبل از پایان فصل باید در زمین ولورهمپتون، آرسنال، لیدزیونایتد، منچستریونایتد و برنلی بازی کنند. بازی با چلسی شاید خطرناک باشد اما میتواند انگیزه لازم برای این مقطع مهم از فصل را بدهد. خطرش این است که هندرسون به فهرست بلند مصدومان اضافه شده و اگرچه فابینیو هم میتواند بازی کند اما خبری از بازگشت آلیسون بکر که پدرش مرگ تراژیکی داشت، نیست. چلسی با توخل شکستناپذیر بوده و در ضدحمله فوقالعاده خطرناک. آیا او دفاع مطمئنش را بهخاطر امثال کالوم هادسون اودوی، میسون ماونت و تیمو ورنر به خطر میاندازد؟
با وجود بازی در تیم شگفتیساز وستهم و میزبانی آرسنال و لسترسیتی، چلسی بازیهای آسانتری در پیش دارد؛ البته بستگی دارد به اینکه منچسترسیتی پپ گواردیولا در بازی خانگی اواخر فصل با چلسی قهرمانیشان قطعی شده باشد و پایشان را از روی گاز برداشته باشند. با بازی منچستریونایتد مشخص شد چلسی بیشتر دوست دارد در بازیهای بزرگ 1-4-5 باشد تا 3-4-3.
این را هم باید گفت که در بردهای یک بر صفر مقابل تاتنهام و اتلتیکومادرید تنها یک تیم میل به پیروزی داشت و آن چلسی بود. البته تصور این است که شما در بازیهای بزرگ مربی دفاعیتری از ژوزه مورینیو و دیگو سیمئونه پیدا نمیکنید پس اگر برابر این دو مربی کلینشیت کنید یعنی شایسته تحسین و تبریک هستید. اشاره به رابطه این دو مربی هم جالب است. قطعاً محترمانه است. حرفهای کلوپ بعد از انتصاب توخل را ببینید با این وجود توخل بهخاطر مقایسهها روی دوشش سنگینی احساس میکند. کریستین هایدل مدیر فنی ماینتس در کتاب زندگینامهاش به معارفه توخل اشاره کرده: «داشتم میگفتم که ما باید ارتباط بیشتری با مردم برقرار کنیم. از دهانم در رفت و گفتم وقتی کلوپ اینجا بود... توماس همان موقع واکنش نشان داد. حرفم یادم رفت، درست روی نقطه ضعفش دست گذاشته بودم. واقعاً ناراحت شد، رقابت آنها از همینجا ریشه میگیرد.» مثل مورینیو-گواردیولا نیست اما جذابیتهای خودش را دارد. این پانزدهمین بازیشان است و توخل تا به حال تنها دو برد داشته. یکی از مشکلات جالب توخل همان است که سلفش، فرانک لمپارد را هم درگیر کرد؛ گلزنی.
از وقتی او آمده دو بازی گل نزدهاند و تنها سهبار دو گل زدهاند، برابر شش تیم آخر. چلسی البته ششمین خط حمله لیگ برتر را دارد اما پول زیادی صرف حمله شده و نتایج لازم را نگرفتهاند. توخل هنوز به تعادل مدنظرش نرسیده و بعید است مقابل لیورپول برسد. اگر چلسی یک مساوی بگیرد، نتیجه خوبی گرفته. اگر به لستر، وستهم و اورتون بیاحترامی نشود چون به بیگ سیکس تعلق ندارند، عملکرد چلسی خیلی ضعیف است. در این فصل از هفت بازی یک برد و سه تساوی دارند در حالی که لیورپول چهار پیروزی داشته در حالی که برابر تیمهای کوچک به مشکل خورده.
مشکل بازیهای بزرگ لیگ برتر ترس از باخت است برای همین خیلی وقتها زیبا نمیشوند. تساوی در بازی امشب برای هیچکدام فاجعه نیست و میتوانند برای بازی بعد آماده شوند.
منبع: یورو اسپرت
ارسال مدارک تکمیلی ایران برای میزبانی گروهی C مقدماتی جام جهانی
ایران، یک قدم به میزبانی نزدیکتر شد
گرفتن میزبانی گروه C در مسابقات مقدماتی جام جهانی از مهمترین اتفاقاتی است که میتواند شانس بزرگی را در مسیر صعود، نصیب تیم ملی فوتبال ایران کند. درخواست این میزبانی به صورت رسمی دیروز (چهارشنبه) از سوی فدراسیون فوتبال برای AFC ارسال شد.
با توجه به اینکه تا هفته آینده فرصت ارسال فرمهای درخواست میزبانی دیدارهای باقیمانده انتخابی جام جهانی 2022 قطر در گروه C و دیگر گروهها وجود دارد، فدراسیون فوتبال ایران دیروز (چهارشنبه ۱۳ اسفندماه) آمادگی خود را در گروه C در بالاترین سطح پروتکلهای بهداشتی، امکانات سخت افزاری و نرم افزاری اعلام کرد.
ارسال این درخواست از این جهت اهمیت داشت که اگر دیروز این اتفاق رخ نمیداد، به دلیل تعطیلی پنجشنبه و جمعه در ایران و تعطیلی شنبه و یکشنبه در کشورهای دیگر، عملاً ارسال این درخواست و بررسی آن به روز دوشنبه هفته آینده موکول میشد و در صورت بروز مشکل، فرصت کافی برای برطرف کردن آن نبود و از آنجا که این میزبانی برای فوتبال ایران از اهمیت بالایی برخوردار است، حتی لحظهای درنگ در انجام امور آن میتواند به ضرر فوتبال ایران تمام شود.
تیم ملی فوتبال ایران در گروه C انتخابی جام جهانی 2022 در منطقه آسیا با تیمهای عراق، بحرین، هنگکنگ و کامبوج همگروه است که دیدارهای دور رفت خود را با دو پیروزی و دو شکست به پایان رسانده است، چهار دیداری که سه دیدار آن خارج از خانه بود و ایران در دور رفت فقط از کامبوج میزبانی کرد.
با توجه به استراحت ایران در هفته اول دور رفت و دور برگشت دیدارهای گروه C طبق قرعه، چهار تیم دیگر فقط سه بازی دیگر خواهند داشت و فقط تیم ملی ایران چهار دیدار را برگزار خواهد کرد که طبق برنامه باید در سه دیدار مقابل هنگکنگ، بحرین و عراق میزبان باشد، با این حال طبق اصول جوانمردانه نیز ایران باید برای میزبانی گروه C در اولویت باشد و کنفدراسیون فوتبال آسیا شانس بیشتری برای ایران قائل شود.
از میان تیمهای ملی حاضر در گروه C فدراسیون فوتبال ایران و بحرین برای میزبانی متمرکز بازیها درخواست خود را به کنفدراسیون فوتبال آسیا ارائه کردهاند، این در حالی است که بحرین در دور برگشت، فقط دو میزبانی دارد که آن هم مقابل کامبوج و هنگکنگ است و دیدار مهم آنها مقابل ایران باید خارج از خانه برگزار شود. از آنجایی که بحرین رقابت نزدیکی هم با ایران برای صعود به مرحله بعدی دارد، میخواهد با گرفتن میزبانی از ایران شانس خود را بالاتر ببرد. آنها حتی میتوانند با میزبانی از سه دیدار دیگر ایران مقابل سه تیم دیگر، شرایط روانی را به ضرر تیم ملی ایران و به سود رقبایش فراهم کنند تا حذف ایران و صعود خودشان را رقم بزنند. در صورتی که ایران میزبان رقابتها شود اما بدون شک مسیر صعود و موفقیت در راه جام جهانی برایش به مراتب راحتتر خواهد بود.
اعتراض عجیب هشت شاکی به انتخاب مجیدی
چرا جباری فقط منتظر نیمکت استقلال است؟
یادداشت
آرمن ساروخانیان @armen7791
صبح دیروز، ساعتی قبل از انتخاب مجیدی به عنوان سرمربی جدید استقلال، مصاحبهای از مجتبی جباری منتشر شد که ادعا میکرد ساکت الهامی با او برای همکاری در استقلال تماس گرفته است. الهامی ظاهراً گزینه دوم باشگاه استقلال بود که در نهایت انتخاب نشد، ولی همین تماس کوتاه با جباری دلیلی شد تا شماره 8 سابق استقلال به انتخاب مجیدی، همبازی سابقش معترض شود.
جباری در این باره گفت: «اینکه یک مربی بخواهد با فضای مجازی انتخاب شود، کار درستی نیست. باشگاه متعلق به کسی نیست که اینگونه بخواهند روی آن مانور بدهند. کسانی باید به استقلال بیایند که توانمند بوده و دنبال منافع شخصی خودشان نباشند. در بحث مربیگری در سالهای اخیر سعی کردم از تمام چیزهایی که وجود داشت، استفاده کنم و خودم را بالا ببرم. فراموش نکنید چند بار میتوانستم به عنوان مربی از جمله زمان وینفرد شفر در استقلال کار کنم اما دوستان با ارتباطات توانستند ما را دور نگه دارند و افراد دیگری را نزدیک کنند.»
جباری معتقد است که مجیدی با فشار فضای مجازی مدعی نیمکت شده، ولی نمیگوید که خودش با کدام کارنامه میخواهد روی نیمکت بنشیند و برای اثبات توانمند بودن خودش فقط باید به حرفهایش استناد کنیم که در این مدت خودش را «بالا برده است».
یکی از مشکلات استقلال و پرسپولیس در این سالها سهمیهای است که بازیکنان سابق برای نشستن روی نیمکت برای خودشان قائل هستند. طبق یک رسم نانوشته هر کدام از آنها تنها به پشتوانه بازی برای استقلال حداقل یک بار باید این نیمکت را تجربه کنند، بدون اینکه توجهی به آمادگی فنی آنها شود. آخرین مورد از این دست محمود فکری بود که با کادری تمام استقلالی آمد و نتیجهای جز ناکامی کسب نکرد.
سؤال بزرگ درباره مربیان جوان مثل جباری این است که چرا برای مربیگری فقط منتظر نیمکت استقلال هستند؟ اگر مجتبی واقعاً به مربیگری علاقه دارد و خودش را مجهز به علم این کار میبیند، چرا در خانه نشسته و در تیم دیگری کار نمیکند؟ چرا مثل پیروز قربانی، امید روانخواه یا رضا عنایتی فعال نیست تا هم تجربهاش را بالا ببرد و هم برای رسیدن به نیمکتهای بزرگتر و احیاناً استقلال پخته شود؟
آماده شدن برای مربیگری فقط حضور در کلاسها، خواندن جزوهها و دیدن فیلمها نیست و تجربه واقعی با تجربه در تمرینات و بالا و پایینهای حین مسابقه به دست میآید.
سابقه بازی در استقلال قطعاً عامل مثبتی برای مربیگری این تیم است، ولی فاکتور اصلی نیست و دانش فنی و تجربه مربیگری فاکتورهای بسیار مهمتری است. آخرین مربی موفق استقلال استراماچونی بود که پیش از سفر به تهران نه فضای این تیم را میشناخت نه محبوبیتی روی سکوها داشت، ولی توانست تیم را متحول کند و دل هواداران را در فضای مجازی و واقعی ببرد.
جباری مدعی است که گزینه خوبی برای حضور در کادر فنی استقلال است، ولی بعد از ماجرای جانشینی شفر که خودش به آن اشاره داشت، تنها دوره کوتاهی به کادر فنی گلگهر اضافه شد و مشخص نیست چرا در بهترین سالهای کسب تجربه مربیگری در خانه نشسته است؟ شاید اگر در این سالها جباری و همبازیان سابقش تلاش بیشتری در عرصه مربیگری داشتند، باشگاه استقلال در سال ممنوعیت ورود مربیان خارجی با کمبود گزینه روبهرو نمیشد.
میپرسند فرهاد چرا برگشت؟ پاسخ ساده است
سرمقاله
فرشاد کاسنژاد @Farshadcasnejad
هنوز نمیتوان فرهاد مجیدی را در مربیگری صاحب روش دانست یا تیم او را از دور شناخت. هنوز فوتبال او قابل تمیز دادن از مربیان دیگر نیست، چون در فرصتی طولانی مربیگری نکرده است که نشانههای فکریاش در کار تیم پیدا باشد.
اما در همان تنها فرصت واقعی و کوتاه - نیمفصل دوم لیگ گذشته - مجیدی را بدون تخریب اندوخته فنی از دوره آندرهآ استراماچونی دیدیم و البته او نشان داد که در حال کوشش برای ساختن تیم خودش است. محمود فکری فرصت حضور در استقلال را اینجا به فرهاد مجبدی باخت که هیچ نشانی از محافظت از سرمایه فنی تیم در کارش نبود و هیچ میلی به تغییر در مسیر خود نداشت و باور نمیکرد که خودش و همکارانش حتی در سطح توقع فنی موجود از یک مربی ایرانی بازی را باختهاند.
استقلال حالا قراردادی 5 /2 ساله را با فرهاد مجیدی امضا کرده، لابد منظور از این قرارداد طی کردن مسیری طولانی با فرهاد است.
درباره فرهاد مجیدی یک پرسش این روزها مطرح است که او چرا به استقلال برگشت؟ یا میپرسند او چه تغییری در مدیریت استقلال دید که حاضر به بازگشت شد؟ پاسخ احتمالاً روشن و ساده است. مربیگری یک شغل است. او برای تجربههای بیشتر و بزرگتر در شغلش برگشت و حق انتخاب دارد که به پیشنهادش پاسخ مثبت یا منفی بدهد. مگر فرهاد مجیدی تا پیش از بازی آخر احمد سعادتمند با نام استراماچونی، سرمربی استقلال نبود؟ امروز نیز با کیفیت مطلوبی از مدیریت مواجه نیست، مثل هر مربی ایرانی دیگری که احتمالاً در شعبه بارسلونا و رئال مادرید تهران یا تبریز کار نمیکند.
مرور دوره پیشین حضور فرهاد برای استقلال لازم به نظر میرسد. در استقلال میزانی از آسیبهای مدیریت زیاد بود که برای مجیدی کار در آرامش فراهم نشد. او همواره در موقعیت سوءتفاهم با مدیران باشگاه قرار داشت و این مخدوش بودن روابط در روند کار مربی اختلال ایجاد میکرد. نمونه آخر و معروفش را در آستانه فینال جام حذفی در فصل گذشته دیدیم که مجیدی چارهای جز استعفا نداشت. مدیر وقت باشگاه استقلال احتمالاً با هدف راندن فرهاد مجیدی، دغلکارانه موضوع کذب توافق دوباره با استراماچونی را فاش کرد و مجیدی آنچنان تحت فشار بود که انگار مانع بازگشت استراماچونی است. استعفای او برای حفظ شأن حرفهای بر خلاف تحلیل رایج، منطقی بود.
فراموش نکنیم که کانالهای میلیونی هواداری چه جوی در این مواقع میسازند و چقدر تحلیلهای غلط و پرتکرار از شرایط در شبکههای اجتماعی میچرخد و چه فضای مسمومی ساخته میشود. فرهاد مجیدی هنگام آمدن به استقلال به عنوان جانشین استراماچونی و هنگام جدایی از استقلال با اعلام حضور استراماچونی از سوی باشگاه، این جو مسموم را تجربه کرد.
او البته باید در تصمیمگیریها آموختهتر شود اما همین تجربهها است که مربی را شاید در آینده محکمتر و سختگیرتر کند و البته این محکم و سختگیر شدن به معنای نادیده گرفتن آسیبها برای شأن حرفهای نیست و کاش او همواره به چنین لاابالیگریهایی در مدیریت باشگاه حساس باشد.
فرهاد مجیدی اینبار در روزهایی به استقلال آمده که توقع قهرمانی از او مطرح میشود، در حالیکه فاصله امتیاز با صدرنشین قابل اعتناست و مهمتر اینکه حجم تخریب فنی تیم آنچنان زیاد است که برای بازسازی آن کاری سخت پیش روی مربیان استقلال خواهد بود.
انتخابهای فرهاد مجیدی برای کادر فنی استقلال نشان میدهد که او میخواهد کار فنی تازهای را شروع کند. خبر حضور فراز کمالوند و پیروز قربانی برای تشکیل یک کادر فنی میتواند برای استقلالیهایی که کیفیت تیم خود در ماههای اخیر را دیدهاند، نویدبخش باشد.
فرهاد مجیدی اگر از همین فصل جاری نشان دهد که برای یک پروژه بلندمدت در استقلال آمادگی فنی و حرفهای دارد، آنگاه قرارداد 5/ 2 ساله او با استقلال معنایی بیشتر از یک امضا پیدا میکند.
|
|
آدرس مطلب:
آدرس مطلب:
آدرس مطلب:
آدرس مطلب:
آدرس مطلب:
آدرس مطلب:
آدرس مطلب:
آدرس مطلب:
آدرس مطلب:
آدرس مطلب:
|
ویژه نامه | آرشیو



























