-
آرتتا مربی بارسلونا میشود؟
-
پایان کابوس جودو
-
کلیشه جذاب یک -هیچ، سید جلال
-
مس برای استقلال طلا نشد
-
مردی که هرگز احترام لازم را ندید
-
برخی انسانیت را در حق کرانچار رعایت نکردند
-
گلمحمدی: مهاجمان ما باید ضربه آخر را بهتر بزنند
-
لیگ چین چگونه ویران شد
-
مرفاوی: امیدوارم در ادامه نتایج خوبی کسب کنیم!
-
فتحاللهزاده: من هم فوتبالیست نبودم اما 15 سال مدیرعامل استقلال بودم
-
چراغ بردارید، دنبال استقلال بگردید
-
چشم فولادیها به جایگاه استقلال
-
صادقی: موقعیتهای ما بهتر از پرسپولیس بود
|
|
برنامه لاپورتا برای ریاست باشگاه
آرتتا مربی بارسلونا میشود؟
میکل آرتتا در لیست خوان لاپورتا برای هدایت بارسلونا قرار دارد.
کاتالانها بهزودی انتخابات ریاست باشگاه را برگزار خواهند کرد و لاپورتا یکی از گزینههای اصلی انتخابات است. او برنامههای بزرگی برای باشگاه در نظر دارد. در دوران قبلی حضور او بود که پپ گواردیولا سالهای پرافتخاری را برای باشگاه رقم زد.
لاپورتا حالا آرتتا، مربی آرسنال را بهعنوان جانشین رونالد کومان، مربی فعلی بارسلونا میبیند. کومان در تابستان مربی بارسا شد اما فصل چندان خوبی را پشت سر نمیگذارد و تیمش نیاز به خانهتکانی دارد. بسیاری او را مربی موقت بارسلونا میدانند، بهویژه پس از رفتن جوزپ ماریا بارتومئو، رئیس سابق باشگاه.
به نظر میرسد رئیس جدید مربی جدیدی هم بههمراه خواهد آورد و لاپورتا که گواردیولا را مربی بارسلونا کرده بود، حالا آرتتا را زیر نظر دارد. ژاوی هرناندس، اسطوره بارسلونا قصد ندارد در تابستان به این تیم بیاید.
آرتتا در لاماسیا پرورش پیدا کرده و بیش از سه سال دستیار گواردیولا در منچسترسیتی بوده است. او در سیتی عالی کار کرد و عملکردش در آرسنال هم باعث جلب توجه بسیاری شده است.
زمانی که او مربی آرسنال شد، این تیم در میانه جدول دستوپا میزد اما او آنها را قهرمان جام حذفی و کامیونیتی شیلد کرد. آرتتا در این فصل چالشهای سختی را متحمل شد اما فرهنگ باشگاه را دچار تحول کرده و همین باعث ستایش از او شده است.
آرتتا بهدلیل علاقه به سبک گواردیولا، زیر نظر لاپورتا است.
دادگاه حکمیت ورزش حکم فدراسیون جهانی را لغو کرد
پایان کابوس جودو
رضا عباسپور @rez7462
ماجرای تلخ تعلیق جودو توسط فدراسیون جهانی این رشته و بعد از آن شکایت فدراسیون جودوی ایران به دادگاه بینالمللی حکمیت ورزش(CAS) و طولانی شدن پروسه رسیدگی به این پرونده برای رفع تعلیق جودو مثل خوره به جان این رشته افتاده بود و شرایط جودو را بین فدراسیونهای داخلی به مخاطره انداخته بود. تنها امید و روزنه رهایی فدراسیون جودوی ایران مشخص شدن رأی نهایی و قطعی دادگاه حکمیت ورزش(CAS) بود که آن هم روز گذشته با اعلام وکیل فدراسیون جودو گویا به سود ما بوده و نوید بخش تبرئه جودو و رهایی این رشته ورزشی از بند تعلیق بوده است.
بالاخره حکم تبرئه رسید
دادگاه حکمیت ورزش بعد از سه بار به تعویق انداختن صدور رأی نهایی پرونده شکایت فدراسیون جودوی ایران درباره تعلیق اجباری فدراسیون جهانی، نهایتاً رأی را به نفع فدراسیون جودوی کشورمان صادر کرد و تعلیق جودوی ایران را بعد از یک سال بلاتکلیفی رفع کرد.
دادگاه حکمیت ورزش روز گذشته (دوشنبه ۱۱ اسفندماه) با ارسال نامهای به تهران و دفتر وکیل رسمی فدراسیون جودو رأی را به نفع ایران صادر کرد تا در نهایت تعلیق جودو برداشته و پرونده شکایت ایران از فدراسیون جهانی بسته شود. البته گفته میشود شروطی هم برای ایران در نظر گرفته شده اما تا زمان نوشتن این مطلب، مسئولان فدراسیون و یا وکیل پرونده ایران درباره این شروط صحبتی نکردهاند.
بعد از تراژدی خودساختهای که سال گذشته براساس یک سناریوی از پیش تعیین شده برسر جودوی ایران آوار شد، «ماریوس ویزر» رئیس فدراسیون جهانی جودو حاضر نشدن جودوکای ایرانی مقابل حریفش که از رژیم اشغالگر قدس در این وزن شرکت کرده بود، همین موضوع را بهانه و دستاویز خود قرار داد تا جودوی ایران را تعلیق کند. تعلیقی ناحق و ظالمانه که معلوم بود بهانهای است برای زمین زدن جودوی کشورمان و به حاشیه کشاندن ورزش ایران به بهانهای واهی و من درآوردی. البته نکته تأسفبرانگیز در این بین پروژه تخریب و تراژدی خودساختهای بود که توسط تعدادی ورزشکار و مربی فریب خورده و بازیچه دست قرار گرفته هدایت و برسر جودوی ایران آوار شد. پروژهای که با اقدام سریع مجموعه ورزش کشور و فدراسیون جودو با شکایت به دادگاه بینالمللی حکمیت ورزش(CAS) پیگیری شد تا نهایتاً روز گذشته بعد از مدتها بررسی به سود ما و رفع تعلیق جودوی ایران از فعالیتهای بینالمللی تمام شود. فدراسیون جهانی جودو سال گذشته بعد از مسابقات جهانی حکم به تعلیق جودوی ایران داده بود. پس از آن فدراسیون جودوی ایران اقدام به شکایت از فدراسیون جودوی جهانی به دادگاه حکمیت ورزش کرده بود. شکایتی که در نهایت با دفاع خوب و منطقی که از مظلومیت جودوی ایران در دادگاه حکمیت صورت گرفته بود به سود ما مختومه اعلام شد.
دادگاه بینالمللی حکمیت ورزش(CAS) درباره رسیدگی به پرونده شکایت جودوی ایران علیه فدراسیون جهانی ۲۶ شهریورماه تشکیل جلسه داد و سپس دادگاه به دو طرف فرصت یک ماهه داد تا با یکدیگر به توافق برسند اما در این مهلت تعیین شده بین دو فدراسیون ایران و فدراسیون جهانی جودو توافقی صورت نگرفت.
بعد از آن دادگاه با ارسال ایمیلی اعلام کرد که پس از بررسی پرونده ۲۹ ژانویه رأی نهایی را صادر میکند که این کار صورت نگرفت و زمان ۲۶ فوریه (هشتم اسفندماه) برای آن اعلام شد که باز هم به تعویق افتاد. در نهایت روز گذشته وکیل فدراسیون جودو با انتشار خبر موفقیت و پیروزی جودوی ایران در پرونده تعلیق جهانی این رشته ورزشی رسماً اعلام کرد که رأی به نفع آنها صادر شده است و بدین ترتیب تعلیق یکساله جودو شکسته شد. هرچند گفته میشود دادگاه حکمیت ورزش بعد از رفع تعلیق جودو شرط و شروطی هم برای فدراسیون ایران گذاشته است. شروطی که باید دید چه بوده و چه زمانی برای اجرای آن در نظرگرفته شده است؟ روز گذشته البته بعد از انتشار خبر رفع تعلیق جودو چندباری سعی کردیم با آرش میراسماعیلی رئیس فدراسیون جودو ارتباط برقرار کرده و چند و چون ماجرا را از زبان او بشنویم اما میراسماعیلی حاضر به پاسخگویی نشد.
کلیشه جذاب یک -هیچ، سید جلال
پنج نکته از بازی پرسپولیس - سایپا
بردهای سخت تا چه زمانی ادامه خواهد داشت؟
رسول مجیدی @Rasoulmajidi
1 – پرسپولیس با گل 3امتیازی سیدجلال حسینی برد. این تیتری است که برای بار سوم در این فصل تکرار میشود. تیتری که معنایش این است که 9 امتیاز پرسپولیسیها در لیگ امسال را سیدجلال به تنهایی به دست آورده. اگر گلهای قبلی او همگی با ضربه سر به ثمر رسیده بودند، گل دیروزش با پا و تماشایی بود. ضربهای دقیق و حساب شده که شاید مهاجمان تیم فعلی هم نتوانند اینطور توپ را از آن زاویه به تور دروازه بچسبانند. حسینی حالا دومین گلزن برتر تیم پرسپولیس است. 4 گل زده که همگی حساس بودهاند.
2 – گل پرسپولیس تماشایی بود و قطعاً یکی از دلایلش پاس خوب سیامک نعمتی بود. او که مانند چند بازی گذشته در پست وینگر بازی میکرد، نمایش خوبی ارائه کرد. در دقیقه 6 بازی وقتی او در گوشه محوطه جریمه صاحب توپ شد، 4 مدافع سایپا روی پای او فشار آوردند و عرصه را بر سیامک تنگ کردند. نعمتی با یک حرکت تکنیکی آنها را فریفت و با یک پاس توی در حساب شده، سیدجلال حسینی را در موقعیت گلزنی قرار داد. پاس او علاوه بر اینکه حساب شده و دقیق بود، با پاس بیرون پا هم داده شده بود و حسابی چشمنواز به نظر میرسید.
3 – پرسپولیس دیروز در 80 دقیقه اول بازی مهاجم تخصصی نداشت. دست یحیی خالی است و مهدی ترابی هم که به بازی نرسید اما مسأله این است که کیفیت بازی مهدی عبدی و سایر مهاجمان تخصصی جوان پرسپولیس طوری است که شاید هواداران ترجیح دهند تیمشان همان بدون مهاجم بازی کند! کافی است 10 دقیقه پایانی بازی دیروز را دوباره تماشا کنید.
4 – این نکته را هم از سایت ورزش3 بخوانید: پرسپولیسیها در آخرین دقایق نیمه اول فرصت بسیار خوبی برای گلزنی داشتند ولی ضربه وحید امیری تبدیل به گل نشد. در دقیقه 40 ارسال زیبای سعید آقایی از جناح چپ در محوطه جریمه روی سر وحید امیری نشست و او با ضربه سری زیبا توپ را روانه دروازه سایپا کرد اما هد شیرجهای او با واکنش استثنایی منادی همراه شد. او با نوک انگشتانش توپ را به کرنر فرستاد تا دروازه تیمش را نجات داده باشد. ضربه سر امیری و واکنش منادی یاد و خاطره موقعیت از دست رفته اشکان دژاگه در بازی ایران - آرژانتین را هم زنده کرد؛ جایی که رومرو تیم ملی ایران را از گلزنی ناکام گذاشته بود.
5 - پیروزی برابر سایپا گرچه نتیجه رو به جلویی نسبت به بازی رفت که بدون گل شده بود به حساب میآید اما کیفیت بازی پرسپولیس در قیاس با آخرین بازیاش (گلگهر) افت محسوسی کرده بود. پرسپولیس شانس آورد که دیروز سایپا آنقدر زهردار نبود که بازی را به تساوی بکشاند. آنها در بازیهای بعدی نباید تا دقیقه 90 بازی را طوری جلو ببرند که هر لحظه امکان تغییر نتیجه وجود داشته باشد.
مس برای استقلال طلا نشد
آنچه مدیران باشگاه نمیبینند
استقلال در بنبست فکری
حرف اول
آرمن ساروخانیان @armen7791
استقلال نیم فصل دوم را مثل اکثر بازیهای نیم فصل اول لیگ بیستم بیبرنامه و ناهماهنگ شروع کرد تا مشخص شود زمان دادن به محمود فکری دردی را دوا نکرده و هیأت مدیره با این کار فقط به دنبال خریدن زمان و معجزهای برای خروج از این بحران بوده است.
تعطیلی دو هفتهای میتوانست فرصت خوبی برای کادر فنی باشد تا استقلال را برای یک شروع کوبنده آماده کند، ولی تیم در رفسنجان همان تیم آشفتهای بود که پیش از این هم دیده بودیم و خوششانس بود که توانست از مس یک امتیاز بگیرد.
اگر فکر میکنید 15 بازی نیم فصل اول برای شناخت بازیکنان و انتخاب بهترین سیستم و ترکیب کافی بوده، در اشتباه هستید. استقلال فکری که نیم فصل اول را با 2-5-3 به پایان رسانده بود، در رفسنجان 1-3-2-4 بازی کرد و تعدادی از بازیکنان کنارگذاشته شده مثل فرشید باقری وارد ترکیب شدند تا بازیکنان دیگری مثل ارسلان مطهری از تیم خارج شوند. نتیجه این تغییرات جدید شروع سردرگم استقلال و باز شدن دروازهاش در نیمه اول بود. استقلال در نیمه دوم کمی بهتر شد، ولی تنها در حدی که گل خورده را جبران کند و دو امتیاز حساس دیگر در کورس قهرمانی از دست داد.
کادر فنی استقلال نه ایده مشخصی برای چیدن تیمش دارد، نه اعتماد به نفس کافی که پای تصمیمش بایستد. در نتیجه این «بلاتکلیفی تاکتیکی» فکری بعد از هر باخت یا نتیجه بد تیمش را زیر و رو میکند و سراغ سیستم جدید و نفرات تازه میرود و بازیکنان مجبورند با این روش جدید کنار بیایند.
استقلال فصل را با 2-4-4 خطی شروع کرد، در مقطعی آن را به لوزی تغییر داد، 3-3-4 را امتحان کرد، سراغ 2-5-3 رفت و حالا برای شروع نیم فصل دوم تصمیم گرفته 1-3-2-4 بازی کند. او روی نیروی انسانی غنی و بازیکنانش که تعدادی از آنها آرزوی هر مربی دیگری در لیگ برتر هستند، تسلط ندارد و نمیتواند از پتانسیل استقلال استفاده کند. او بر این باور است که با خریدهای جدید میتواند کیفیت تیمش را ارتقا دهد، ولی بدون داشتن یک ایده مناسب اگر استقلال در تمام پستها هم بازیکن بگیرد، نمیتواند نمایش بهتری ارائه دهد.
بعد از نمایش ضعیف استقلال در اصفهان و شکست دو بر صفر مقابل سپاهان بخش زیادی از هواداران خواهان برکناری فکری شدند، ولی هیأت مدیره باشگاه بعد از چند جلسه حضوری و غیرحضوری جسارت یا به روایت دیگر اجازه تغییر سرمربی را پیدا نکرد. همان زمان گفته شد که به فکری برای نجات نیمکت سه بازی دیگر فرصت داده شده، ولی بازی رفسنجان نشان داد که انتظار هرگونه تحولی از او بیهوده است و او از روز اول انتخاب نامناسبی بوده است.
هنوز مشخص نیست که چه کسی در بازی با فولاد سرمربی استقلال خواهد بود، ولی روند بازیها نشان میدهد که تیم با کادر فنی فعلی به بنبست فکری و فنی رسیده و بدون یک تفکر جدید فاصله با رقیبان روز به روز بیشتر و جبران این فاصله غیرممکن خواهد شد.
درگذشت کرانچار، سرمربی سابق پرسپولیس و سپاهان
مردی که هرگز احترام لازم را ندید
یادداشت
وصال روحانی
اولین اثری که از زلاتکو کرانچار در فوتبال ایران به جای مانده اثری تلخ بود و شاید بهتر باشد بگوییم دیگران سبب شدند، چنین اثری از وی بر جای بماند.
این مربی کروات را چیزی حدود پنج شش سال بعد از هدایت تیم ملی کرواسی در جام جهانی 2006 به تهران آورده بودند تا پرسپولیس را به دوره جلال و جبروتش برگرداند. کرانچار از عهده این کار برنیامد و با اینکه بد هم کار نکرد اما خبری از تجدید حاکمیت سرخها نشد. سران وقت پرسپولیس کرانچار را در هفته سیزدهم لیگ برکنار کردند و البته کوشیدند شکل محترمانهای به قضیه بدهند و برای او مراسم تودیع قابل توجهی گذاشتند و علی دایی که جانشین او شد، دستش را فشرد و برای او در مقصد و جایگاه بعدیاش آرزوی موفقیت کرد. شهریار فوتبال ایران هم با فتح دو دوره جام حذفی برای پرسپولیس کاری کرد که کمتر کسی به استقلال سران «سرخ» برای این تغییر ایراد بگیرد و اگر دایی قدری خوشاقبال بود و مدافعان آن زمان پرسپولیس طی دیدار با راهآهن در هفتههای پایانی لیگ یک گل مفت در واپسین دقایق نمیخوردند، سرخهای تهرانی با رهبری دایی قهرمان لیگ هم میشدند و به نایب قهرمانی اکتفا نمیکردند.
زمان اثبات حقیقت
با این حال مسئولان جذب و سپس خلع کرانچار در تهران نمیدانستند چه گوهری را کنار گذاشتهاند و چگونه به سادگی از فردی گذشتهاند که به شهادت تمامی اعضای پرشمار جامعه کثیر و بسیار وسیع مربیگری کرواسی یکی از بهترین «کوچ»های آنان در 30 سال اخیر بوده است. این مسأله با رویکرد یک باشگاه دیگر ایرانی به کرانچار به اثبات رسید و این بار که او سر از سپاهان درآورد، بسیار قاطعتر و مؤثرتر از مرتبه اول حضورش در فوتبال ایران کار کرد. محصول آن نمایش و درک بیشتر و بهتر اوضاع در فوتبال ایران و اقدام بر اساس آن، کسب چند افتخار مهم طی سه سال و نیم حضور کرانچار در اصفهان برای طلاییهای این شهر بود. او لیگ برتر را یک بار و جام حذفی را هم یک مرتبه برای سپاهان فتح کرد و اگر در یک دیدار خاص و مهم در هفتههای پایانی لیگ با گل به خودی عجیب یک مدافع سپاهانی در آخرین دقایق دیدار با استقلال، پیروزی را با تساوی عوض نمیکرد تعداد قهرمانیهایش در این مسابقات در معیت سپاهان روی عدد یک توقف نمیکرد و این تیم با کرانچار دو بار بر بلندای لیگ میایستاد.
شروع یک سقوط
سقوط کرانچار از اریکه قدرت در سپاهان و به واقع سست شدن جایگاه او در تیمی که از وی بهترینها را میخواست (ولی از برخی انتخابهای او حمایت نمیکرد) زمانی پایهگذاری و به تدریج اجرایی شد که او پذیرفت دستیار اول و تأثیرگذارش که همانا علیرضا مرزبان بود، برکنار شود و بدون وی به کارش ادامه بدهد. شاید نوعی رابطه عشق و نفرت بین اصفهانیها و مرزبان جریان داشت. وقتی مرزبان قول داد در صورت قهرمانی سپاهان در لیگ از اصفهان تا تهران را با پای پیاده طی کند دل اهالی شهر برای او غش رفت اما همان آدمها وقتی سپاهان شروعی بد در سومین فصل حضور کرانچار در سپاهان داشت، روی سکوها چنان بر علیه مرزبان شعار دادند که برای مدیران سپاهان چارهای جز خلع وی نماند و همان لحظهای که کرانچار این واقعه را پذیرفت و پای دستیارش نماند، به واقع روند سقوط خود را به جریان انداخت.از چنان واقعهای و از کوتاه آمدن کرانچار تنها چیزی که برخاست، نزول بیشتر سپاهان و افزایش مشکلات این تیم بود که در نهایت باعث خلع خود وی نیز شد. از دومین مرتبه به کارگیری کرانچار در سپاهان چیزی نگوییم بهتر است زیرا وی را در اواخر فصل آوردند تا از سقوط این تیم به دستهای پایینتر جلوگیری کند و او این کار را کرد اما چون فضا بسیار تیره بود و دستاورد کرانچار مهم تلقی نشد سران سپاهان برای شروع فصل بعدی به فرد دیگری روی آوردند.
پیامدهای مربیگری در حالت غیر عادی!
برخورد بد و توأم با بیاحترامی با کرانچار از آن پس در فوتبال ایران نهادینه شد، به طوری که در سال 2015 وی تا یکقدمی احراز پست سرمربیگری تیم ملی امید ایران پیش رفت ولی به بهانه رفتارهای غیراخلاقی در زمان حضورش در سپاهان این پست از وی دریغ شد. عجیبتر آنکه دو سال بعد همان پست را سرانجام به کرانچار سپردند و اصلاً هم توضیح ندادند چگونه مردی که به اتهام تمرین دادن تیم در حالت غیرعادی سزاوار هدایت امیدها تشخیص داده نشده بود، میتواند سرانجام دو سال بعد به رغم چنین ایرادی سکاندار آنان شود! هر چه بود احراز و اثبات این سزاواری هم کرانچار را با یک برخورد نهایی منصفانهتر روبهرو نکرد و با اینکه تیم ملی امید ایران با هدایت وی از مرحله اول انتخابی المپیک 2020 توکیو جان به سلامت به در برد و به مرحله نهایی انتخابی این رقابتها در قاره آسیا راه یافت، وی را برکنار و ابتدا فرهاد مجیدی و سپس حمید استیلی را جانشین وی کردند ولی در نهایت امیدها با هدایت استیلی هم المپیکی نشدند تا طول مدت دوری فوتبال ایران از المپیکها 44 ساله شود.
استدلال برکنار کنندگان کرانچار این بود که صعود ایران از مرحله اول انتخابی آن هم فقط به عنوان تیم دوم گروه در تهران و به ضرب و زور داشتن اخطارهای کمتر نسبت به رقبا، نه صعودی قابل قبول و نه حتی توفیقی کوچک بلکه یک شکست در قالب ظاهری موفقیت بوده است. هر جور هم که ما به قضیه نگاه کنیم، کرانچار با ادب و متانت همیشگیاش این واقعه تلخ و قدرناشناسی ما و کملطفی تازه جامعه فوتبال ایران را پذیرفت و بدون سر و صدا از فوتبال ایران رفت و این بار رفت که دیگر برنگردد.
منصفتر باشیم
این از سر بد اقبالی کرانچار و شاید هم قدمی در راه کاملتر شدن نگونبختیهای وی بود که پست و وظیفه ناتمام ماندهاش در تیم ملی امید ایران واپسین وظیفه و شغل اهدا شده به وی در زندگیاش بود و او پس از آن مربی تیم دیگری نشد. به همین خاطر دیروز (دوشنبه 11 اسفند) که خبر فوت وی به سبب ابتلا به یک بیماری مزمن و همدردی همگنان و همکاران و شاگردانش با وی و خانواده او به ایران واصل شد، غمها و دردها نسبت به وی بیشتر و بیشتر شد زیرا او به رغم خدمات صادقانهاش به فوتبال ایران هرگز احترامی را ندید که سزاوار آن بود. کرانچار مردی بود که در دوران اوج و مطرح بودنش تیمهای معتبر و معروف دینامو زاگرب، راپید وین و سنت پولتن اتریش و همچنین کرواشیا زاگرب را که در یک مقطع جانشین دینامو زاگرب شد، هدایت کرد و در کشورهای عرب منطقه خاورمیانه هم کار کرد و در الشعب و الاهلی امارات به قدرت رسید و در سطح ملی، تیم ملی مونته نگرو را هم در یک مقطع هدایت کرد و همواره یک مربی بزرگ و مسلط بر کار خویش نشان داد. در فضای فوتبال حرفهای جهان که بسیاری از بدرفتاریها رایج و حرفهای تند و بیادبانه برای رسیدن به اهداف مورد نظر لازم و ضروری است، معمولاً از کرانچار خطا و لغزشی از این دست رؤیت نشد و او همیشه آرام میآمد و آرام میرفت و وارد هیچ دعوا و مرافعهای نشد و شاید ایراد و کاستی بزرگش همین بود زیرا در ورزشی با این همه حاشیه و دردسر و طینتهای بد اگر پاککردار و آرام باشی کلاهت پس معرکه است. با این وجود به خاطرات محترمانه مرد نجیب کروات دل میسپاریم و برای او آمرزش و برای استخدامکنندگان قبلی وی عدالت و انصاف بیشتر را در زمان رویکرد به مربیان نجیب بعدی آرزو میکنیم!
نویدکیا: از امیر قلعهنویی تشکر میکنم
برخی انسانیت را در حق کرانچار رعایت نکردند
سرمربی تیم فوتبال سپاهان با اشاره به پیروزی تیمش مقابل گل گهر سیرجان میگوید: «شرایط به گونهای بود که تیمها فوتبال نزدیکی بازی کردند، گل گهر تیم خیلی خوبی بود اما در نیمه اول دو تعویض اجباری داشت، با این حال در برخی از دقایق بازی، آنها بهتر و در دقایق دیگری ما بهتر بودیم. ما از موقعیت گل خود به خوبی استفاده کردیم و توانستیم سه امتیاز بازی را به دست آوریم. زمانی که به جمع سپاهانیها اضافه شدم با بازیکنان خوبی از نظر کیفی روبهرو بودم و از این بابت از امیر قلعهنویی تشکر میکنم. گلگهر هم تیم خیلی خوبی است و با شرایط فنی که دارد در آینده نتایج خوبی کسب خواهد کرد.» او با اشاره به درگذشت زلاتکو کرانچار اینطور میگوید: «درگذشت کرانچار سرمربی سابق تیم فوتبال سپاهان را به هواداران و مجموعه این باشگاه تسلیت عرض میکنم و باید بگویم که برخی با حرفها و نوشتههایشان، انسانیت را در حق او رعایت نکردند.»
گلمحمدی: مهاجمان ما باید ضربه آخر را بهتر بزنند
یحیی گلمحمدی سرمربی تیم پرسپولیس در نشست خبری پس از بازی با سایپا حضور یافت و به تمجید از بازیکنانش پرداخت. او همچنین عملکرد بازیکنان تعویضی را مثبت خواند و در مورد مهدی عبدی نیز اظهارنظر کرد اما شاید کسی انتظار نداشت که یحیی صحبتهایش را با پرداختن به انتخابات فدراسیون و انتقاد از اسامی مطرح شده برای حضور در تیم مدیریتی عزیزی خادم به اتمام برساند.
برد مقابل سایپا:
خدا را شکر میکنیم بابت این سه امتیاز. بازی را خیلی خوب شروع کردیم و به گل رسیدیم و در ادامه میتوانستیم گل دوم و گلهای بعدی را هم بزنیم اما فکر کنم استرس بازی وقتی نتوانستیم از این موقعیتها استفاده کنیم بیشتر شد. سایپا یکی از تیمهای خوب است و نسبت به قبل متفاوت شده و بازی جانداری هم انجام داد. بچههای ما خیلی انرژی گذاشتند و خیلی خوب دویدند و به آنها خسته نباشید و خدا قوت میگویم. تمرکز خوبی داشتند و توانستیم سه امتیاز را کسب کنیم. این برد را به هواداران تقدیم میکنیم که هرچه داریم از آنها داریم. امیدوارم این روند را ادامه دهیم. چیزی که استرس بازی را زیاد کرد، استفاده نکردن از موقعیتها بود و باید تمرکز بیشتری روی ضربات آخر داشته باشیم.
برد با کمترین اختلاف:
خیلی از تاکتیکهایی که در جریان بازی به وجود میآید، ممکن است روی فشار آوردن حریف باشد. در هر صورت تیمی که یک گل عقب است تلاش میکند بازی را تغییر دهد و طبیعتاً فشار بیشتری وارد میکند. بچههای ما خوب دفاع کردند و خیلی از موقعیتهای حریف را پوشش دادند اما خب در مجموع بازی سختی بود ولی اگر ما از موقعیتها بهتر استفاده میکردیم، بازی خیلی راحتتر میشد. حریف قلدر و قابل احترام بود و به آنها بابت بازی شجاعانه تبریک میگویم.
عملکرد تعویضیها:
تعویضهای ما همگی هجومی و در خط جلو بودند، به نظرم هر سه بازیکن تعویضی عملکرد خوبی داشتند اما وقتی وارد زمین شدند، موقعیت داشتند که کار را زودتر تمام کنند و کار به جایی نرسد که این همه استرس سراغ تیم بیاید. باید بیشتر در زدن ضربات آخر دقت کنند. به نظرم خیلی خوب توانستند پرس بگذارند و عملکرد خوبی داشتند.
بیرون نشستن مهدی عبدی:
راجع به اینکه چه کسی بازی کند و چه کسی نه، فکر نکنم در نشست مطبوعاتی بتوان صحبت کرد. هرکسی باتوجه به نوع بازی و عملکردش در تمرینات و برآیندش در تمام اتفاقات قبلی و همچنین بازیهای بعدی، وارد ترکیب میشود. هرکسی بازی کرده از جانش مایه گذاشته و این برای ما خیلی مهم است. برایمان مهم نیست چه کسانی در زمین هستند، مهم این است که آنهایی که بازی میکنند چه عملکردی دارند. فکر کنم کسانی که روی نیمکت هستند، چیزی کمتر از بازیکنان داخل زمین ندارند. ما به همه بازیکنان به دیده برابری و احترام نگاه میکنیم و عملکرد بازیکنان تعیینکننده است.
انتخابات فدراسیون:
از علی کریمی و مهدی مهدویکیا بابت شجاعت و از خودگذشتگیشان برای ثبتنام در ریاست فدراسیون تشکر میکنیم. به نظرم چیزی را از دست ندادند و فوتبال ما بابت انتخاب نشدنشان ضرر نکرد.
برای آقای عزیزی خادم آرزوی موفقیت میکنم و انشاءالله عملکردی داشته باشند که فوتبال ما را از این حالت نجات دهند و امیدوارم کسانی که قرار است در کنار او باشند، آدمهای قوی باشند. ما یکسری اسامی شنیدیم که بودنشان در فدراسیون خوشایند نیست و اسم فدراسیون آنقدر بزرگ هست که جای آدمهای کوچک نباشد.
امیدوارم انتخابهای خوبی داشته باشند.
حبابی که دارد میترکد، ستارههایی که فرار میکنند
لیگ چین چگونه ویران شد
شاندونگ، فاتح جام حذفی چین سه هفته پیش بهدلیل تأخیر در پرداخت دستمزدها از لیگ قهرمانان آسیا کنار گذاشته شد. تیانجین تایگرز هم 10 ماه است به بازیکنان حقوق نداده
یکشنبه بود که اعلام شد جیانگسو سونینگ، قهرمان سوپرلیگ چین، در صورت پیدا نکردن یک مالک جدید منحل خواهد شد. چهره فوتبال در پرجمعیتترین کشور دنیا دارد بهسرعت تغییر میکند.
این باشگاه متعلق به غول خردهفروشی چین، یعنی «سونینگ» است که در سال 2016 هم باشگاه اینتر را خریداری کرد. این انحلال نشان میدهد باشگاهی که کمی پیشتر و در سال 2019 تلاش کرده بود گرت بیل را از رئالمادرید بخرد، چقدر سریع دچار فروپاشی شده است.
آنها نتوانستند بیل را جذب کنند اما تیم جیانگسو که در سال 2020 قهرمان لیگ چین شد، الکس تکسیرا، بازیکن برزیلی را در اختیار داشت. لیورپول در سال 2016 میخواست او را با قیمت 50میلیون یورو جذب کند. آنها پیشتر یک بازیکن برزیلی دیگر، یعنی رامیرس را هم داشتند که در سال 2016 از چلسی با قیمت 25میلیون پوند خریده بودند.
سال 2016 در واقع نقطه اوج لیگ چین بود و این تهدید وجود داشت که توازن فوتبال در دنیا بههم بریزد. آرسن ونگر، مربی وقت آرسنال در آن هنگام گفته بود دستمزدهای بالای چینیها میتواند باعث شود آنها رقیب جدی باشگاههای اروپایی در جذب بازیکنان بااستعداد شوند. ونگر گفت: «این زنگ خطر است، اینکه پیشنهادهای چینیها باعث شود پیشنهادهای اروپاییها هم تغییر کند. شما با این موضوع نمیتوانید رقابت کنید.»
سالها پیش لیگ چین دچار مشکل قمار، تبانی و فساد بود اما توانست احیا شود و در سال 2012 بود که دیدیه دروگبا و نیکولا آنلکا بهعنوان نمادهای شروعی تازه به شانگهای شینهوا پیوستند. این انتقالات نشان از قدرت روزافزون لیگ چین میداد. سیدو کیتا هم راهی دالیان آربین شد و لوکاس باریوس و یاکوبو هم به گوانگژو اورگرانده و گوانگژو R&F رفتند. تاکشی اوکادا، سرخیو باتیستا و مارچلو لیپی هم بهعنوان مربی به لیگ چین پیوستند.
در سال 2013 دیوید بکام اولین سفیر بینالمللی لیگ و گوانگژو دومین باشگاه چینی شد که فاتح لیگ قهرمانان آسیا میشود. آنها در سال 2015 هم این قهرمانی را تکرار کردند.
تکسیرا، رامیرس، الکساندر پاتو، پائولینیو، اسکار، کارلوس توس، هالک و جان اوبی میکل در سالهای بعد راهی چین شدند. فابیو کاناوارو و لوییز فلیپه اسکولاری هم به چین رفتند. سوپرلیگ چین از نظر مالی تبدیل به غول جذب بازیکن شده بود.
اما همهگیری ویروس کرونا روی لیگ چین هم تأثیر بسیاری گذاشت و ترکهایی که در سالهای گذشته پدیدار شده بود در 12 ماه اخیر تبدیل به بحرانهایی جدی شد.
تکسیرا پس از قهرمانی جیانگسو حاضر نشد قرارداد جدیدی امضا کند و سونینگ که با لیگ برتر انگلیس بر سر از دست دادن حق پخش این مسابقات در چین دچار مشکلات حقوقی شده است، اخیراً به مقامات باشگاه اعلام کرد تمرکزش را روی صنعت خردهفروشی میگذارد و از دیگر بازارها دست میکشد.
ژانگ جیندونگاس، مالک سونینگ گفت: «ما باید توجهمان را معطوف زمین نبرد اصلیمان کنیم. ما کاملاً روی صنعت خردهفروشی تمرکز خواهیم کرد و صنایع بیربط را بدون هیچ درنگی تعطیل میکنیم.»
شاندونگ لوننگ، فاتح جام حذفی چین هم سه هفته پیش بهدلیل تأخیر در پرداخت دستمزد بازیکنان از لیگ قهرمانان آسیا کنار گذاشته شد. اگر جیانگسو نتواند مالک جدیدی پیدا کند، آنها هم از این مسابقات کنار خواهند رفت. جای شاندونگ در لیگ قهرمانان را شانگهای SIPG میگیرد که در فصل 2020 سوپرلیگ چین چهارم شد.
تیانجین تایگرز، دیگر تیم چینی هم در آستانه فروپاشی است. شرکت دولتی تیانجین تدا که مالک این باشگاه است، دست از سرمایهگذاری کشیده است. بازیکنان این باشگاه 10 ماه است که حقوق دریافت نکردهاند. این باشگاه از سال 1999 در لیگ چین حضور دارد.
همین سال گذشته بود که تیانجین تیانهای، رقیب تایگرز، که زمانی کاناوارو را بهعنوان مربی و پاتو و اکسل ویتسل را بهعنوان بازیکن داشت، اعلام ورشکستگی کرد. شو یوهوی، مالک سابق آنها دستگیر شد و به زندان افتاد و باشگاه از نظر مالی به بنبست رسید.
آنها البته حالا در دستههای پایینتر بازی میکنند اما از سوی دیگر، اولین باشگاه چینی که فاتح لیگ قهرمانان آسیا شد، یعنی لیائونینگ هم در سال 2020 بهدلیل ناتوانی در پرداخت بدهیها منحل شد.
مقامات فوتبال چین با وجود مقاومت هواداران بهدنبال جلوگیری از گردش بیرویه پول در لیگ هستند. آنها اعلام کردهاند در آغاز فصل 2021 باشگاههای حرفهای حق ندارند اسم اسپانسرهایشان را روی تیمهایشان بگذارند و از لوگو آنها بهره ببرند، به این ترتیب باشگاهها توان مالی کمتری پیدا خواهند کرد.
در دسامبر هم برای رشد و پرورش بازیکنان چینی و ممانعت از ایجاد حباب، سقف قیمت و دستمزد برای بازیکنان تعیین شد. رشد بازیکنان چینی در سالهای گذشته خوب نبوده و این در حالی است که ژی جینپینگ، رئیسجمهوری چین، رویای آن را دارد که چین در سال 2050 قدرت اصلی فوتبال دنیا شود.
حالا بازیکنان خارجی سوپرلیگ چین بیشتر از 3میلیون یورو در سال دریافت نخواهند کرد و این سقف برای بازیکنان داخلی هم 5میلیون یوان (765هزار دلار) پیش از کسر مالیات است. باشگاهها نمیتوانند در مجموع بیش از 600میلیون یوان (74/91میلیون دلار) در سال به بازیکنان دستمزد بدهند و دستمزد بازیکنان خارجی یک باشگاه هم باید در مجموع 10میلیون یورو باشد. از سال 2017 هم انتقالات گرانقیمت خارجی صددرصد مالیات داشته است و این پول برای پرورش بازیکنان جوان خرج میشود.
باشگاههای سوپرلیگ چین 10 برابر لیگ کرهجنوبی و سه برابر لیگ ژاپن پول خرج میکنند اما تیم ملی چین بسیار عقبتر از این دو کشور است. به باور مقامات چینی، این حبابها باعث میشود آینده فوتبال چین به مخاطره بیفتد.
آیا انحلال جیانگسو به این معناست که حبابی که در لیگ چین شکل گرفته بود دارد میترکد و باشگاههای دیگر هم دچار مشکل خواهند شد؟ یا اینکه این هشداری است که نشان میدهد گامهای درست بهموقع برداشته نشدهاند و باید هرچه سریعتر در این زمینه اقدام شود؟ تنها زمان پاسخ این سؤال را خواهد داد.
منبع: ESPN
توپجمعکنها توپ را دیر به ما میدادند
مرفاوی: امیدوارم در ادامه نتایج خوبی کسب کنیم!
بهجای محمود فکری که در نشست قبل از بازی هم حضور نداشت، صمد مرفاوی در نشست بعد از بازی شرکت کرد. او از نمایش استقلال ابراز رضایت کرد: «بازی خوبی انجام دادیم و بعد از یک شروع مجدد گل خوردیم. همین مسأله روحیه تیم ما را پایین آورد ولی بازیکنان مسائلی که در رختکن گفته بودیم را یک مقدار انجام دادند تا به گل رسیدیم. متأسفانه نشد این بازی را ببریم اما تیم حریف در زمین خودش بسته بازی کرد و کار را سخت کرده بود. نهایتاً بازی مساوی شد و امیدوارم در ادامه نتایج خوبی کسب کنیم.» مرفاوی اعتقاد دارد تیمش مشکل بدنی ندارد: «اگر مشکل بدنی داشتیم تا دقیقه 94 حمله نمیکردیم. دیدید که ارسلان آن فرصت را در دقیقه آخر از دست داد. ما مشکل بدنی نداریم و حتی بیشتر از تیم مس دوندگی داشتیم. آنها سعی میکردند از ضدحملات استفاده کنند و بیشتر در زمین خودشان بازی میکردند.» مربی استقلال اعتقاد دارد داوران باید به سیستم رادیویی مجهز شوند: «نمیدانم چگونه داوران ما سیستم رادیویی ندارند و آیا کمیته داوران این موضوع را میداند یا خیر. مثلاً اگر یک پنالتی اتفاق بیفتد کمکداور باید به داور وسط کمک کند ولی سیستم رادیویی وجود نداشت، یا مثلاً توپها را دیر به زمین میفرستادند. تعجب میکنم وقتی تیمی خوب بازی میکند چه دلیلی دارد توپجمعکن توپ را دیر به زمین بفرستد یا بازیکن این تیم خودش را به زمین بیندازد؟ من داور بازی امروز را مقتدر ندیدم، به داور چهارم میگویم چرا سیستم رادیویی ندارید و او گفت: ما مقصر نیستیم. سؤال من این است داور خط کرنر را چرا گذاشتهاند؟ آنها پرچم ندارند پس با چه وسیلهای باید به داور وسط کمک کنند.» مرفاوی ادامه داد: «اگر حرفی بزنیم میگویند میخواهند داوران را تضعیف کنند در حالی که خودشان داوران را ضعیف میکنند. این مسائل باید حل شود و اینکه یک رئیس بیاید و برود چه فایده دارد. رئیس فدراسیون باید به این مسائل توجه کند. آیا داور کنار خط برای نمایش است؟ فقط امیدوارم این مسائل در فوتبال حل شود.» مرفاوی ماجرای غیبتهای قایدی را هم اینگونه توجیه کرد: «ما کار خودمان را انجام میدهیم و ممکن است مشکلات درون خانواده داشته باشیم اما مدیریت باشگاه و مسئولان در حال پیگیری مسائل هستند. قرار نیست مسائل درون خانواده را به بیرون ببریم، اگر مشکلاتی وجود داشته باشد ولی تمام ذهن ما این است که شرایط تیم را بهتر کنیم. میجنگیم تا بهتر شویم.» قلعهنویی و دایی هم به اندازه کریمی رأی میآوردند
فتحاللهزاده: من هم فوتبالیست نبودم اما 15 سال مدیرعامل استقلال بودم
علی فتحاللهزاده درباره انتخابات فدراسیون فوتبال صحبتهای تازهای به زبان آورده است. مدیرعامل سابق باشگاه استقلال میگوید: «من اگر حق رأی داشتم به علی کریمی رأی میدادم اما او اگر یک دوره مدیریت باشگاهی یا سبقه مدیریتی داشت بیشتر رأی میآورد، اما چون مدیران با او ارتباط نداشتند رأی نیاورد. نه او، بلکه علی دایی و امیر قلعهنویی هم میآمدند همین رأی را میآوردند. الان مگر مدیران کمی بیرون هستند؟ چرا من نیامدم؟ به این دلیل که میدانستم با این کیفیت و با این نحوه انتخابات به من رأی نمیدهند چون تیم نداشتم. تقصیر خودم است. باید تیم درست کنم و لابیگری کنم، در غیر این صورت رأی نمیآورم. این واقعیت است.» علی فتحاللهزاده در مورد اینکه فوتبالیها میگویند در این انتخابات بیاعتبار بودند و نقشی نداشتند، این توضیح را داد: «این را قبول ندارم. اینطور نیست که هرکسی فوتبالیست است باید رأی بیاورد. منظورم علی کریمی نیست. او را خیلی دوست دارم. او از فوتبالیستهایی است که میتواند مدیر هم باشد؛ بهطور کلی میگویم. در دنیا هم اینطور نیست که اگر فوتبالیست رأی نیاورد بگوییم فوتبالی نیست. در دنیا چند رئیس فدراسیون فوتبالیست هستند؟ میتوانید بگویید من فوتبالی نیستم؟ 10، 15 سال مدیر باشگاهی در سطح آسیا بودم که مقام آورده و کار کردم. فوتبالی نیستم پس چه هستم؟ همانطور که یک فوتبالیست خوب الزاماً اینطور نیست که یک سرمربی خوب هم باشد. بهندرت یک فوتبالیست توانسته یک مربی خوب باشد!» فتحاللهزاده در مورد اینکه آیا باید فقط رئیس فدراسیون و نفر اول باشیم که برای فوتبال کار کنیم؟ گفت: «نه، من منظورم اصلاً علی کریمی نیست. او یا علی دایی و امیر قلعهنویی استثنا هستند. میتوانند موفق هم باشند اما الزاماً اینطور نیست که اگر کسی که چندین سال در فوتبال مدیریت میکند، رئیس فدراسیون شد بگوییم فوتبالی نیست. این حرف صحیحی نیست.» فتحاللهزاده در بخش دیگری از صحبتهایش به صفاییفراهانی هم اشاره دارد: «ما باید تخصصی کار کنیم. مثلاً صفاییفراهانی فوتبالیست بود؟ آیا بد مدیریت کرد؟ مصطفوی هم مدیریت خوبی داشت و فوتبالی هم بود.» فتحاللهزاده ادامه داد: «اگر به یک فوتبالی که کار مدیریت ورزش کرده و کارنامه داشته، رأی ندهیم اجحاف کردهایم. باید در فوتبالیها جرأتی هم باشد. علی کریمی میدانست رأی نمیآورد ولی جسارت نشان داد تا این تابو را بشکند و این کار قابل تحسین است. این حرفها همیشه در فوتبال هست اما باید اصولی کار کنیم.» فتحاللهزاده برای کریمی این توصیه را دارد: «علی کریمی باید کار کند که دوره بعد رأی بالا داشته باشد. بهعنوان مثال نمیشود یک بازیکن عالی را سرمربی تیم ملی کرد. باید برود مربیگری کند و کارنامه داشته باشد.» فتحاللهزاده با اشاره به صحبتهای کریمی بعد از انتخابات که گفته بود فقط 9 نفر میخواستند فوتبال عوض شود، گفت: «ما باید روی برنامه حرف بزنیم. من فردا چطور رئیس فدراسیون فوتبال میشوم؟ باید برنامه و سابقه داشته باشم، امتحان پسداده باشم و با کارنامه بیایم. الان بهترین بازیکن ایران را میتوانید سرمربی تیم ملی کنید؟ سرمربیگری یک قلق دارد و بازیگری هم یک قلق. باید از هرکسی در حیطه خودش مطالبهگر باشیم. از سرمربی تیم ملی انتظار صعود به جامجهانی داریم و از رئیس فدراسیون انتظار داریم بحث کپیرایت، اسپانسر و پول باشگاهها و... را پیگیری کند.» فتحاللهزاده با تمجید از فضای انتخابات با این جملات به صحبتهایش پایان داد: «الان رئیس فدراسیون انتخاب شده. 4 آدم خوب و موجه با هم مبارزه کردند که همه لابیگری و برنامه داشتند و حالا عزیزیخادم موفق شده. الان همه باید دست به دست هم بدهیم، کمک کنیم تا از آبرو و جایگاه فوتبال ایران دفاع شود. این خیلی زشت است که میگوییم در رنکینگ اول هستیم اما در AFC آخر هم نیستیم چون از هم حمایت نمیکنیم. من زمانی قصد داشتم نایبرئیس اول بشوم. برای ریاست نیامدم. گفتم تجربه تقریباً موفق باشگاهی دارم و 4 سال هم نایبرئیس میشوم تا با فوت و فن کار بیشتر آشنا شوم و بعد برای ریاست اقدام میکنم.» یک تیم در لیگ برتر گم شده است
چراغ بردارید، دنبال استقلال بگردید
سرمقاله
فرشاد کاسنژاد @Farshadcasnejad
گم شدن استقلال در لیگ برتر داستان امروز نیست. استقلال سالهاست در پیدا کردن خود تبحر ندارد. از دست رفتن این مهارت به از دست رفتن فرصتهای موفقیت در سالیان اخیر تبدیل شد اما نگرانکننده این است که این ماجرا دنبالهدار است. انگار سریالی نوشتهاند با این عنوان: یک تیم در لیگ گم شده است.
استقلال را از روزی که با آندرهآ استراماچونی پروژه تازهاش را شروع کرد ببینیم. این باور وجود داشت که استقلال با استراماچونی رویاهای تازه و بزرگی را جستوجو خواهد کرد اما آن پروژه مدیریت نشد و بحران اقتصادی برای پرداخت دستمزد سرمربی فقط بخشی از سوءمدیریت بود. مدیران باشگاه اهمیت آن پروژه را در بازسازی برند استقلال نمیشناختند و نمیدانستند در چه موقعیتی هستند. مدیریت باشگاه استقلال تسلط ایجاد رابطه حرفهای با سرمربی خود را نداشت. استقلال یکی از مهمترین فرصتهایش برای بازسازی ساختار فنی و شخصیت تیمی را از دست داد اما تغییر مدیریتها در استقلال هر بار وضعیت را هولناکتر کرد و باشگاه استقلال حتی مهارت ایجاد یک همکاری رضایتبخش با فرهاد مجیدی را پس از جدایی استراماچونی نداشت.
استراماچونی به اسلوب حرفهای خود پایبند بود و باشگاه را همراه پروژه خود نمیدید. فرهاد مجیدی نیز کوشش کرد تا باشگاه را به مسیر حرفهای بکشاند اما باشگاه از درک اهمیت این کارها عاجز بود و مقاومت میکرد. فرهاد مجیدی حتی به نقد وضعیت حاکم بر باشگاه پرداخت و انتقادات مهمی را مطرح کرد که نمیدانیم از یاد رفتهاند یا هنوز در یادها هست. دو پاره از انتقادات مجیدی همیشه به کار استقلال میآید، اگر گوش شنوایی وجود داشته باشد:
- «اگر استقلالی هستید، دفعه بعد لااقل حامی این دروغگوها نباشید. حمایت نادرست باعث شد که استقلال برای دومین سال متوالی توسط دلالها بسته شود و نه سرمربی.»
- «فراموش نکنید که هواداران استقلال آقای استراماچونی را در پاییز گذشته به دلیل همین سوءرفتارها از دست دادند، نه فقط به خاطر نحوه پرداخت. موضوع ساده و روشن است. مدیر باشگاه تجربهای در فوتبال ندارد که با ظرافت رفتار حرفهای آشنا باشد. از من یا هر کسی در نقش سرمربی بخواهید که به تمام جزئیات حساس باشم، نه اینکه به لاابالیگری در مدیریت تن بدهم و سازگار شوم. سالها به کجرفتاری و غیرحرفهای بودن مدیران تن دادهاند و از جزئیات گذشتهاند که فوتبال به این روزگار دچار شده است.»
در باشگاه استقلال اما برای پیدا نکردن خود و برای بازسازی نشدن برند استقلال انگار مقاومتی عجیب وجود دارد. روزی که استقلال محمود فکری را به عنوان سرمربی انتخاب کرد، سوابق فنی فکری نشان میدهد که باشگاه استقلال به تمام کارها و نقدها که در دوره مربیگری استراماچونی و مجیدی انجام و مطرح شد، پشت
کرده است.
بعید به نظر میرسد که طرح این موضوعات، امروز برای مدیر یا هیأتمدیره باشگاه استقلال اهمیتی داشته باشد یا درکی از این دغدغهها داشته باشند. استقلال دوباره با سقوط فنی مواجه شد و نتیجهاش را هر هفته در بازی استقلال میبینیم. حتی پس از نیمفصل اول و تعیین فرصت مجدد برای همکاری با محمود فکری، شروع دوباره استقلال نشانی از تغییرات فنی در خود ندارد و این دلیل واضحی دارد. استقلال به توان تغییر در خود مجهز نیست.
کار به جایی رسیده است که سر باز زدن از خریدهای تازه برای تیم محمود فکری و بر باد ندادن پولهای بیشتر، بهترین توصیه به استقلال تلقی میشود، چون این باور که در استقلال رشد فنی ببینیم وجود ندارد.
چراغ بردارید و دنبال استقلال بگردید. این تیم از بازسازی برند استقلال و بازسازی نمایش فنی خود عاجز است. حالا میتوانید تا پایان فصل صبر کنید اما منتظر جادو جنبل فنی نباشید. از کلاه این کادر فنی خرگوش بیرون نمیجهد.
فولاد خوزستان یک – ذوبآهن صفر
چشم فولادیها به جایگاه استقلال
فولادیهای خوزستان در هفته اول نیم فصل دوم لیگ برتر در خانه خود به مصاف ذوبآهن پایین جدولی رفتند و در حالی که از امتیاز میزبانی بهره میبردند تلاش کردند حریف را تحت فشار قرار دهند.
هنوز 15 دقیقه از بازی نگذشته بود که پاس بسیار خوب ساسان انصاری در عمق دفاع ذوبآهن به آیاندا پاتوسی رسید و این بازیکن گلزن فولادیها توانست در موقعیت بسیار خوب و در حالی که فقط گردان را در روبرویش داشت گل اول بازی و فولاد را به ثمر برساند.
نیمه اول بازی با تک گل پاتوسی به پایان رسید تا ذوب آهنیها امیدوار به جبران گل خورده در نیمه دوم باشند اما عملکرد ضعیف شاگردان مجتبی حسینی نه تنها گلی برای آنها در بر نداشت، بلکه بازیکن گلزن فولادیها توانست بارها روی دروازه ذوبآهن خطرناک ظاهر شود اما فولادیها هم به همین تک گل رضایت دادند.
ذوبآهن در دقایق پایانی بازی با اخراج محمدزاده، ده نفره شد و در نهایت بازی با نتیجه یک بر صفر به سود فولاد به پایان رسید تا این تیم نیم نگاهی به جایگاه استقلال در رده سوم جدول داشته باشد.
صادقی: موقعیتهای ما بهتر از پرسپولیس بود
ابراهیم صادقی میگوید که در سالهای اخیر کمتر تیمی مثل سایپا پرسپولیس را در ورزشگاه آزادی تحت فشار گذاشته بود.
سرمربی سایپا بعد از شکست یک بر صفر تیمش مقابل پرسپولیس گفت: «بازی خیلی خوبی از جانب تیم ما بود و به غیر از صحنهای که گل خوردیم و بازی را خوب شروع نکردیم، بازی غالباً دست ما بود و فکر کنم در ورزشگاه آزادی کمتر تیمی بوده که در این سالها پرسپولیس را اینطوری تحت فشار قرار دهد و مالک توپ و زمین باشد و موقعیت بسازد.» صادقی اضافه کرد: «پیشرفت خیلی خوبی نسبت به فصل گذشته داشتیم. فصل گذشته که 3-0 باختیم نمیتوانستیم حتی توپ را از آنها بگیریم اما امسال توانستیم آنها را تحت فشار بگذاریم و موقعیت بسازیم. دو دقیقه بعد از گل فرصتی را از دست دادیم که بهتر از موقعیت سیدجلال بود، بعد یک موقعیت تک به تک از دست دادیم. آنها هم در آخرین دقایق بازی موقعیتهایی داشتند.»
صادقی در پایان گفت: «فکر کنم بازی خوبی بود و جا دارد به بازیکنانم بابت تلاششان تبریک بگویم. با این فوتبال میتوانیم هر تیمی را تحت فشار قرار دهیم و برنده باشیم. باید یاد بگیریم از تک موقعیتها استفاده کنیم. در مجموع از تمام بازیکنان راضی هستم. ما نیمه دوم دو فوروارده بازی کردیم و پنج دقیقه آخر هم با سه فوروارد بازی کردیم. البته آنها بازیکنان باتجربهای دارند و توانستند بازی را کنترل کنند. در آینده میتوانیم با این روش امتیازات بیشتری بگیریم.»
|
|
آدرس مطلب:
آدرس مطلب:
آدرس مطلب:
آدرس مطلب:
آدرس مطلب:
آدرس مطلب:
آدرس مطلب:
آدرس مطلب:
آدرس مطلب:
آدرس مطلب:
آدرس مطلب:
آدرس مطلب:
آدرس مطلب:
آدرس مطلب:
|



























